حضرت آیت الله جوادی آملی می فرمایند: غیبت امام زمان (ع) از نوع غیبت نسبی است یعنی حضرت مهدی (ع) نسبت به برخی غایب و مخفی از بعضی دیده هاست اما نسبت به عده ای پاک سرشت و لایق قابل رؤیت است. اگر امام زمان (ع) را امام غایب می نامند به خاطر محرومیت جامعه از درک وجود مبارک امام است. بنابراین باید گفت مردم از محضر امام خویش غایب هستند نه این که آن حضرت غایب باشند. [1]
حکایت ما داستان آن کودکی است که در اثر حواس پرتی و بازیگوشی در آشفته بازاری دست از پدر خویش جدا کرد و به بازیچه مشغول و عاقبت گم شد. وقتی متوجه غیبت پدر شد به گوشه ای نشست و گریست. رهگذران جویای حال او شدند و علت گریه را پرسیدند. کودک سر به هوا جواب داد: پدرم مرا گم کرده است!
به راستی چقدر ما باید غافل باشیم که امام خویش را که مهربانترین پدر دنیاست غایب بدانیم و بنامیم. پدری که قرن ها در جستجوی ما گمشدگان است تا ما را به مقصد برساند.
او منتظر است تا که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم
بنابراین غیبت حضرت مهدی (ع) به معنای عدم حضور نیست بلکه تنها از دیدگان غفلت زده عده ای مخفی است. او در میان ما حاضر، بر اعمال ما ناظر و بر عالم هستی حاکم ناظر و بر عالم هستی حاکم است. پس چنین غیبتی هرگز با مدیریت منافاتی ندارد بلکه دستان پرتوان او را در برخی امور بازتر می سازد.
حضرت علی (ع) می فرمایند:
ان میتنا لم یمت و غائبنا لم یغب [2]
میت ما اهل بیت (ع) نمرده است و غائب ما غیبت نکرده است.
علامه میرجهانی (ره) در خصوص این روایت و در شرح حدیث معرفت بالنورانیه می فرمایند: «کسانی که منکر این مسئله می شوند حالات اهل بیت (ع) را قیاس به سایر بشر می کنند و آن ها را مانند بشر عادی فرض می کنند.
با همه حسن و ملاحت اگر اینان بشرند
ز آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند
پس هر چه از دیده مردمان پنهان باشد برای آن ها حال حضور دارد و ناظر اعمال می باشند و مظهر شاهدیت و غائبیت خداوند هستند در عین حال که از دیده ها پنهان است، در همه جا حاضر است.» [3]
[1] امام مهدی، موجود موعود، آیت الله جوادی آملی، ص 126