اميرمؤمنان(ع) در اين باره مىفرمايد: «ياران مهدى(عج) - كه سى صد و سيزده نفرند - به سوى او مىروند و او را كه پنهان شده است، مىيابند و مىپرسند: آيا تو مهدى موعود هستى؟ مىفرمايد: «آرى، ياران من!» آنگاه دوباره خودش را از آنان پنهان مىكند و به مدينه مىرود. ياران حضرت چون آگاهى مىيابند، به سوى شهر مدينه به راه مىافتند و آنگاه كه به شهر مدينه مىرسند، امام پنهانى به شهر مكه باز مىگردد و يارانش براى پيوستن به حضرت به مكه مىروند. بار ديگر امام(ع) به شهر مدينه مىرود و چون ياران مدينه مىرسند، حضرت به سوى مكه حركت مىكند و اين رفتار سهبار تكرار مىشود».
امام(ع) ياران را اين گونه مىآزمايد تا از ميزان پيروى ايشان آگاه گردد. پس از آن، در ميان صفا و مروه - در كعبه - ظاهر مىشود و خطاب به يارانش چنين مىگويد: «من به كارى دست نمىزنم، مگر آن كه شما با من بر شرايطى بيعت كنيد و بر آن پاى بند باشيد و چيزى از آن را تغيير ندهيد؛ من نيز هشت چيز را متعهد مىشوم». يارانش در پاسخ امام(ع) همگى مىگويند: ما بهطور كامل تسليم هستيم و از تو پيروى مىكنيم و هر شرطى را كه قرار دهيد، مىپذيريم. بفرماييد آن شرايط چيست؟
حضرت به سوى كوه صفا در مكه به راه مىافتد و ياران نيز در پى او مىروند. در آنجا خطاب به آنان مىفرمايد: «با شما بر اين شرايط پيمان مىبندم: 1. از ميدان رزم نگريزيد. 2.دزدى نكنيد. 3. عمل نامشروع انجام ندهيد. 4.كارهاى حرام انجام ندهيد. 5. كار منكر و زشت انجام ندهيد. 6. كسى را جز به حق نزنيد. 7.زر و سيم نيندوزيد. 8. جو و گندم احتكار نكنيد. 9. مسجدى را ويران نسازيد. 10. به ناحق شهادت ندهيد. 11. مؤمنى را خوار و كوچك نكنيد. 12. ربا نخوريد. 13. در سختىها و مشكلات پايدارى كنيد. 14.فرد خداپرست و يكتاپرستى را لعنت نكنيد. 15. شراب ننوشيد. 16. لباس زربافت نپوشيد. 17.لباس ابريشم و حرير بر تن نكنيد. 18. شخص فرارى را تعقيب نكنيد. 19.خون حرامى را نريزيد. 20. به منافق و كافر انفاق نكنيد. 21. لباس خز نپوشيد. 22.خاك را بالش خود قرار دهيد (شايد به اين معنا باشد كه فروتن و متواضع باشيد). 23.از كارهاى ناشايست بپرهيزيد. 24. به معروف امر كنيد و از منكر باز داريد.
اگر به اين شرايط، پاى بند شويد و رفتار كنيد، بر من واجب است كه جز شما را بهعنوان ياور برنگزينم و نپوشم مگر آن چه شما مىپوشيد و نخورم جز، آنچه شما مىخوريد و بر مركبى كه شما سوار مىشويد، سوار شوم و هرجا كه شما باشيد، با شما باشم و هرجا كه رهسپار شويد، با شما بيايم و به نيروى كم خرسند و خشنود باشم و زمينرا از عدل و داد آكنده سازم؛ آن سان كه از ستم و جور پر شده است و خدا را بهگونهاى كه شايسته است، پرستش نمايم. من به آن چه گفتم، وفادار خواهم بود و شما نيز به عهد خود وفا كنيد».
اصحاب مىگويند: راضى شديم و به آن چه فرمودى با تو بيعت مىكنيم. آنگاه امام(ع) با تك تك ياران (به نشانه بيعت) مصافحه مىكند. [1]
البته بايد توجّه داشت كه حضرت، اين شرايط و آزمايش را با نيروهاى ويژه انجام مىدهد؛ زيرا آنان در حكومت امام(ع) از كارگزاران خواهند بود و آنانند كه با كردار خوب خود، در گسترش عدالت در جهان نقش مؤثرى دارند.
ضمناً، سند اين روايت مورد تأمّل است؛ چون از خطبة البيان است كه برخى آن را ضعيف دانستهاند؛ هر چند بعضى ديگر از بزرگان در مقام دفاع از آن برآمده، آن را تقويتكردهاند. [2]
1. الشيعة و الرجعه، ج1، ص157؛ عقد الدرر، ص96.
2. مرحوم والدم در پاورقى جلد اوّل الشيعة و الرجعه، درباره خطبة البيان چنين فرمودهاند: ما اين خطبه را از كتاب دوحةالانوار شيخ محمد يزدى نقل كردهايم؛ ولى منحصر به اين كتاب نيست، بلكه در كتابهاى ديگرى نيز درج شده است. چنانچه آقا بزرگ طهرانى در جلد 7 الذريعه نام چند كتاب را ذكر مىكند:
1. قاضى سعيد قمى در شرح حديث غمامه م. 1103 ه . ق؛
2. محقق قمى در جامع الشتات، ص772؛
3. نسخهاى در كتابخانه امام رضا(ع) به تاريخ 729 ه . ق؛
4. نسخهاى به خط على بن جمال الدين به تاريخ 923 ه . ق؛
5. خلاصة الترجمان؛
6. معالم التنزيل.
اين خطبه عباراتى دارد كه با توحيد نمىسازد، ولى در همه نسخهها اين عبارات نيست و بدون شك از ساختههاى غلاتمىباشد.
امّا عباراتى هم چون: «انا مورق الاشجار و مثمر الثمار» مانند آن در روايت ديگر فراوان است؛ هم چون «بنا أثمرت الاشجار و أينعت الثمار، و جرت الأنهار و بنا تنزل الغيث و تنبت عشب الأرض» و در زيارت مطلقه چنين آمده است:
«وبكم تنبت الأرض أشجارها و بكم تخرج الأشجار و أثمارها ...». و در زيارت رجبيه: «أنا سائلكم و آملكم فيما إليكم التفويض و عليكم التعويض، فبكم يجبر المهيض و يشفى المريض و ...».
بنابراين، هر عبارتى كه مخالف ظاهر قرآن بود و قابل تأويل و توجيه صحيحى نبود، معصومين از آن برى و منزّه هستند؛ امّا جعلى بودن عبارات اين خطبه، سبب نادرستى همه خطبه شريف نمىشود.