علامه ی طباطبائی (ره) در پاسخ این پرسش مطالبی را بیان فرموده اند که چکیده ی آن توجه به این نکته است که شأن هدایتی امام معصوم دو گونه است:
الف – هدایت به معنای ارائه الطریق.
ب – هدایت به معنای ایصال الی المطلوب.
امام (ع) برای اجرای فاز اول هدایت، نیازمند به حضور فیزیکی در جامعه و حشر و نشر با مردم است و اما برای عملی ساختن فاز دوم هدایت که در واقع بازگشت آن به برقراری رابطه ای ملکوتی و باطنی با اعمال مردم است نیازی به حضور جسمانی و مراوده ی اجتماعی با مردم ندارد و ولی عصر (عج) در عصر غیبت، این شأن مهم از شؤون امامت و ولایت را اعمال می کند.
از دید سازمانی و اجتماعی نیز بحث مفصلی در بخش دوم از نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت که از بعد سازماندهی اجتماعی جامعه ی مؤمنان و منتظران، وجود مبارک امام (ع) منبع بی پایان انرژی روحی است که استقامت و استواری را به کالبد رزمندگان جبهه ی حق می دمد و همچنان که یک رهبر بزرگ سیاسی در زندان یا تبعید بزرگ ترین بهانه و پشتوانه ی روحی برای هم رزمان خود است و غیبت فیزیکی وی از صحنه ی حوادث به این بعد حمایتی وجود او ضرری نمی زند، وجود در پس پرده ی غیبت حضرت اباصالح المهدی ارواحنا الفداء، برزگترنی دلگرمی ها را برای موالیان خود به ارمغان می آورد.
خود حضرت حجت (ع) نیز در توقیع ناحیه ی مقدسه پیش گفته و در فقره ای دیگر پاسخ این پرسش را مشخص فرموده اند و وجود شریف خود را در پرده ی غیبت به آفتاب در پسِ ابر تشبیه کرده اند. علامه ی مجلسی (ره) به هشت وجه این تشبیه اشاره کرده است که میرزای نوری آن ها را در کتاب خود نجم ثاقب که بنا به خواست زعیم وقت عالم تشیع مرحوم آیت الله العظمی میرزای شیرازی نگارش یافته است نقل کرده که ذکر آن خالی از فایده نیست:
در وجه تشبیه آن وجود مقدس به آفتاب زیر ابر چند وجه گفته اند:
یکم – نور وجود و علم و هدایت و سایر فیوضات و کمالات و خیرات به برکت آن جناب به خلق می رسد و به برکت و شفاعت و توسل به آن جناب، حقایق و معارف بر موالیانش ظاهر می شود و بلاها و فتنه ها از ایشان رفع می شوند؛ چنان که در عصر هر حجتی بوده است؛ «و ما کان الله لیعذ بهم و انت فیهم». سنت الهی چنین نیست که خلق را عذاب کند، با آن که تو (که رحمه للعالمینی) در میان ایشانی. به تواتر از آن جناب (ص) رسیده که فرمود: اهل بیت من امان اهل زمین اند، چنانکه ستارگان امان اهل آسمان اند. هر که دیده ی دلش اندکی به نور ایمان منور شده، می داند که هرگاه ابواب فرج بر کسی مسدود گردد و چاره ی کار خود را نداند یا مطلب دقیقی و مسأله ی غامضی بر او مشتبه گردد، چون متوسل شود به آن جناب، به اندازه ی توسل، البته ابواب رحمت و هدایت مفتوح می گردد.
دوم – چنان که آفتاب بر ابر محجوب شود، با وجود انتقاع خلق به ضوء آن در هر زمان، منتظر رفع سحاب و کشف حجاب هستند، همچنین مخلصان و مؤمنان و موقنان، هماره پیوسته در ایام غیبت منتظر فرج هستند و مأیوس نیستند و به آن انتظار، ثواب عظیم می برند.
سوم – منکر وجود آن حضرت با وجود سطوع انوار امامت و ظهور آثار ولایت، مانند منکر وجود آفتاب است، هرگاه محجوب شود با سحاب.
چهارم – چنانکه محجوب بودن آفتاب به سحاب گاه هست که از برای عباد اصلح و انفع است، غیبت آن حضرت نیز برای شیعیان با وجود انتفاع به آثار او شاید برای بسیاری از ظهور آن جناب اصلح باشد.
