مقدسی شافعی در عقدالدرر و نیز حاکم در المستدرک حدیثی را ذکر کرده اند که امام مهدی (ع) را ابتدا به «کنانه» سپس به «قریش» و آنگاه به «بنی هاشم» منتسب می کند. این حدیث همان است که قتاده از سعید بن مسیب روایت کرده است.
قتاده می گوید:
از سعید بن مسیب پرسیدم: آیا مهدی حق است؟ گفت: آری، پرسیدم: او از کدام تبار است؟ گفت: از کنانه. گفتم: پس از کنانه از کدام قبیله است؟ پاسخ گفت: از قریش، من بار دیگر سئوال کردم: پس از قریش، از چه تیره ای است؟ جواب داد: از بنی هاشم ...
مقدسی پس از ذکر این حدیث، می گوید:
این روایت را امام ابوعمر عثمان بن سعید مقری در سنن خویش آورده است و آن را با الفاظ دیگری نیز که نزدیک به الفاظ همان حدیث سابق است از طریق روایت قتاده از سعید بن مسیب نقل کرده است.
سپس می گوید:
این حدیث را امام ابوحسین احمد بن جعفر مناوی و امام ابوعبدالله نعیم بن حماد روایت کرده اند. [1]
گاهی تصور می شود که این حدیث دارای مفهوم متناقضی است. زیرا بار اول امام را کنانی و دفعه ی دوم قرشی و نوبت سوم هاشمی می شمارد. در پاسخ باید گفت:
این سه عنوان با یکدیگر تضادی ندارند. چون هر فرد هاشمی از قریش است و هرفرد قرشی از کنایه؛ بنا به نظر جمیع متخصصین «علم الانساب»، قریش، خود نضر بن کنانه است.
[1] عقدالدرر / ص 42-44؛ مستدرک الحاکم / ج 4 / ص 553؛ مجمع الزوائد / ج 7 / ص 115