بجاست نگاهی گذرا داشته باشیم به ریشه های دشواری این تکلیف تا از رهگذر آن، با لوازم انجام این وظیفه ی خطیر دینی بیشتر آشنا شویم؛ علل دشواری وظیفه ی منتظران را می توان در چهار محور خلاصه کرد:
1. آراستگی به عدالت و تقوا
فرد منتظر باید یک متدین راستین بوده، به زیور عدالت، تقوا و پارسایی آراسته باشد. پیرو واقعی و صدیق حضرت ولی عصر (عج) کسی است که رفتار و مکتب آن جناب را الگوی عملی خود قرار دهد. قیام مولا و تمامی زحمات جان فرسای ایشان و همه ی مجاهدت ها و رشادت ها و شهادت های پدران بزرگوار وی (ع) در راه تربیت نفوس و پرورش دینداران واقعی بوده است. طبعاً انصار و یاران حضرتش که در این مهم وی را مدد می رسانند، با رهبر خود هم سنخی روحی و رفتاری خواهند داشت. منتظران گوش به فرمان وی که در رکابش حاضر می شوند، عاملان به فرمان الهی: «اتقوا الله حق تقاته» [1] (آن گونه که حق تقوا و پرهیزگاری است، از خدا بپرهیزید) می باشند.
نشانه ی بارز کسانی که در دوره ی غیبت حجت قائم (ع) «انتظار» پیشه می کنند، به روشنی در کلام نبوی ذکر شده است. حضرت رسول (ص)، در تجلیل از مقام شامخ «منتظران آخرالزمان» خطاب به صحابه فرمود: «شما اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمی هستند که در آخرالزمان می آیند». آنگاه در مقام توصیف اوج مجاهدت و تدین ایشان می فرماید:
«لاحد هم اشد بقیه علی دینه، من خرط القتاد فی اللیله الظلماء او کالقابض علی جمر الغضا؛ اولئک مصابیح الدجی...» [2]؛ هر یک از ایشان بیش از [کسی که بر زجر] پوست کندن درخت خار با دست خالی در شب تاریک یا نگاهداری آتش سوزان چوب درخت تاغ در کف دست [صبر می کند]، در دینداری خود استقامت و پایداری می ورزد. به راستی که آنان چراغ های هدایت در شب های ظلمانی هستند.
در اسلام، رابطه ی تنگاتنگی میان عدالت فردی و اجتماعی وجود دارد. از دیدگاه اسلام، پیدایش عدالت فراگیر اجتماعی در گرو تحقق عدالت فردی در آحاد جامعه است؛ این بدان معناست که برآیند تعادل مهره های یک مجموعه به تعادل کل آن منتهی می شود.
عدل مقابل ظلم است (به قول منطقیان این دو عدم و ملکه اند) کسی که ظالم باشد، عادل نیست و از آنجا که «ارتکاب معصیت» ظلم به نفس تلقی می شود، فرد گناهکار برای هر گونه ظلم اجتماعی آمادگی روانی لازم را خواهد داشت. زیرا معمولاً کسی که حقوق خودش را پاس نمی دارد، حقوق دیگران را نیز ارزشمند نمی شمرد.
آنجا که حتی حس صیانت نفس هم نمی تواند جلودار خوی تجاوزگری و سرکشی حیوانی انسان باشد، اهرم های کنترل این تعدی طلبی نسبت به دیگران، چندان کارآ نمی نماید.
براین اساس، رتبه ی «تحقق عدالت فردی» بر «ایجاد عدالت اجتماعی» مقدم است؛ یعنی حصول «عدالت انفسی» پیش نیاز وصول به «عدالت آفاقی» است.