شیخ صدوق (ره) در کمال الدین از عمار ساباطی روایت کرده است: خدمت حضرت صادق (ع) عرض کردم که عبادت کردن در زمان دولت باطل با امامی از شما که ظاهر نباشد افضل است یا عبادت کردن در زمان ظهور حق و دولت حق با امام ظاهر از شما؟ حضرت فرمود: ای عمار! صدقه ی پنهانی افضل است از صدقه ی آشکار. عبادت شما در پنهان با امام غیر ظاهر، در دولت باطل، افضل است، به جهت ترسیدن شما از دشمنان در زمان دولت باطل و بهتر است از آن که عبادت خدا کنید در زمان ظهور حق با امام ظاهر.
بدانید هر که از شما نماز کند، یک نماز واجب را در پنهانی از دشمن خود و آن نماز را در وقت آن بجا آورد و تمام کند، حق تعالی بنویسد از برای او ثواب بیست و پنج نماز و اگر یک نافله را در زمان آن به جا آورد، حق تعالی از او برای او ثواب ده نافله بنویسد و هر که از شما نافله را در زمان آن به جا آورد، حق تعالی از برای او ثواب ده نافله بنویسد و هر که از شما حسنه ای به جا آورد، حق تعالی از برای او بیست و پنج حسنه بنویسد و حق تعالی مضاعف می گرداند سنات مومن از شما را وقتی که عمل نیکو به جا آورد و دین داری کند به تقیه برای ترسیدن بر امام خود و ترسیدن بر جان خود و نگاه دارد زبان خود را، به اضعاف مضاعفه ی بسیار؛ به درستی که خدای عزوجل کریم است.
عرض کردم: جانم فدای تو باد، مرا راغب گردانیدی به عمل و تحریص بر آن کردی، لیکن می خواهم بدانم که چگونه اعمال ما افضل است از اعمال اصحاب ظاهر در دولت حق با آن که ما و ایشان همه بر یک دین هستیم؟
فرمود: به درستی که شما ایشان را، پیشی گرفته اید در داخل شدن در دین خدای عزوجل و سبقت گرفته اید ایشان را در ادا کردن نماز و روزه و حج و دانستن سایر امور دین و اطاعت امام پنهان می کنید و با امام خود شرکت کرده اید در صبر کردن در دولت باطل و می ترسید از پادشاهان بر امام خود و بر جان های خود و حق امام خود و حق خود را بر دست ظالمان می بینید که شما را از حق خود منع کرده اند و مضطر گردانیده اند به مشقت کشیدن در دنیا و طلب معاش کردن با صبر کردن بر دین خود و عبادت خود و طاعت کردن پروردگار خود و ترسیدن از دشمنان خود. پس به این سبب حق تعالی، ثواب اعمال شما را مضاعف گردانیده است. پس گوارا باد برای شما.
عرض کردم: جان من فدای تو باد، هر گاه چنین است، پس ما چرا آرزو کنیم که از اصحاب حضرت قائم (ع) باشیم با ظاهر بودن حق و با آن که ما امروز در زمان امامت تو و مشغول طاعت تو باشیم و اعمال ما بهتر باشد از اعمال اصحاب صاحب دولت حق.
حضرت فرمود: سبحان الله! آیا نمی خواهی که خدای عزوجل حق و عدل را در بلاد خود ظاهر گرداند حال همه ی خلق نیکو گردد و کلمه ی خدا جمع گرده و مردم همه بر دین حق اجتماع نمایند و الفت و التیام در میان قلوب مختلف به هم رسد و کسی در زمین معصیت خدا نکند و حدود در میان خلق جاری گردد و حق به سوی اهلش برسد، حق را اظهار کند و چیزی از حق به جهت خوف خلق پنهان نگردد؟
بدان والله ای عمار! کسی از شما نمی میرد به این حالت دوستی ما، مگر آن که او افضل است نزد خدای عزوجل از بسیاری از آن هایی که در جنگ بدر و احد حاضر شدند. پس بشارت باد شما را.
