امام شؤ وني دارد؛ شاءن هدايت و رهبري، حفظ مسلمين و شيعيان، ايجاد زمينه و تهيه ياور براي انقلاب جهاني خود و...
آن حضرت به تمامي شؤ ون و وظائف خود به بهترين وجه اقدام مي کند، و جز آنچه با «غيبت» ناسازگار باشد، تماما مورد عنايت آن حضرت مي باشد. هم چنان که در روايتي نيز آمده است:
الانتقاع بي في غيبتي فکالانتفاع بالشمش اذا غيبها عن الابصارالسجاب [1] .
بهره بودن از من در عصر غيبتم، مانند بهره بردن از آفتاب است هنگامي که زير ابرها باشد.
اصولا آن حضرت را غايب ناميده اند، چون «ظاهر» نيست، نه آن که «حاضر» نيست. غيبت به معناي «حاضر نبودن»، تهمت ناروايي است که به آن حضرت زده اند، و آنان که بر اين پندارند، فرق ميان «ظهور» است، نه «حضور» و شيفتگان آن حضرت، ظهورش را از خدا مي طلبند نه حضورش را. همين است که وقتي ظاهر مي شود همه انگشت حيرت به دندان مي گزند و با تعجب مي گويند که او را پيش از اين هم ديده اند.
براي به دست آوردن «سيرت» آن حضرت در دوران غيبت مي توان از برخي روايات، دعاها، زيارت نامه ها، توقيعات و نامه هاي آن حضرت به بعضي از شيعيان و يا نقل قول هاي متواتر از افراد کاملا مورد وثوق که به شرف حضور نائل آمده اند، استفاده برد.
آنچه بيش از همه در ميان ادعيه، توقيعات و... به چشم مي خورد، عنايت خاص آن حضرت به وضعيت شيعيان و گرفتاري هاي آنان در «عصر غيبت» است. به برخي از نکاتي که در اين متون آمده، اشاره مي شود.
[1] بحارالانوار، ج 53. ص 181. («ابر»، کنايه از مخفي بودن عنوان و شخصيت است و «خورشيد»، کنايه از تاءثير سود بخش آن حضرت در جامعه انساني). تاريخ الغيبة الکبري، سيد محمد صدر، ص 51.

عصر غيبت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1