از این رو، اگر فردی با اجتناب از معاصی و رعایت پروای الهی، بتواند ملکه ی عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قوای نفسانی خود، ارکان حیات اخلاقی را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه می تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدی مهدوی هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمه ی شخصیت فرد، قدرت جذب مؤلفه های فرهنگ عدالت محور دولت کریمه را نخواهد داشت. طبعاً چنین شخصی با شرایط و ملاک های جدید هماهنگ نمی شود و این تعارض در پایان وی را به بن بست می کشاند. نمونه ی تاریخی چنین شرایطی را در زمان حکومت نورانی علوی می توان یافت. حضرت از آغاز امر می دانست که نفوس غیر مهذب و تربیت نشده که از ملکه ی عدالت فاصله گرفته بودند، عدالت وی را بر نمی تابند، از این رو از پذیرش خلافت سرباز زد تا آنجا که حجت را بر آنان تمام کرد، و پس از استقرار حکومت ولوی همان شد که مولا پیش بینی فرمود؛ یعنی بسیاری از کسانی که او را بر حق می دانستند و قلبشان با او بود، بروی شمشیر کشیدند و سرانجام فرق عدالت در محراب عبادت شکافت؛ «قتل فی محرابه لشده عدله» باری هر کس بخواهد در شمار منتظران حقیقی آن «عدل منتظر» باشد، باید پارسایی پیشه کند [3] و متخلق به مکارم اخلاق گردد [4] و به معنای دقیق کلمه، انسانی مکتبی باشد.
2. آراستگی به بردباری و پایداری
فرد منتظر باید استقامت بورزد و صبر و حلم پیشه سازد؛ بر پایه ی روایت مفصلی که در بیان شرایط عصر غیبت و اوضاع پیش از مقطع ظهور وارد شده است [5] و با تأیید تحلیل تاریخی [6] روند حوادث، می توان این نکته را دریافت که در دوران غیبت فشار زایدالوصفی بر منتظران مخلص و صدیق مهدی موعود (ع) وارد می شود. مقاومت و پایداری در چنین شرایطی به توان بالای روحی نیازمند است. منتظران باید بکوشند تا به درجات بالای صبر نایل گردند؛ صبری که طبق حدیث شریف «راس الایمان» است. در اینجا جهت رعایت اختصار صرفاً به ترجمه ی یک حدیث نبوی اکتفا می کنیم: روزی رسول خدا (ص) خطاب به اصحاب فرمودند:
«پس از شما کسانی می آیند که به هر یک از آنان، اجر پنجاه نفر از شما را خواهند داد».
اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا ما در غزوات بدر، احد و حنین با شما بودیم و درباره ی ما آیاتی از قرآن کریم نازل شده است. پس، چرا به آنان پنجاه برابر ما ثواب داده می شود؟ حضرت پاسخ گفتند: «آنان در شرایطی [بس دشوار] خواهند بود که اگر شما در آن شرایط به سر برید، تحمل و استقامت آنان را نخواهید داشت.» [7]
3. بهره مندی از دین شناسی بنیادین
فرد منتظر باید فهم و تلقی صحیحی از دین داشته باشد؛ مطالعه ی تاریخ ادیان بیانگر این واقعیت است که ادیان بر اثر عوامل مختلف و با گذشت زمان های متمادی، آرام آرام از خلوص نخستین خود فاصله می گیرند و خطوط اصلی و فرعی آن ها هر یک به نوعی با حذف و اضافه، تشدید و تضعیف، تبدیل و تغییر، تأویل و تفسیر و ... دچار تحریف یعنی انحراف از اصل می شوند.
تمامی اشکال تحریف را از یک نظر می توان به دو نوع لفظی و معنوی تقسیم کرد. درباره ی وقوع تحریف در اسلام باید گفت: هر چند در کتاب آسمانی ما قرآن کریم، تحریف لفظی راه نیافته است؛ لیکن در طی چهارده قرن گذشته، عواملی چون تفسیر به رأی یا کج فهمی قرآن، فقدان بخشی از منابع حدیث و سیره و سنت، جعل حدیث و نشر اسرائیلیات، تحریف تاریخ و شخصیت ها، جمود فکری و قشری گری، نفوذ فرهنگ های بیگانه و پیدایش رگه های التقاط، نحله سازی مسلمانان و فرقه سازی استعمارگران، مهجور شدن وحی از صحنه ی زندگی اجتماعی و حیات سیاسی، ترویج اسلام شناسی های مسموم و مغرضانه مانند سناریوی استشراق، تک بعدی دیدن دین و ... همگی به نوعی در تحدید خلوص اسلام نقش داشته اند. [8]
همچنان که امام خمینی (ره) فرمودند اگر نبود مجاهدت های علمی استخوان سوز و طاقت فرسای علمای عظام یعنی فقیهان و اسلام شناسان ژرف اندیش و جامع نگر معلوم نبود امروز چه چیزی را به جای اسلام به خورد توده های مسلمان می دادند. ولی با این وصف، رسوباتی از آن همه جریان ناسالم و انحرافی خواه ناخواه در ذهنیت جامعه ی اسلامی ته نشین خواهد شد. وظیفه ی فرد منتظر و جامعه ی منتظران در عصر غیبت، به ویژه در دوره ی حاضر که با تداوم و تورم نظریه پردازی و مطالعات نظری در حوزه ی دین پژوهی، فلسفه های مطلق و مضاعف و عرصه ی وسیع علوم انسانی، روند برداشت های ناصواب از دین پیچیده تر است این است که اسلام ناب را از سرچشمه های اصیل آن دریافت دارند.
