montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

مواجهه ی کارشناسانه با سئوال از علت و فلسفه ی غیبت، نیازمند به طبقه بندی مخاطب است، دو روش کاملاً متفاوت در برخورد با این پرسش وجود دارد که بسته به وضعیت فرد پرسشگر، در خور توصیه است: روش تعبدی و روش تحلیلی – توضیحی.
روش نخست هنگامی توصیه پذیر است که فرد پرسشگر از شیعیان و موالیان خاندان عصمت و طهارت باشد، اما روش دوم را زمانی باید به کار بست که مخاطب ما از حقیقت جویان مذاهب یا ادیان دیگر باشد.

در مورد اول، فرد موالی که «امامت» را یکی از اصول دین خود تلقی کرده و به «مسئله ی ولایت» با جان و دل ایمان آورده و «عصمت» ائمه ی اطهار (ع) را باور کرده است و از تاریخ حیات امامان معصوم به طور کلی اطلاعدارد و به اختصار می داند که حضرات ائمه (ع) در شرایط بسیار سخت اختناق و بایکوت سیاسی قرار داشتند، با شنیدن احادیث ائمه ی اطهار و خبر دادن ایشان از وقوع غیبت امام مهدی (عج) جهت حفظ جان مقدسشان، باید از پرداختن به تفنن های بیهوده ی فکری، و کنجکاوی هایی که در حیات دینی وی ثمره ی عملی و مثبتی ندارد، اجتناب کند. او منتظری حقیقی و راستین است که باید به فکر انجام تکالیف سخت دوران غیبت باشد.

چنین افرادی باید توجه داشته باشند که خود حضرت حجت (ع) آنان را مخاطب قرار داده و در توقیع شریفی که از ناحیه ی مقدسه در جواب اسحاق بن یعقوب برای جناب محمد بن عثمان العمری صادر شده، چنین فرموده اند:

«.... و اما عله ما وقع من الغیبه، فان الله عزوجل یقول: «یا ایها الذین آمنوا لاتسالوا عن اشیاء، ان تبدلکم تسوکم» [مائده/101] ... فاعقلوا باب السئوال عما لایعنیکم ولاتتکلفوا علم ما قدکفیتم و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم ...»؛ [1] اما این که درباره علت غیبت پرسیدی، در جواب، سخن خداوند عزوجل [را به خاطر شما می آورم که] فرمود: ای کسانی که ایمان آورده اید! از اموری می پرسید که چنانچه آشکار گردد، بر شما ناخوشایند باشد ... پس پرونده ی پرسش از اموری را که به کارتان نمی آید، ببندید و خود را برای دانستن چیزهایی که از شما خواسته نشده، به زحمت نیاندازید و بر درخواست فرج و دعاهایتان بیافزایید که به درستی همان، فرج شماست.

اما در مورد فرد دوم، وضعیت کاملاً متفاوت است؛ در قبال بردی که دغدغه ی حقیقت جویی و حقیقت یابی دارد، اما نه اندیشه ی امامت در عقد العقل اش و نه اکسیر ولایت در عقد القلب اش راه یافته، نمی توان برخورد تعبدی را پیشه کرد. با چنین فردی باید چونان علامه سید محمد حسین طباطبایی و علامه ی شهید سید محمد باقر صدر برخورد کرد. در برابر پرسش این گروه باید پاسخی تحلیلی و تشریحی ارایه کرد، به گونه ای که منطق وی آن را برتابد و اندیشه اش آن را بپذیرد و هضم کند.

اکنون شایسته است تحلیل و توضیح این دو اندیشمند سترگ معاصر را در زمینه ی علت و حکمیت غیبت بیان کنیم و خوانندگان گرامی را به تأمل و درنگ در عمق مفهوم سخنان این دو استوانه ی عظیم و کم نظیر جهان اسلام در سده ی حاضر فرا بخوانیم؛ چه آن که در بدو امر، هضم مفاد سخنان ایشان دشوار می نماید. از این رو، اهی ابهاماتی بروز می کند که در پرتو ژرف نگری، محو می گردد.

الف – علامه طباطبایی

پرسش: خدایی که می خواهد در آینده، جهان را از نور عدالت پر کند، چه نیازی داشته که از هزار سال قبل از آن، فردی را آفریده و ذخیره سازد؟ مگر خدا نمی تواند که در وقت مقتضی، چنین پیشوایی را بیافریند؟ این خلق و غیبت طولانی پس از آن برای چیست؟
پاسخ: اولاً – لازمه ی قدرت مطلقه و توانایی نامتناهی خدای متعال این است که هم کار تدریجی و مهلت دار، هم کار دفعی و فوری و بی مهلت انجام دهد.