شیخ طبرسی در احتجاج از ابوخالد کابلی از حضرت امام زین العابدین (ع) چنین روایت کرده است: طولانی می شود غیبت ولی دوازدهمین خداوند از اوصیای رسول خدا (ص) و امامان بعد از او. ای ابوخالد! به درستی که اهل زمان غیبت او و اعتقاد دارندگان به امامت او و انتظار برندگان ظهور آن حضرت افضل اهل هر زمانند. زیرا خداوند عطا کرده به ایشان از عقل و فهم معرفت، آن مقدار که غیبت نزد ایشان مشاهده گردید و حق تعالی ایشان را گردانیده به منزله ی آن کسانی که در پیش روی رسول خدا (ص) به شمشیر جهاد می کردند. ایشانند دوستان ما از روی اخلاص و شیعیان ما از روی صدق و خوانندگان به سوی دین خدا در پنهان و آشکارا.
پس فرمود: انتظار فرج از اعظم فرج است و بر این مضمون اخبار بسیاری است که مدح فرمودند کسانی را که در ظلمت غیبت گرفتار و دین خود را نگاه می دارند وایشانند مقصود از آیه ی شریفه ی «یؤمنون بالغیب» و حضرت رسول (ص) ایشان را برادران خود خوانده و اجرهای بسیار از برای تحمل زحمات و مشقت ایشان در حفظ و حراست دین خود وعده داده اند.
به آفتاب نماند مگر به یک معنی
که در تأمل او خیره می شود ابصار
پنجم – نظر به قرص آفتاب اکثر دیده ها را ممکن نیست و بسا باشد که باعث کوری چشم نظر کننده یا تیره و تار شدن آن شود؛ همچنین دیدن شمس جمال بی مثال آن جناب بسا باشد باعث کوری بصیرت ایشان گردد. چنان که بسیاری از مردم پیش از بعثت انبیاء (ع) به ایشان ایمان می آورند و بعد از بعثت به سبب بعضی از اغراض فاسد، چون کاستن از جاه و اعتبار و دست برداشتن از ریاست ظاهریه، آنان را انکار می کردند، مانند بسیاری از یهود مدینه و بعید نیست که بسیاری از دنیاپرستانِ شیعیان چنین باشند، بلکه از بعضی از علما نقل کردند که تمنی می کرد موت پیش از ظهور را، از ترس امتحان در آن زمان و افتادن در دام شیطان نعوذ بالله منه.
ششم – در روز ابری بعضی مردم، آفتاب را از خلل و فرج های ابر می بینند و بعضی نمی بینند، همچنین در ایام غیبت ممکن است که بعضی از شیعیان به خدمت آن حضرت برسند و بعضی نرسند، چنانچه در ابواب پیش مشروحاً بیان شد.
هفتم – آن جناب مانند آفتاب است در عموم نفع رساندن به هر چیز، به حسب قابلیت و استعداد و سئوال به لسان حال یا مقال آن و نطلبیدن اجر و جزایی، حتی دانستن انتساب آن خیر به او، بلکه جحود و انکار کردن آن و نسبت آن به غیر و ضرر نرسیدن از این انکار به دامن عصمت و جلال او، و دست برنداشتن از سیره ی مرضیه و افاضه ی خیر، چنان که از منکرِ رسیدن نفعی از آفتاب در زیر سحاب، ضرری به او نرسد و از تربیت خود دست نکشد.
هشتم – چنانکه نور آفتاب داخل می شود و خانه ها به قدر خلل و فرجی که در آن هاست و صاحب خانه منتفع می شود از آن، به قدر راهی که برای تابیدن آن مهیا کرده و موانع را از آن برداشته، همچنین خلق منتفع می شوند از انوار هدایت و علم آن حضرت به قدر آن چه از خود رفع کردند از حجاب ها و پرده ها و قفل ها که از روی شهوات و شبهات و معاصی بر قلوب خود دارند که با وجود آن ها دیده بصیرت کور و گوش دل کر است. اگر عالم پر از نور شود چیزی نبیند و اگر تمام قدوسیان سخن گویند چیزی نشنود. علامه ی مجلسی (ره) در بحار به همه ی این وجوه اشاره فرموده است. [1]
صاحب کتاب شریف مکیال المکارم مرحوم آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی شباهت این دو آفتاب را این گونه به نظم کشیده است:
هو العلم الهادی باشراق نوره
و ان غاب عن عینی کوقت ظهوره
الم تر ان الشمس تنشر ضووها
اذا هی تحت القیم حین عبوره
[1] نجم ثاقب در احوال امام غائب، میرزا حسن طبرسی نوری، ص 520-524، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم 1412 هجری

تعلیقه ی ششم
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1