اگر او را پیغمبر یا باب می پندارند خودش بدین نسبت راضی نبوده قائلینش را تکفیر کرده است.
در تفسیر کوثر می نویسد: «کسانیکه بگویند: ذکر اسم ربک – خودش – ادعای وحی و قرآن نموده کافرند، و کسانیکه بگویند ذکر اسم ربک ادعای بابیت حضرت بقیه الله را کرده کافرند، خدایا شاهد باش که: هر کس ادعای خدایی یا ولایت کند یا مدعی قرآن و وحی باشد یا کم و زیادی در دین تو بکند کافر است و من از وی بیزارم. تو شاهدی که من هرگز ادعای بابیت نکرده ام.» [1]
سید علی محمد هنگامی که بنوشتن تفسیر کوثر اشتغال داشت ادعائی در سر نداشت. فقط خودش را دانشمند لایقی می پنداشت و از اینکه خویش را خانه نشین و علما را مصدر کار می دید رنج می برد.
در جایی می نویسد: «خدا بر من منت نهاده قلبم را نورانی نمود. دوست دارم دین خدا را به همان طوری که در قرآن نازل شده و اخبار اهل بیت بر آن دلالت دارد، اظهار کنم.»
او از نسبتهای ناروایی که درباره اش داده می شد ناراحت بود و از آنها برائت می جست. لیکن بعداً برایش روشن شد که حماقت مردم بیش از حد تصور است نه تنها هر چه را بگوید قبول می کنند بلکه قدری هم بدان اضافه می کنند، آنگاه هوس قائمیت در مغزش وارد شد و ادعایش را علنی نمود.
[1] ولقد کفر الذین قالوا ان ذکر اسم ربک ادعی الوحی و القرآن. ولقد کفر الذین قالوا ان ذکر اسم ربک قال اننی باب بقیه الله واشهد ان الذی ادعی ربوبیتک او ولایتک او ادعی القرآن والوحی بمثل ما حرمت للناس اوینقص شیئاً من دینک او یزید فقد کفروانا بری ء منه وانک شاهد بانی ما ادعیت بابیه المنصوص – تفسیر سوره کوثر