[ثانیاً] – امروزه از نظر علمی ثابت شده که پیدایش و تکون موجودات و اجزای این عالم مشهود که در آن زندگی می کنیم، بدون استثنا، براساس حرکت و تدریج است بدیهی است که اگر تدریج و مهلت در تحقق کاری با قدرت کننده ی کار منافات داشته باشد، در استحاله ی آن فرقی میان یک ساعت و هزار سال نیست، فاصله کم باشد یا زیاد با قدرت نمی سازد. آنگاه باید گفت: اشکال مشترک الورود است و پرسشگر انگشت روی هر پدیده ای بگذرد و به هر موجودی اشاره کند... تکون هر موجودی چون تدریجی است با قدرت مطلقه ی خداوندی نمی سازد، چرا خدا آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید نه در یک لحظه؟ و ....» [2]

ب – علامه ی شهید سید محمد باقر صدر

شهید صدر به سئوال فوق جواب مشروح تری می دهد که خلاصه ای از آن را می آوریم. ایشان نخست بدین نکته اشاره می کند که بسیاری از اذهان پرسشگر، امروزه تفسیری اجتماعی و تحلیلی بر پایه ی قوانین علمی حاکم بر پدیده های تاریخی از ما می طلبند. از این رو، موقتاً از ویژه گی های فرا طبیعی شخصیت آسمانی امام (ع) چشم پوشی می کنیم و برای توضیح چرایی حدوث غیبت به علل سه گانه ی زیر اشاره می کنیم:

1) اقدام به عملیات بسیار عظیم انقلاب جهانی و واژگون ساختن ساختارها و نظام های اجتماعی – فرهنگی – سیاسی و اعتقادی جوامع، به یک توان روحی و انرژی روانی فوق العاده زیادی نیازمند است، یعنی رأس کادر رهبری این انقلاب باید باوری عمیق و ریشه دار به قابلیت اضمحلال و درهم شکستن تمدن های پرشکوه و مقتدر دنیوی داشته باشد. این باور از خلال مطالعه ی کتب تاریخی حاصل نمی شود، او باید در کناره ی خط ممتد تاریخ و همگام با آن پیش رود و به رأی العین شاهد سقوط و از هم پاشی قدرت های پرشوکت و تمدن های پر ابهت باشد، وگرنه به گونه ای مرعوب مؤلفه های آن تمدن و فرهنگ خواهد شد.

نباید ژان ژاک روسو متفکر انقلابی فرانسوی مؤلف کتاب قرار داد اجتماعی را فراموش کرد. وی با این که از پیشگامان اصلی دوموکراسی تلقی می شود، تصور فرانسه ای بدون پادشاه او را به وحشت می انداخت! و نباید حکمت بالغه ی الهی را در قصه ی اصحاب کهف فراموش کنیم که خداوند اراده کرد به آن گروه مبارز و شجاع و انقلابی، اما با این حال ترسان و هراسان، سیصد سال بعد نشان دهد که از آن همه جلالت سلطنت دقیانوسی، اثری نمانده است. باری یکی از حکمت های غیبت، حصول چنین باور ریشه داری برای رهبری انقلاب جهانی است.

2) به انجام رساندن سترگ ترین رسالت تاریخ – یعنی عدالت گستری در همه ی اقطار گیتی و برافراشتن پرچم حق و توحید نیازمند به خبرویت قیادی ویژه و بی بدیلی است و شناخت کامل و بی نقصی نسبت به ساز و کار تولد، توسعه و اوج گیری و فرسایش و سقوط جریان های کلان اجتماعی و موج های بزرگ تاریخی می طلبد.

این شناخت دامنه دار و ژرف از لابه لای سطور کتب تاریخ پدید نمی آید، بلکه فرد باید همگام با تاریخ شاهد عینی و مستقیم فرآیند تحولات و تطورات نهادهای اجتماعی و ساختارهای مدنی باشد. او باید در بستر شکل گیری جریانات، یک آسیب شناسی عینی را تجربه کند و به راه کارهای اصلاح و احیاء، ره یابد. پدیده ی غیبت چنین فرصتی را در اختیار مصلح کل قرار می دهد.

3) منجی جهانیف تحقق ایدئولوژی مشخص و حیانی و اجرای دستورات یک دین معین یعنی اسلام عزیز را قاعده و مبنای حرکت اصلاحی خود قرار می دهد. این مهم مستلزم آن است که وی به لحاظ زمانی به سرچشمه ی زلال وحی و عصر طلایی نبوی و ولوی هر چه بیشتر نزدیک باشد، تا از اصالت اسلامی کامل تری برخوردار بوده و از ته نشینی رسوبات آرایه های لاحق و بدعت ها و انحرافات حادث، مصون بماند و شاخص های فرهنگ ها و تمدن های بعدی، ارتکازات وی را شکل ندهد، تا از این رهگذر ... قرآن و سنت و سیره را به گونه ای زلال دریافت کرده و به عملی کردن پیام های آن دو بپردازد.

ولادت حضرت حجت (عج) در دوازده قرن پیش و امتداد یافتن حیات طیبه ی آن بزرگوار، چنین امکانی را برای آن حضرت مهیا می سازد.[3]

[1] الاحتجاج، ج 2،% ص 281 باب توقیعات الناحیه المقدسه و نوادر الاخبار، فیض کاشانی، ص 274

[2] بررسی های اسلامی، علامه ی طباطبایی، به کوشش: سید هادی خسروشاهی، ص 78-79، چاپ انتشارات هجرت

[3] بحث حول المهدی، سید محمد باقر صدر، تحقیق و تعلیق: دکتر عبدالجبار شراره، ص 79-89


تعلیقه ی پنجم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1