montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

در این قسمت نام برخی از بزرگان اهل سنت را که به صحت این احادیث تصریح کرده اند، بر طبق آثاری که از ایشان به دست آورده ایم، ذکر می کنیم: (گفتنی است که هدف ما ارائه ی نمونه ای قابل پی جویی از نام این افراد است، نه جمع آوری تمام اسامی ایشان و ذکر جمیع آنها).

1. امام ترمذی (م 279 هـ)؛ او پیرامون سه روایت مهدویت می نویسد: اینها احادیثی حسن و صحیح اند. [1] درباره ی چهارمین حدیث این باب می گوید:

این حدیثی حسن است. [2]

2. حافظ ابوجعفر عقیلی (م 322 هـ)؛ وی ضمن نقل حدیث ضعیفی می گوید:

درباره ی مهدی احادیث معتبری، به طرز دیگر و به خلاف این تعبیر وارد شده است. [3]

3. حاکم نیشابوری (م 405 هـ)؛ وی درباره ی چهار حدیث در این باب، می گوید:

این احادیث صحیح السند هستند، لیکن آن ها را ذکر نکرده اند. [4]

و درباره ی سه حدیث دیگر می گوید:

این احادیث براساس شروطی که امام بخاری و امام مسلم بیان کرده اند، * صحیح السند هستند، هر چند آن دو، این سه حدیث را ذکر نکرده اند. [5]

و از هشت حدیث دیگر این گونه یاد می کند:

این احادیث بنابر شروط شیخین، صحیح السند هستند، هر چند آن دو، این ها را ذکر نکرده اند. [6]

4. امام بیهقی (م 458 هـ)؛ او می گوید:

احادیثی که در باب قیام مهدی وارد شده، از جهت سند صحیح و بلااشکال است. [7]

5. امام بغوی (م 510 یا 516 هـ)؛ وی حدیثی درباره ی امام مهدی (ع) در بخش احادیث صحیحه آورده است[8] و پنج حدیث درباره ی آن حضرت در فصل احادیث حسن در کتاب خود مصابیح السنه نقل کرده است. [9]

6. ابن اثیر (م 606 هـ)؛ او در کتاب خود النهایه ذیل ماده ی «هدی» چنین آورده است: و حدیث سنت خلفای راشدین مهدیین از همین ریشه است، و المهدی یعنی کسی که خداوند وی را به سوی حق هدایت فرموده است و نام افراد نیز بکار گرفته شده، تا جایی که مانند اسامی کثیرالاستعمال شده است و مهدی موعودی که حضرت رسول اکرم (ص) آمدن وی را در آخرالزمان بشارت داده، نیز به همین اسم نامیده شده است. [10]

چنین سخنی تنها از فردی صادر می شود که به صحت، بلکه به تواتر احادیث المهدی معتقد باشد.

7. قرطبی مالکی (م 671 هـ)؛ وی از کسانی است که به متواتر بودن احادیث المهدی اعتقاد دارند و مهم این است که وی درباره ی حدیث ابن ماجه در خصوص امام مهدی (ع) چنین گفته است:

سند این حدیث صحیح است. [11]

در حالی که تصریح می کند به این که حدیث «مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است» صحیحتر از حدیث محمد بن خالد جندی [12] است که در آینده درباره ی اعتبار آن مناقشه خواهیم کرد.

8. ابن تیمیه (م 728 هـ)؛ او می گوید:

احادیثی که وی – یعنی علامه حلی (ره) برای اثبات قیام مهدی به آنها استناد می کند، احادیث صحیحی هستند. [13]

9. حافظ ذهبی (م 748 هـ)؛ وی در قبال احادیث حاکی از امام مهدی (ع) که حاکم در مستدرک صحیح شمرده است، سکوت کرده و در این میان به «صحت» دو حدیق نیز تصریح ورزیده است. [14] گفتنی است که اشکال های ذهبی بر صحت خصوص برخی از احادیث باب فضایل، و سکوتش در قبال بقیه ی احادیثی که حاکم صحیح شمرده، بیانگر موافقت او با این قضاوت حاکم است.

10. کنجی شافعی (م 658 هـ)؛ او درباره ی حدیثی که ترمذی در سنن خود آورده و صحیح شمرده، می گوید:

این حدیث، صحیح است.

درباره ی حدیث دیگری نیز به همین شکل اظهار نظر کرده است [15] و درباره ی حدیث «مهدی از من است و پیشانی او فراخ و بی موی است»، می نویسد:

این حدیث ثابت بوده، صحیح و حسن است. [16]

و درباره ی حدیث «مهدی حق و از فرزندان فاطمه است» نیز به همان صورت قضاوت می کند که:

این، حدیث حسن و صحیحی است. [17]

11. حافظ ابن قیم (م 751 هـ)؛ وی پس از ذکر پاره ای از احادیث مربوط به امام مهدی (ع)، به «حسن» برخی احادیث و «صحت» برخی دیگر اعتراف می کند [18] و همچنان که خواهد آمد، وی از معتقدان به تواتر این احادیث است.

