حقیقت این است که برای اثبات تاریخی ولادت امام مهدی «ع» (9)، به دلیل و مدرکی بیش از این نیازی نیست. زیرا اتفاق جمیع مسلمانان بر آن است که مهدی از اهل البیت بوده و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و در بررسی احادیث نسب ایشان روشن شد که بدون شک او همان امام دوازدهم شیعیان، حضرت محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (ع) است که حسینی الاب و حسنی الام می باشد. (از طرف فاطمه دختر امام حسن یعنی؛ مادر امام باقر (ع)).
حقیقت پیش گفته بیانگر این نکته ی مهم است که اگر نبود شبهات و ابهاماتی که فضای تاریخی مسئله ی ولادت حضرت را اندکی غبارآلود کرده، اساساً بحث از ثبوت ولادت ایشان غیر طبیعی می نمود! شبهاتی مانند ادعای عموی حضرت، جعفر کذاب، مبنی بر آن که برادر بزرگوارش امام عسکری (ع)، برای خود جانشینی قرار نداده است و در پی آن، حکومت وقت میراث امام عسکری (ع) را به جعفر کذاب تحویل داد.
جالب این که: مطالب فوق مطابق اخبار علمای شیعه اثنا عشری است و از غیر طریق ایشان، کسی آن را نقل نکرده است و این خود به تنهایی دلیل قانع کننده ای برای افراد اهل فرک و با انصاف به شمار می آید؛ چه آن که اگر واهی و بی اساس بودن ادعای جعفر کذاب برایشان روشن نبود، چگونه خود اقدام به روایت آن می کردند، در حالی که این مطلب با اعتقاد ایشان کاملاً متفاوت دارد
این موضوع، از قبیل روایاتی است که شیعه درباره ی انکار منزلت و جایگاه ویژه ی امام علی (ع) در نظر رسول اکرم (ص) از سوی معاویه بن ابی سفیان، نقل کرده اند. پیداست که منزلت حضرت علی (ع) در نزد شیعه امر غیر قابل تردیدی است و از طرفی انکار معاویه هم برای ایشان کاملاً روشن است و معلوم بودن این دو برای شیعه جای تردید نیست.
همچنین است انکار جعفر کذاب و نحوه ی عملکرد حکومت بر طبق ادعای وی که هر دو، مسئله ای بدیهی در نزد شیعیان تلقی می شوند، در حالی که ولادت امام مهدی (ع) نیز برای آنان در اوج وضوح و قطعیت قرار دارد و با ادله ی مختلفی از اقرار و مشاهده ی بالعیان گرفته تا اقامه ی برهان، آن را اثبات می کنند، ولی از کسی که جیره خوار سفره های رنگین و مسموم غرب است، نادیده گرفتن همه ی ادله ی قطعی و دست زدن به چنین شبهه سازی ها و ابهام آفرینی ها و تحریف هایی زیر نقاب تحقیق و اصلاح، بعید نیست.
باری اثبات ولادت هر فردی نخست با اقرار و اعلام پدر وی و شهادت دادن قابله ای صورت می پذیرد که در به دنیا آمدن نوزاد، مددکار مادر بوده است، هر چند هیچ کس غیر از تاریخ نگاران به ولادتش اعتراف کرده و متخصصین علم الانساب به نسب شریف اش تصریح کرده باشند و خود وی به اموری مباردت ورزیده باشد که نزدیکانش به آنها وقوف یافته اند و تعلیمات و سفارش ها و راهنمایی ها و نصیحت ها و نامه ها و دعاها و سخنان مشهور و اخبار منقولی از ایشان صادر شده باشد و وکیلان وی معروف و سفیران او معلوم و معین باشند و در هر عصر و در میان هر نسلی میلیون ها نفر پیرو داشته باشد.
آیا مغرضان، برای اثبات ولادت امام مهدی (ع)، به دلایلی بیش از این نیازمندند؟ یا همچون مشرکان که رو در و، رسول خدا (ص) را مخاطب قرار دادند، با زبان حال به امام مهدی (عج) می گویند:
به تو ایمان نمی آوریم، مگر آن که برای ما از زمین چشمه ای بجوشانی یا برای تو باغی از خرما و انگور باشد و در لابه لای [درختان] آن، جویباران را جاری گردانی یا پاره هایی از آسمان را چنان که گمان داری بر (سر) ما بیاندازی یا خدا و فرشتگان را رویا روی ما بیاوری یا تو را خانه ای از زر و زیور باشد، یا به آسمان بروی، و بالا رفتنت را باور نمی کنیم، مگر آنکه کتابی برای ما فرود آوری که آن را بخوانیم. بگو پاک و منزه است پروردگارم، آیا من بجز بشری هستم که به پیامبری برگزیده شده ام. [1]
ناگفته نماند که ما به هدایت یافتن افراد حق آگاه ولی حق گریز چندان امیدی نداریم. زیرا آن که نتواند از پرتو درخشان خورشید جهان تاب، گرما و روشنایی برگیرد، هرگز نخواهد توانست از نور ماه، چراغی فرا راه خود برافروزد، هدف ما در این راه، رساندن پیام حق به گوش افراد غیرآگاه و تقویت کردن ایمان به این حقیقت نورانی در قلب کسانی است که شاید اندک سستی و ضعفی در اعتقادشان راه یافته باشد.