باید توجه داشت که دفترچه ی راهنای اسلام که صراط مستقیم دستیابی به سعادت را به مؤمنان نشان می دهد، امروزه نسخه بدل های فراوان به ظاهر مشابه، اما گمراه کننده ای دارد که سعادت می نمایند، ولی شقاوت می فروشند.
امام مهدی (ع) نه تنها یک انقلابی و رهبر سترگ سیاسی – اجتماعی است که عدالت اجتماعی این آرمان همه ی رسولان الهی را در گستره ی جامعه بشری محقق خواهد ساخت، بلکه یک مصلح بزرگ دینی است. [9] او بساط همه ی دین فروشان و بدعت گذاران و التقاطیان و متحجران را برخواهد چید و مردمان را به سوی ابعاد ناشناخته و متروک دین، هدایت خواهد کرد. قیام او نهضت عظیم احیای تفکر و حیات دینی است و در زمینه ی معرفی و عملی کردن اسلام حقیقی و راستین از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد و هر که را در مقابل این حرکت اصلاحی بایستد، درهم خواهد کوبید.
اهمیت و خطورت این امر به گونه ای است که بر پایه ی روایات معتبر، هنگامی که اسلام نخستین بار به دست رسول اکرم (ص) ظهور کرد مردم با بت های سنگی و چوبی در برابر حضرت ایستادگی و مقابله کردند، لیکن در آن زمان که اسلام برای دومین بار به دست مهدی موعود (ع) ظهور خواهد کرد، گروهی با تمسک به آیات قرآن در برابر آن حضرت صف آرایی خواهند کرد. حضرت در روند تکمیل پروسه ی احیا و اصلاح، ناگزیر با برخی از یاران و سپاهیان خود برخوردی قاطع و سرکوب گرانه خواهد داشت.
علت آن که جمعی از دینداران صوری یا قشری چنین مقاومت هایی را از خود بروز داده و در مقابل حضرت، می ایستند، دو چیز است:
الف) هواپرستی دین فروشان مسلمان نما؛ این عامل در کلام علی بن ابی طالب (علیه افضل صلوات المصلین) این گونه منعکس شده است:
«یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرآی»؛ [مهدی موعود] هواهای نفسانی مردمان را به هدایت تبدیل خواهد کرد، آن زمان که مردم هوای نفس را بر هدایت غالب سازند، و آرا و نظریات را به قرآن باز خواهد گرداند، هنگامی که قرآن را به آرای خود بازگردانند.
ب) عدم برخورداری متدینان قشری از معرفت و تربیت بایسته ی اسلامی؛ از مجموع تراث غنی روایی ابواب الفتن، الملاحم و انباء القائم شباهتی میان دوران حکومت امام مهدی (ع) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) به دست می آید. همچنان که حضرت علی مرتضی (ع) با گروههایی جنگید که یا هواپرستی و دنیا طلبی شان آنان را به خروج در مقابل امام وقت واداشته بود (یعنی دو گروه ناکثین و قاسطین) یا فهم سقیم و تعصب کور دینی (یعنی گروه مارقین و خوارج)؛ به همین ترتیب در زمان حکومت حضرت ولی عصر (ع) نیز دو گروه در برابر امام زمان خروج کرده، بر حضرت تیغ می کشند. هواپرستان و کج اندیشانی که نه فهم ژرف و جامعی از دین، حکمت و کارکرد آن دارند و نه ادب و تربیت لازم دینی در برخورد با حجت زمان را.