12. ابن کثیر (م 774 هـ)؛ او در خصوص سند حدیثی درباره ی امام مهدی (ع) می گوید: این، اسناد قوی و صحیحی است. [19]

سپس حدیثی از ابن ماجه نقل کرده، می افزاید:

این حدیث حسن است و به صورت های متفاوتی از حضرت رسول (ص) روایت شده است. [20]

13. تفتازانی (م 793 هـ)؛ وی درباره ی قیام امام مهدی (ع) در آخرالزمان می گوید:

در این باب اخبار صحیحی وارد شده است. [21]

14. نورالدین هیثمی (م 807هـ)؛ وی دسته ای از احادیث حاکی از امام مهدی (ع) را نقل کرده و به صحت و وثاقت راویان آن ها اعتراف کرده است. برای نمونه درباره یکی از این روایات، چنین می گوید:

این روایت را ترمذی و غیر او همراه با اختصار زیاد آورده اند و احمد با سندهای متعدد آن را نقل کرده و ابویعلی به اختصار فراوان از آن یاد کرده است و رجال آن دو ثقه هستند. [22]

درباره ی دومین حدیث می گوید:

طبرانی آن را در کتاب الاوسط نقل کرده است و رجال این حدیث قابل اعتماد و حدیث شان صحیح است. [23]

و سومین حدیث را چنین می ستاید:

رجال آن همگی ثقه اند. [24]

در مورد چهارمین حدیث نیز می گوید:

بزار آن را روایت کرده است و رجالش قابل اعتماداند. [25]

و از پنجمین روایت چنین یاد می کند:

طبرانی آن را در الاوسط نقل کرده و رجال آن جملگی ثقه اند. [26]

15. سیوطی (م 911 هـ)؛ وی برای برخی از احادیث مربوط به امام مهدی (ع) علامت «صح» [27] یعنی صحیح است قرار داده و برای برخی دیگر علامت «ح» [28] یعنی حسن است در نظر گرفته است.

16. شوکانی (م 1250 هـ)؛ قنوجی در الاذاعه از وی قول به صحت احادیث المهدی و متواتر بودن آنها را نقل کرده است. پیش از این نیز گذشت که وی رساله ای در متواتر بودن این احادیث نگاشته است.

17. ناصرالدین البانی؛ وی در رساله ای که به نام حول المهدی نوشته، این گونه اظهار نظر می کند: باید دانست که در زمینه ی قیام مهدی احادیث صحیحی وارد شده است که بخش چشمگیری از آن ها دارای سندهای صحیح و معتبرند.

افزون بر این که البانی از کسانی است که به تواتر اخبار این باب تصریح ورزیده اند. [29]

به این مقدار از اعترافات علما بسنده می کنیم؛ اما گفتنی است که نگارنده در برخی آثار خود، شماره ی این گونه اعترافات اندیشمندان را به بیش از 60 مورد رسانده است. [30]

[1] سنن ترمذی، ج 4، ص 505، ح 2230 و 2231 و ج 4، ص 504، ح 2233

[2] پیشین، ج 4، ص 506، ح 2232

[3] الضعفاء الکبیر، عقیلی، ج 3، ص 253 شماره 1257 در شرح حال علی بن نفیل الحرانی

[4] مستدرک الحاکم، ج 4، احادیث 429 و 465، 553 و 558

* امام بخاری برای حدیث صحیح دو شرط قرار داده است:

1- معاصر بودن راوی لاحق با مروی عنه سابق

2- تلقی حدیث به صورت سماع، نه روش دیگر؛ اما امام مسلم تنها شرط اول را کافی دانسته است. ر. ک: علوم الحدیث و مصطلحه، دکتر صبحی الصالح، ص 299-301 (مترجم)

[5] پیشین، ج 4، احادیث 450 و 557 و 558

[6] پیشین، ج 4، احادیث 429 و 442 و 457 و 464 و 502 و 554 و 557

[7] الاعتقاد و الهدایه، بیهقی، ص 127

[8] مصابیح السنه، بغوی، ص 448، ح 4199

[9] پیشین، ص 492-493، ح 4210-4213-4215

[10] النهایه، ابن اثیر، ج 5، ص 254

[11] التذکره، قرطبی، ص 704 باب ما جاء فی المهدی

[12] پیشین، ص 701

[13] منهاج السنه، ابن تیمیه، ج 4، ص 211

[14] تلخیص المستدرک، ذهبی، ج 4، ص 553 و 558

[15] البیان فی اخبار صاحب الزمان، کنجی شافعی، ص 481؛ برای یافتن دو حدیث «ترمذی» ر.ک: سنن ترمذی، ج 4، ص 505

[16] پیشین، ص 500

[17] پیشین، ص 486

[18] المنار المنیف، ابن قیم، ص 130-135، احادیث 326 و 327 و 329 و 331

[19] النهایه فی الفتن و الملاحم، ابن کثیر، ج 1، ص 55

[20] پیشین، ص 56

[21] شرح المقاصد، تفتازانی، ج 5، ص 312

[22] مجمع الزوائد، هیثمی، ج 7، ص 313- 314

[23] پیشین، ج 7، ص 115

[24] پیشین، ص 116

[25] پیشین، ص 117

[26] پیشین

[27] الجامع الصغیر، سیوطی، ج 2، ص 672، احادیث 9241-9244-9245

[28] پیشین، ح 9243، ص 438، ح 7489

[29] حول المهدی، البانی، ص 644؛ مقاله ای که در نشریه التمدن الاسلامی چاپ دمشق در تاریخ 22 ذی القعهده سال 1371 هجری قمری به چاپ رسیده است

[30] دفاع عن الکافی، سید ثامر العمیدی، ج 1، ص 343-405

صحت احادیث المهدی


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1