این حدیث با تعابیر مختلفی که همگی به یک معنایند در کتب اصلی حدیث شیعه و سنی نقل شده است و در این زمینه توافق بخاری و مسلم [1] از اهل سنت و صدوق، ابن بابویه و حمیری و صفار از شیعه ی امامیه [2]، بر نقل آن، خود کاملاً گویاست و بسیاری از بزرگان حدیث، این روایت را از طریق بسیاری نقل کرده اند که شمارش آنها واقعاً دشوار است. [3]
بنابراین، کسی نمی تواند به لحاظ سندی در صحت حدیث مزبور مناقشه کند هر چند شیخ ابوزهره دچار توهم شگفت آوری شده (5) و آنها را تنها از احادیث مذکور در کافی دانسته است. [4] چنانکه ملاحظه شد، متواتر شمردن این حدیث بعدی نیست و از طرفی، دلالت صریح آن بر «ضرورت شناخت امام واقعی توسط هر زن و مرد مسلمان و عاقبت تأسف بار مسلمانانی که تا هنگام مرگ امام خود را نشناخته اند» به هیچ عنوان قابل تأویل و توجیه نیست.
چنانچه فردی ادعا کند که مقصود از «امامی که اگر فرد مسلمان وی را نشناسد، با مرگ جاهلی از دنیا رفته است»، همان سلطان یا حاکم است، هر چند که فاسق و ظالم باشد؛ باید نخست با دلیل معتبری اثبات کند که شناخت فرد فاسق و ظالم از واجبات دینی است، آنگاه مشخص سازد که چه نتیجه ی مثبتی می تواند بر ضرورت شناخت حاکم ظالم و فاسق مترتب شود که اگر فرد مسلمان او را نشناسد و از دنیا برود، قاعدتاً با مرگ جاهلی این جهان را ترک گفته است؟!
کوتاه سخن این که: حدیث شریف ثقلین بر وجود امام بر حق، در هر عصر و نسلی دلالت می کند و این واقعیت تحقیق نمی پذیرد، مگر با اعتقاد به وجود امام مهدی (ع) و تداوم حیات طیبه ی آن ذریه ی فاطمه (ع) و امام بر حق.
[1] صحیح بخاری، ج 5، ص 13، باب فتن، صحیح مسلم، ج 6، ص 21-22