بدین ترتیب، امام (ع) در جبهه ی خارجی باید با نظام سلطه و استکبار جهانی وارد جنگ شود و در جبهه ی داخلی با منتظرانی که می پنداشته اند مهدی موعود همان کسی است که خدا وعده داده تا بیاید و آرزوها و خواسته های آنان را برآورده سازد یا آنچه را که آنان تحت عنوان «دین» بازشناخته و پذیرفته بوده اند، اجرا کند!
در آسیب شناسی ایده ی انتظار، باید تمهیداتی اندیشیده شود که منتظران در سطح کلان با دین و اهداف آن، موانع و محدودیت های شناخت کامل دین در عصر غیبت، امامت و حوزه ی اختیارات امام، مفهوم صحیح و سازنده ی انتظار و وظایف منتظران، سیره و مشی امام عصر (ع) در عصر ظهور، علایم قطعی ظهور، اهداف قیام قائم آل محمد (ع) آشنا شوند. نیز در تربیت نفوس جامعه ی اسلامی باید روح ولایت پذیری در کالبد آحاد منتظران دمیده شود تا بدین وسیله از تشکیل مهدی باوری های سطحی و انحرافی در میان منتظران پیشگیری شود.
4. لزوم اصلاح طلبی و ظلم ستیزی
فرد منتظر باید به سهم خود، در راه اصلاح جامعه و استقرار عدالت و رفع ظلم و تعدی بکوشد؛ آن که منتظر مصلح جهانی است، خود نیز باید صالح و مصلح باشد. لزوم صالح بودن فرد منتظر در محور شماره ی یک تبیین شد. اکنون توضیحی کوتاهی در باب لزوم مصلح بودن منتظران ارایه می شود.
در شریعت مقدس اسلام، تأکیدهای فراوانی مبنی بر لزوم مبارزه با هر گونه فساد اخلاقی سیاسی اجتماعی وارد شده است. شارع مقدس این حساسیت حکیمانه را در قالب تقنین به صورت «اصل امر به معروف و نهی از منکر» ابراز کرده است. امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقه اسلامی وظیفه شرعی و همگانی است. نتیجه ی مستقیم انجام این فریضه، «اصلاح» و مجری آن «مصلح» نامیده می شود.
برای درک اهمیت این اصل در اسلام، به ذکر یک آیه از قرآن کریم و دو حدیث از اهل بیت عصمت و طهارت بسنده می کنیم. خدای سبحان می فرماید:
«کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله ...» [10]؛
شما بهترین امتی هستید که برای انسان ها پدیدار شده است، (چه این که) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید...
همچنین رسول خدا (ص) فرمود:
«یا ایها الناس! ان الله یقول لکم: مروا بالمعروف و انهوا عن المنکر، قبل ان تدعوا فلا اجیب لکم و تسألونی فلا اعطیکم و تستنصرونی فقلا انصرکم» [11]؛ ای مردم خداوند می فرماید: امر به معروف و نهی از منکر کنید، پیش از آنکه مرا بخوانید و به شما پاسخ ندهم و از من درخواست کنید، شما را محروم سازم و از من یاری طلبید، شما را یاری نکنم.
امام باقر (ع) فرمود:
«ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء فریضه عظیمه بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمو الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر» [12]؛ بی تردید امر به معروف ونهی از منکر راه انبیا و طریقه ی صالحان است. امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه ای سترگ و خطیر است که سایر واجبات دینی به واسطه ی آن انجام می پذیرد و راه ها به وسیله ی آن امنیت می یابد و درآمدها به واسطه ی آن حلال و مشروع می گردند و مظالم دفع می گردد و زمین آباد می شود و از دشمنان انتقام گرفته می شود و امور سامان می یابد.
