montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

شیعه می گوید: انتخاب آن کس که کار و گفتار و تقریر و سکوتش میزان کار همه است و حافظ ناموس شرع و مبین احکام است هرگز به انتخاب بشر بطور صحیح انجام نمی شود. انتخاب ولی امر که به حکم «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر و منکم» اطاعتش واجب است فقط از جانب خدا به جا و صحیح است. زیرا علمش به جمیع جهات و از مراتب صلاحیت های ظاهری، باطنی، روحی، و فکری جمیع افراد آگاه است. نه اغفال می شود و نه غفلت در ساحت قدس او راه می یابد و نه فریب ریاکاری و سالوسی و ظواهر بی حقیقت و عوام فریبی کسی را می خورد و نه تحت تأثیر احساسات و عواطف، یا وحشت و رعب و بیم قرار می گیرد. و نه به اغراض شخصی و ملاحظه منافع خود و کسان و فامیل و هم شهریانش آلوده می شود.
ولی اگر بنا باشد مردم در این انتخاب مداخله نمایند، اولاً؛ اگر بخواهند صالح را انتخاب کنند نمی توانند او را بشناسند.

ثانیاً؛ منافع و اغراض شخصی را ملاحظه می کنند. چنانچه در انتخابات عرفی دیده و می بینیم که در هر انتخاب آزاد و به اصطلاح صحیح و دور از اعمال نفوذ، این غراض و علل و موانع دخالت دارد و اغراض شخصی را مردم بیشتر بر مصالح نوعی ترجیح می دهند، لذا تا کنون انتخاب بشر در تعیین زمامداران از همه جهت کامل نبوده و افرادی را که انتخاب کرده لایق از همه نبوده و اشخاصی که صلاحیت بیشتر داشتند انتخاب نشده اند و اگر در بعضی موارد، زمامدار نسبتاً صالحی انتخاب شده جهتش نه واقع بینی و تشخیص و پاکی و طهارت نظر مردم بوده، بلکه تصادف و اتفاق و اوضاع و احوال یا یک نوع اضطرارهای سیاسی موجب آن شده است. و اگر تشخیص مردم، صحیح و پاک و بی غل و غش و براساس حقیقت بینی و شناخت صلاحیت واقعی بود باید همیشه انتخاب شوندگان آنها واجد صلاحیت و شایستگی باشند. پس اینکه می بینیم گاهی انتخاب بشر غلط و گاهی بالنسبه و بندرت صحیح واقع شده، دلیل ناتوانی او از تشخیص صالح و شایسته واقعی است. چنانچه حضرت ولی عصر (عج) در جواب سعد بن عبدالله اشعری قمی که از امام پرسید: چرا مردم نمی توانند برای خود امام انتخاب نمایند؟

فرمود: پیشوای مصلح یا مفسد؟
گفت: مصلح.
فرمود: با اینکه هر یک از آنان از باطن دیگری و نیت او ناآگاه است آیا ممکن است مفسد را انتخاب کنند؟
گفت: بله (ممکن است).
فرمود: «فهی العله» [1] یعنی این است علت آنکه مردم نمی توانند امام را خودشان انتخاب کنند. پس معلوم شد که تعیین و برگزیدن امام که قائم مقام پیغمبر است باید از سوی خدا و به نص و تعیین پیغمبر باشد و گرنه مردم از عهده بر نخواهند آمد و مدینه فاضله انسانی و نظامی که هدف دین و انبیاء است، تشکیل نخواهد شد.
لذا دیدیم در موضوع خلافت چون بعد از رحلت پیغمبر از این اصل عدول کردند، نخست عدهای گفتند: خلافت هم مثل ریاست جمهوری به انتخاب و اجماع آراء است (که آن هم عملی نشد) چون ابوبکر عمر را به جانشینی خود معین کرد و حق انتخابی را که به قول خودشاغن حق عموم امت بود، از آنها سلب نمود و مستبدانه عمر را معین کرد، گفتند: خلیفه می تواند خلیفه بعد از خود را معین نماید.
جلوتر که آمدند به عمل عمر و تعیین شورای شش نفری برای انتخاب خلیفه برخوردند که با هیچ روشی از روش های حکومتی دنیا منطبق نبود. گفتند: به این شکل هم تعیین خلیفه ممکن است.
پیشتر که آمدند، به پادشاهی بنی امیه و شرابخوارها و زناکاران رسیدند، دیدند اگر بخواهند برای اولوالامر یک شرط کوچک هم قائل باشند باید غیر شرعی بودن آن حکومت ها را رسماً اعلان کنند و صاف و پوست کنده عقیده شیعه را ترویج نمایند، گفتند: زمامداری اسلامی هم مثل زمامداریهای دوران ارتجاع و اعصار جاهلیت است و هیچ شرطی ندارد. هر کس با زور سرنیزه به اسم ارث یا هر اسم دیگر سلطنت یافت اطاعتش واجب و فرمانش بر اموال و نفوس نافذ است.
این سبک فکر و عقیده در انحطاط اخلاق و تشویق ستمگران و جباران و آماده شدن محیط برای پیدایش و ادامه حکومت های زور و قلدری بسیار مؤثر شد و باید آن را از علل مهم بلکه علت عمده تسلط بنی امیه و بنی عباس و سایر سلاطین و زمامداران جبار و ستمگر در تاریخ اسلام تا این زمان دانست که شرح مفاسد و جنایات این حکومات و صدماتی که بر اسلام از ناحیه آنان وارد شد، خارج از وضع این مقاله است و خوشبختانه در عصر ما بعضی از متفکرین نامی اهل سنت نیز به علت مفاسدی که این روش و عقیده دارد از آن به شدت انتقاد نموده اند.

