تأثیر تدوری های اجتماعی تاریخی ابن خلدون بر نگرش وی در قضیه ی «مهدویت» عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حضرمی در سال 732 هجری در تونس متولد شد. وی ادبیات و علوم عصر خویش را نزد پدرش و دیگران فرا گرفت.
از آغاز جوانی به همراه تحصیل دانش، به کارهای سیاسی و دولتی روی آورد و در دولت های مختلف افریقیه و اندلس عهده دار وظایف کاتبی، حاجبی سفارت و وزارت شد. آنگاه که از سیاست دوری جست، به سال 784 هجری عازم مصر گردید و از طرف سلطان مصر در سال 786 هجری برای ادای فریضه ی حج، سفری به حجاز داشت که هنگام اقامت تیمور لنگ در شام با وی ملاقات کرده، مورد عنایت اش واقع گشت. مهمترین اثر وی کتاب «العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر» نام دارد که مشتمل بر هفت مجلد است. مقدمه ی مشروح این کتاب، نخستین تصنیف در علم الاحتجاج (جامعه شناسی) و فلسفه ی تاریخ در جهان اسلام (و برخی از اروپاییان معتقدند: نخستین اثر در این زمینه در جهان) به شمار می رود.
سایر آثار او عبارت از: کتاب الدول الاسلامیه بالمغرب، لباب المحصل فی اصول الدین است. وی به سال 808 هجری در قاهره در گذشت.
به طور کلی، ابن خلدون بر این باور بود که «علم تاریخ» در آن زمان نیازمند به یک دانش مکمل بوده، چون علم تاریخ صرفاً بر ثبت و بازگو کردن حوادث و توالی زمانی رویدادها بسنده می کند، اما چرایی و چگونگی وقوع آن ها را معلل و مشخص نمی سازد.
بدین سبب باید علمی را بنیان گذارد که عهده دار تبیین ساز و کارهای بروز حوادث متسلسل جوامع انسانی باشد و علت و قوع جریانات تاریخی را برای ما بازگو کند. او اسم این دانش را «علم عمران» گذارد. واژه ی «عمران» در چارچوب فکری ابن خلدون تقریباً مترادف «تمدن» است، با تأکید و عنایت بیشتر نسبت به بخش نرم افزاری مدنیت انسانی یعنی فرهنگ.
ابن خلدون حدوث و بقا و تداوم یک فرهنگ و نظام اجتماعی را معلول چهار چیز می داند:
1. علت مادی؛ دغدغه و پویه های اقتصادی گروه های انسانی.
2. علت صوری؛ دولت و حاکمیت.
3. علت فاعلی؛ عنصر عصبیت (پیوندها و روابط نسبی – نژادی و اقتدار قومی).
4. علت غایی؛ خیر همگانی.
ریشه ی تمایل ابن خلدون به تضعیف احادیث المهدی را باید در نگرش کلان وی به ماهیت تاریخ و نظریه ی وی در باب چگونگی خط سیر و حرکت تاریخ جستجو کرد.
مختصات دستگاه فکری ابن خلدون و قضاوت او در خصوص سرنوشت تاریخ، او را به موضع گیری در مقابل دو نظریه وادار ساخت:
الف) نظریه ی حرکت قهقرایی تاریخ که از سوی «مسعودی» [1] و پیروان وی مطرح می شد.
ب) نظریه دورانی تاریخ که ابن خلدون آن را نظریه ی شیعه و اغلب صوفلیه تلقی می کرد.
از نظریه ی اول و نقد ابن خلدون نسبت بدان که بگذریم، ابن خلدون برای این که نظریه ی بازگشت آتی تاریخ به «عصر زرین» پیشین را ابطال کند، نخست به رد مؤلفه ها و بنیان های شرعی و مستمسکات دینی آن همت گمارد، از این رو کوشید تا روایات موید این نظریه را فاقد مآخذ معتبر و استنادات موثق بنمایاند. یکی از داده های روایی که می توانست پایه ی تحلیل و توجیه دینی نظریه ی دورانی تاریخ باشد، احادیث المهدی بودند که ابن خلدون برای تضعیف آن ها انگیزه ی نیرومندی داشت. [2]
تحلیل دیگری از تأثیر انگاره های اجتماعی – تاریخی ابن خلدون بر موضع وی در قبال مسئله ی «مهدی باوری» نیز ارایه شده است، که آن را نیز به اختصار بازگو می کنیم:
ابن خلدون معتقد است جوهره و شیرازه ی مدنیت اجتماعی و عامل اصلی تداوم بخش حیات اجتماعات بشری، عنصر «عصبیت» است. او علت انحصاری همه ی تحولات خُرد و کلان اجتماعی و جریانات عظیم تاریخی را همان پیوند های نَسَبی نژادی و اقتدارهای قومی – قبیلگی می دانست.
او براساس این کلیشه ی ثابت تحلیلی خود، نمی توانست رخداد یک انقلاب عظیم جهانی و پیروزی رهبری آن را به دست امام مهدی (ع) باور کند. زیرا مهدی موعود طبق فرض، یک فرد از نژاد عرب و از قبیله ی قریش و تیره ی بنی هاشم و فاطمی است.
از آنجا که هاشمیان و فاطمیان از هم پاشیده شده و هیچ گونه اقتدار قومی ندارند، مهدی فاطمی با چه پشتوانه و نیرویی می خواهد، قیام کرده و حکومتی در سطح جهانی به پا دارد؟! براساس قوانین تکوینی حاکم بر تاریخ، چنین واقعه ای محال بوده، پس نمی تواند از منظر دینی، پایه و اساس درستی داشته باشد. لذا احادیث المهدی بی تردید مجعول و غیر قابل استناداند. [3]
[1] ر.ک: مروج الذهب، مسعودی، ج 1، ص 152-153 و ج 4، ص 101-105
[2] آنچه گذشت تحلیلی بود که محسن مهدی از موضعگیری ابن خلدون در قبال احادیث المهدی ارائه داده است؛ ر.ک: فلسفه ی تاریخی ابن خلدون، محسن مهدی، ترجمه ی مجید مسعودی، ص 322، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، 1373 شمسی.
[3] این تحلیل را آیت الله میرزا خلیل کره ای ارایه کرده اند و سپس در ردّ آن افزوده اند: نظریه ی ابن خلدون در باب جوامع امروزی مصداق نداشته و واضح البطلان است. زیرا پیوندهای ایدئولوژیک و همگرایی های حزبی بر پایه ی منافع مشترک صنفی و اقتدار ناشی از آنها، امروزه جای عصبیت یا قوم گرایی و قبیله گروی را گرفته است. ر.ک: 1- نوید اسلام (ترجمه ی بشاره الاسلام)، علامه سید مصطفلی کاظمی آل حیدر، ترجمه ی سید محسن جزائری، تعلیقات: آیت الله میرزا خلیل کمره ای، چاپ اول، 1323 شمسی، دوازدهمین امام و فلسفه ی غیبت مهدی، همو

تعلیقه ی هفتم
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1