همچنین روایات فراوانی بیانگر این نکته است که چنانچه این فریضه ترک شود، اشرار بر جامعه حاکم خواهند شد [13] و عذاب الهی بر آن جامعه نازل خواهد گشت. [14]
امر به معروف و نهی از منکر در عصر غیبت، دو ویژگی دارد:
الف) سطح فردی؛ در هر انقلابی، پس از پیروزی و تثبیت، نیاز اساسی و نخستین، ضرورت وجود نیروی انسانی مجرب و قابل اعتماد است.
از این رو، تشکل های سیاسی، احزاب، تراست های قدرت و ... به مسئله ی «کادر سازی» اهمیت جدی می دهند. انقلاب عظیم مصلح جهانی هم از این قاعده، مستثنی نیست؛ یعنی رأس مخروط رهبری انقلاب برای اداره ی کشوری به گستردگی چند قاره و تثبیت پایه های تمدن نوین خود، به حجم عظیمی از نیروی ورزیده ی قابل اعتماد انسانی نیاز دارد و جامعه ی منتظران در عصر غیبت و تا پیش از ظهور حضرت، باید در درون خود، عملیات بنیادین کادرسازی را آغاز کند.
یکی از شاخص های اصلی کادر انقلابی حکومت مهدوی، پارسایی و تهذیب نفس و آراستگی به مکارم اخلاق و ... است. یقیناً در جامعه ای که داعیان به خیر و نیکی، و بازدارندگان از شر و زشتی وجود نداشته باشد، نفوس مهذب بستری مساعد برای رشد و تکثیر پیدا نمی کنند؛ به ویژه اگر قرار نباشد که شکوفایی استعدادهای معنوی در قالب تنگ استثناها محصور گردد.
بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به تک تک افراد، پیش نیازی اساسی برای پرورش کادر فرماندهان و کارگزارن حکومت مصلح جهانی است. حکومتی که به فرماندهان ارشد لشکری و مدیران برجسته ی کشوری بسیاری در مرحله ی اول و فرماندهان و مدیران میانی انبوهی در درجه ی دوم نیازمند است.
ب) سطح حکومتی؛ منتظران مصلح جهانی موظف اند با منکرات کلان حکومتی برخورد فعال و جدی داشته باشند. از آنجا که «الناس علی دین ملوکهم» (امروزه هر چند مدل حکومت های پادشاهی آرام آرام به طور کلی از صحنه ی سیاسی دنیا خارج شده است، اما مفاد این کلام هنوز صادق است؛ زیرا دستگاه های تبلیغاتی حکومتی و رسانه های دولتی به نحوی مؤثرتر از پیش، ارزش های مورد نظر حاکمیت ها را به توده ها تزریق می کنند) منکراتی که از سوی دستگاه های رسمی اشاعه می گردد، تأثیری به مراتب مخرب تر را دربر دارد.
از سوی دیگر، یکی از اساسی ترین رسالت های منجی موعود (عج) بر چیدن بساط ظلم و حق کشی همین حاکمیت های غیرالهی و صاحبان زر و زور است. او می آید تا بازوان اختاپوس نظام سلطه ی جهانی را با تبر ابراهیمی خود برای همیشه قطع کند.
به پا خواستن مستضعفان در رکاب منجی عالم و مواجهه ی آنان با صاحبان بمب های هسته ای، موشک های بالتیک و کلاهک های اتمی و سلاح های میکربی و شیمیایی و ... نیازمند پیش زمینه ی روانی مساعد است.
اگر آنان عمری را در پذیرش سلطه ی جایران سپری کرده باشند و اگر کسی را به یاد نیاورند که یکبار به خود جرأت مواجهه با سرکردگان استکبار جهانی را داده باشد، مرعوب بودن در مقابل حزب الشیطان، چون عادتی ثانوی در وجودشان رخنه خواهد کرد، و این ضعف عمده ی روحی، در موج خیز خطرات قدم های آنان را سست خواهد کرد.
امر به معروف و نهی از منکر حاکمان و دولت ها، یکی از ارزشمندترین اقدامات فرد مسلمان شمرده شده است.
رسول مکرم اسلام (ص) فرمود:
«افضل الجهاد، کلمه عدل عند امام جائر» [15]؛ برترین جهاد، سخن عادلانه ای است که در برابر حاکم ستمگری بر زبان جاری شود.