اما عقیده شیعه در تعیین امام براساس اصول عقلی و نقلی در نهایت استحکام است و از آغاز تا کنون آن عقیده هسته و مایه تفکرات آزادیخواهانه و عدالت منشی و مبارزه با ظلم و ستم و قیام برای اقامه حق بوده و هست و فقط یکی از علمای شیعه (علامه حلی) در کتاب «الفین»، هزار دلیل بر لزوم تعیین و نصب امام از جانب خدا اقامه کرده است. از نظر یک نفر شیعه تصدی کوچک ترین مقامات اجتماعی و مناصب دولتی و دینی بدون صلاحیت علمی و عملی جایز نیست و حکومت باید مظهر عدالت اسلام و تحقق بخش هدفها و مقاصد اسلام و مجری احکام اسلام باشد.
زمامدارانی که در دوران خلافت بنی عباس و بنی امیه و دوران های دیگر روی کار آمدند، بیشتر از نظر مذهب شیعه واجد شرط کدخدائی یک ده بله رفتگری یک کوچه هم نبوده اند.
هر کس تعالیم اسلام، روش پیغمبر و امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین و وضع معاش و معاشرت آنها را با مردم ملاحظه کند و پس از آن به تاریخ زمامداران خودسری که در جوامع مسلمین روی کار آمدند، رجوع نماید که چگونه با زور، حکومت مسلمین را قبضه کردند و خود را بر مردم تحمیل نمودند و بیت المال مسلمین را صرف عیاشیها و شهوترانیها و تجملات و کاخ نشینی خود و خویشاوندان و درباریان خود کرده و با سربازان و سواران مخصوص که موکب آنها را اسکورت می کردند به مردم جاه فروشی کرده و مقام و قدرت خود را به رخ آنان می کشیدند، تصدیق می کند که روش زمامداری آنها با برنامه ها و تعالیم آزادی بخش و عدالت گستر اسلام سازش و ارتباطی نداشت [2] و همانطور که بعضی از بزرگان می گفتند: مراسمی که معمول می داشتند، مراسم خلافت و زمامداری اسلامی نبود بلکه بدترین رسوم دیکتاتوری و استبداد و بازگشت به عصر جاهلیت و دوران قبل از اسلام بود.

ما اگر در این موضوع وارد شویم از مقصد خود در این مقاله دور می شویم غرض این است که عقیده به زمامدار عادل و خدا پرست، روحیه شیعه را از ستم و تجاوز، گریزان و او را از کرنش و احترام و تعظیم در برابر ستمگران متنفر ساخته است.
بنابر آنچه گفته شد حتماً و قطعاً موضوع جانشینی و رهبری امت مورد توجه پیغمبر اعظم اسلام بوده و امکان ندارد پیغمبری که حتی در بیان مستحبات و مکروهات و مسائلی که دخالت جزئی در سعادت امت داشته مسامحه نفرموده؛ در موضوع خطیر خلافت که فوق العاده اهمیت دارد برنامه و ترتیبی نداده باشد و پس از این مقدمات این سئوال پیش می آید.

سؤال:

پیامبر اعظم چه اشخاصی را به جانشینی خود معرفی فرمود و آیا همانطور که سایر برنامه ها و احکام اسلام از کتاب یا سنت استنباط و استفاده می شود، می توانیم با مراجعه به قرآن مجید و احادیث شریف، رهبران واقعی امت را پس از پیغمبر بشناسیم؟ و آیا احادیث و نصوص معتبری که ما را در این موضوع راهنمائی کند، در مآخذ و مصادر اسلامی مورد اعتماد وجود آورد؟

جواب:

این موضوع، هم در قرآن مجید و هم در احادیث شریفه ذکر شده است و با اینکه سیاست های حکام وقت، نقل و بیان این مدارک و اخبار را ممنوع و به شدت مؤاخذه می نمودند بقدری که در این موضوع احادیث و اخبار در مصادر معتبر ضبط است در کمتر مسأله ای از مسائل اسلامی حدیث و خبر داریم. ما از حدیث غدیر خم که تنها در اسناد آن یک نفر از علما، بیست و هشت جلد کتاب نوشته و عبقات و الغدیر در مجلدات متعدد پیرامون آن نگاشته شده و حفاظی مانند «ابن عقده» کتاب مخصوص راجع به آن تألیف و مفسران و متکلمان و محدثان و لغت شناسان، همه آن را نقل کرده اند سخنی به میان نمی آوریم.
احادیث ثقلین که متواتر و در معتبرترین کتاب اهل سنت با سندهای صحیح و مورد اعتماد نقل شده، احادیث امان، احادیث سفینه و صدها احادیثی را که همه دلالت بر نص و تعیین امیرالمؤمنین و ائمه (ع) دارد، در اینجا یادآور نمی شویم چون بیشتر این احادیث را شنیده و می دانند.

[2] رجوع فرمائید به کتاب پرتوی از عظمت حسین علیه السلام – تألیف مؤلف، ص 349 تا 358

انتخاب بشر مقرون به صواب نیست


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1