نتیجه ی فوق هر چند پیش از این به اثبات رسید، لیکن شایست است که با پاره ای از روایاتی که بزرگان اهل سنت بدان ها احتجاج کرده اند، و گزیده ای از اخبار صحیحه ی شیعه، آن را مورد تأکید قرار دهیم:
1. از سلمان فارسی و ابوسعید خدری و ابوایوب انصاری و ابن عباس و علی هلالی با الفاظ متفاوت از رسول خدا (ص) چنین نقل شده است: «ای فاطمه! به ما اهل البیت شش خصلت داده شده که به هیچ یک از اولین داده نشده و هیچ یک از آخرین هم آن را دریافت نخواهد کرد، مگر ما خاندان ... و مهدی این امت که عیسی پشت سر او نماز خواهد خواند، از ماست.» سپس بر شانه حسین (ع) زدند و فرمودند: «مهدی امت از نسل این خواهد بود.» [1]
2. مقدسی شافعی روایتی را از امام علی (ع) نقل می کند که در آن چنین آمده است:
مهدی از فرزندان حسین است. آگاه باشید که هر کس به غیر وی بگرود، خداوند وی را لعنت خواهد کرد. [2]
آنگاه مقدسی در آغاز احتجاج به آن چنین می گوید:
این فصل را با کلامی از امام علی (ع)، خوار کننده ی گردن کشان به پایان می بریم که بیانگر تحقق حوادث بس خوف انگیز و شرایط سخت و دشوار و قیام امام مهدی (ع) است. همان موعودی که برطرف کننده سختی ها و شکست دهنده ی گروه های دشمنان است.
3. همچنین مقدسی از جابربن یزید از امام باقر (ع) حدیث مفصلی نقل می کد که در آن آمده است:
ای جابر! مهدی مردی از فرزندان حسین است. [3]
4. ابن ابی الحدید در شرح سخن امام علی (ع) که می فرماید: «وبنا تختم لابکم»، چنین می گوید:
این کلام اشاره ای است به مهدی که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و بیشتر محدثان معتقدند که وی از فرزندان فاطمه (ع) است و اصحاب معتزلی ما آن را انکار نمی کنند و به نام وی در کتبشان تصریح ورزیده و بزرگان ایشان به وجود وی اعتراف کرده اند.. قاضی القضاه از کافی الکفاه ابوالقاسم اسماعیل بن عباد با اسنادی متصل به امام علی (ع) نقل می کند که ایشان نام مهدی را بردند و او را از فرزندان حسین (ع) شمردند و نشانه ها و اوصاف وی را چنین برشمردند: «وی دارای پیشانی فراخ و نورانی، بینی قلمی و باریک، شکمی پهن، ران هایی پرگوشت، دندان هایی گشاده و نچسبیده است و در راه راست حضرت علامتی وجود دارد» و این حدیث را عیناً عبدالله بن قتیبه در کتاب غریب الحدیث نقل کرده است. [4]
5. قندوزی از المناقب خوارزمی به اسناد خود از امام حسین (ع) نقل می کند:
بر جد خود رسول الله (ص) وار شدم، مرا بر ران خود نشاند و به من فرمود «ای حسین خداوند از نسل تو نه امام قرار داده است که نهمین آنان قائم ایشان است و همگی آن ها در فضل و منزلت نزد خدا یکسانند». [5]
6. همچنین قندوزی از المناقب خوارزمی از سلمان فارسی (ره) چنین روایت می کند:
بر رسول خدا وارد شدم، در حالی که حسین بن علی بر ران پیامبر نشسته بود و پیامبر چشمان و دهان وی را می بوسید و می فرمود:
«تو سروری و فرزند و برادر سرور، تو امامی و فرزند و برادر امام، تو حجتی و پدر حجتی، تو پدر نه حجتی که نهمین آنان، قائم شان خواهد بود.» [6]
این حدیث سلمان را شیخ صدوق با سندی در نهایت اتفاق و صحت، چنین نقل کرده است: پدرم برایم روایت کرد و گفت: سعد بن عبدالله به ما خبر داد از یعقوب بن یزید از حماد بن عیسی از عبدالله بن مسکان از ابان بن تغلب از سلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی که گفت: بر نبی اکرم (ص) داخل شدم و حسین (ع) را بر ران رسول خدا یافتم، در حالی که حضرت چشمان و دهان او را می بوسید و می فرمود: «تو سرور پسرِ سرور، و امام پسر امامی، تو پدر امامانی، تو حجت و پدر نه حجت خدایی که از نسل تو هستند و نهمین نفر آنها، قائم خواهد بود.» [7]
7. مرحوم کلینی از علی بن ابراهیم از پدرش ابراهیم بن هاشم از محمد بن ابی عمیر از سعید بن غزوان از ابوبصیر از امام باقر (ع) چنین حکایت می کند:
نه امام پس از حسن بن علی (ع) وجود دارند که نهمین آنها قائمشان خواهد بود. [8]
و صدوق نیز آن را از پدر خود از علی بن ابراهیم به همان صورت که در کافی آمده، نقل می کند. [9] در سند این حدیث هیچ فردی از رجال حدیث وجود ندارد که در جلالت شان و صحت و صدق نقلش جای شک و شبهه ای وجود داشته باشد.
8. قندوزی حنفی از فرائد السمطین اثر حموینی جوینی شافعی با اسنادش از اصبغ بن نبات از ابن عباس از رسول خدا (ص) چنین نقل می کند: من، علی، حسن، حسین و نه تن از فرزندان حسین، پاک و معصوم هستیم.[10]
[1] این حدیث را دارالقطنی روایت کرده که در کتب زیر بدان اشاره شده است: البیان، کنجی، ص 501-502؛ الفصول المهمه ابن صباغ، فصل 120، ص 295-296؛ فضائل الصحابه، سمعانی (چنانکه قندوزی در ینابیع الموده در باب 94 از وی نقل کرده است). همچنین در معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 145، ح 77 به کثرت طرق این حدیث اشاره رفته و تصریح شده که شاید مجموع ابن اسناد به تنهایی یک جلد کتاب شود
[2] عقدالدرر، مقدسی، باب 4، فصل 2، ص 132
[3] پیشین، ص 126
[4] شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 1، ص 281-282 ذیل خطبه ی شانزدهم
[5] ینابیع الموده، قندوزی، ج 3، ص 94، ص 168
[6] پیشین، ص 167
[7] الخصال، ج 2، ص 475، ح 38 اکمال الدین، ج 1، باب 24، ص 262، ح 9
[8] الکافی، ج 1، باب 126، ص 533، ح 15
[9] خصال، صدوق، ج 2، ص 480، ص 50
[10] ینابیع الموده، ج 3، باب 94، ص 162، و نیز ج 2، ص 83، در الموده العاشره با عنوان «در باب تعداد ائمه و این که مهدی از ایشان است.»