امیرمؤمنان علی (ع) فرمود:
«و ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لایقربان من اجل ولا ینقصان من رزق، و افضل من ذلک کله کلمه عدل عند امام جائر» [16]؛ امر به معروف و نهی از منکر نه اجلی را نزدیک و نه رزقی را کم می کند، [اما] برتر از آن همه، سخن عادلانه ای است که پیش روی حاکم ستمگری بر زبان جاری شود.
امام باقر (ع) فرمود:
«من مشی الی سلطان جائر فامره بتقوی الله و وعظه و خوفه، کان له مثل اجر الثقلین من الجن و الانس و مثل اعمالهم» [17]؛ هر کس به سوی حاکم ستمگری رود و او را به پروای الهی امر نموده و موعظه اش کند و بترساند، خداوند مانند اجر جن و انس و عبادات ایشان را به وی عطا کند.
باری منتظران واقعی، این زمینه سازان ظهور با اقتدا به مولای قائم (ع) خود، مشی مبارزاتی و قیام علیه دستگاه جباران را پیشه ی خود می سازند. آنان به هنگام شنیدن لقب مولای خود «قائم» (قیامگر) به پا می ایستند و با این عمل آمادگی همیشگی خود را اعلام می دارند.
آنان پیام رئیس مذهب، امام صادق (ع) را که فرمود:
«لیعد احدکم لخروج القائم و لو سهما» [18]؛ حتماً هر یک از شما منتظران برای قیام حضرت قائم سلاح فراهم سازد، هر چند یک تیر.
لبیک می گویند و خطاب به خداوند سبحان عرضه می دارند:
«اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتماً مقتضیا، فاخرجنی من قبری، موتزرا کفنی، شاهراً سیفی، مجرداً قناتی، ملبیا دعوه الداعی فی الحاضر و البادی» [19]؛ بارالها! هرگاه میان من و مولایم مرگ حایل گردد که سرنوشت حتمی بندگانت قرار داده ای، از تو می خواهم که مرا از قبرم بیرون آری، در حالی که کفن به تن کرده، با شمشیر بر کشیده و نیزه ی برهنه، دعوت آن داعی الی الخیر را در شهر و بادیه اجابت کنم [و در رکابش حاضر گردم].
آنچه گذشت مروری بود گذرا بر عوامل و ریشه های دشواری و سترگی وظیفه ی منتظران و تکلیف «انتظار» و طبعاً همه نمی توانند این راه صعب العبور را تا پایان بپیمایند. باری
«عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد»
از این رو، در حدیث شریف از حضرت باقرالعلوم (ع) وارد شده است که:
«هیهات هیهات لایکون فرجنا حتی تغربلوا، ثم تغربلوا، ثم تغربلوا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو» [20]؛ بی تردید فرج موعود ما [برای شما] حاصل نشود تا آنکه به سختی غربال شوید تا ناخالصان بروند و خالصان باقی بمانند.
امام صادق (ع) فرمود:
«لایکون هذا الامر حتی یذهب ثلثا الناس» [21]؛ فرج قائم حاصل نخواهد شد، تا زمانی که دو سوم مردم کنار بروند.
خداوند سبحان زمانی منجی موعود را به جامعه بشری عرضه خواهد کرد، که دل های منتظران لبریز از تقاضای واقعی باشد. این مطلب را خود حضرت ولی عصر (عج) در توقیعی که خطاب به شیخ مفید صادر فرموده اند، بیان داشته اند:
«....ولو کان اشیاعنا، وفقهم الله لطاعته، علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علی حق المعرفه و صدقها منهم بنا، فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نکره ولا نؤثره منهم...» [22]؛ اگر شیعیان ما که خدایشان بر انجام طاعات موفق بدارد در وفا کردن به عهد ما همدل و یکنوا بودند، در یمن لقای ما دچار تأخیر نمی شدند و سعادت دیدار توأم با معرفت ما، به سویشان می شتافت؛ چیزی جز آن چه از ایشان به ما می رسد و از آنان نمی پسندیم، ما را از ایشان جدا نکرده است.
الحق که این شکوه ی جان سوز آقا، چون پاره های اخگر، جگر عاشقان را چاک چاک می کند.
«منم ابراهیم، آنگاه که آتش به او پناه می برد.
اسماعیل منم. کعبه از من برافراشت و زمزم به پای من می ریزد.
صفا، سعی من دارد و مکی ترین آیات قبیله ام من
محمد (ص) نیای من است.
منم مهدی، قائم و منتظر
گفت شراب اگر خوری، از کف هر خسی مخور
باده بیا منت دهم، پاک شده زخار و خس
زندگی را از کف هر خسی، خواستگاری نکنید؛
منم که شما را خواستارم.
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
من در قاب پنجره ی شما نشسته ام، درها را بر هم مزنید.
اشک های شما را دانه دانه از زمین بر می چینم، برهم می گذارم و قصری از بلور می سازم؛ آنگاه شما را به ضیافتی که در قصرهای بلورتان، برپاست، می خوانم.
آیا می دانید یا هنوز، مرا باور نکرده اید؟ من شمایان را بیش از پدرانتان و پیش از مادرانتان باور کرده ام.
من مهربانی ام را نذر شما کردم؛ شما در کدام بازار به نیم سکه ی زرد، قلب خود را فروختید؟
من در زمهریر غیبت، کنار هیچ آتش خونگرمی ننشستم که شما را فراموش کنم؛ شما اما چه ارزان بر همه ی گرمی های خود چوب حراج زدید.
خاطر من از شما مکدر نیست، که در آن جا جز نسیم خوشرویی، راه نمی داند.
شما نیز چنان نباشید که به غمزی بر آشوبید و به دوغی مست شوید.
بهوش باشید!
غیبت، منتظر می خواهد نه عزادار». [23]
هشدار مسیح را نیز از پس قرون و اعصار باید به گوش هوش شنید:
«بیدار باشید، زیرا نمی دانید که صاحب خانه کی می آید؛ در شام یا بانگ خروس یا صبح! مبادا ناگهان آمده و شمایان را خفته یابد!» [24]
ای کاش همه ی ما در آزمون ورودی به دانشگاه مجاهد پرور «انتظار» قبول می شدیم، دانشگاهی که دانش آموختگان آن را امام صادق (ع) چنین توصیف کرده است:
«... و رجال کان قلوبهم زبر الحدید، لایشوبها شک فی ذات الله، اشد من الحجر، لو حملوا علی الجبال لازالوها. لایقصدون برایاتهم بلده الا خربوها. کان علی خیولهم العقبان یتمسحون بسرج الامام (ع) یطلبون بذلک البرکه و یحفون به، یقونه بانفسهم فی الحروب و یکفونه ما یرید فیهم؛ رجال لاینامون اللیل، لهم دوی فی صلاتهم کدوی النحل، یبیتون قیاماً علی اطرافهم و یصبحون علی خیولهم، کان قلوبهم القنادیل، و هم من خشیه الله مشفقون، یدعون بالشهاده، و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله، شعارهم: یالثارات الحسین. اذا ساروا یسیر الرعب امامهم مسیره شهر، یمشون الی المولی ارسالاً، بهم ینصرالله امام الحق» [25]؛ .... یاران مهدی، مردانیند پولاددل، و همه ی وجودشان یقین به خدا، مردانی سخت تر از صخره ها، اگر به کوه ها روی آورند، آن ها را از جای بر کنند، درفش پیروزگر آنان به هر شهر و پایتختی روی نهد، آنجا را به سقوط وادار می سازد. گویا آن مردان، عقابان تیز چنگال اند که بر مرکب ها سوار شده اند.
این شیرمردان پیروز و عقابان تیزچنگ، برای تبرک و فرخندگی، دست خویش به زین اسب امام می کشند، و بدین سان تبرک می طلبند. آنان او را در میان می گیرند و جان خویش را، در جنگ ها سپر او می سازند و هر چه را اشاره کند، با جان و دل انجام می دهند. این شیراوژنان به شب هنگام نخوابند و زمزمه ی قرآن و مناجات خویش، چون صدای زنبوران عسل، درهم اندازند و تا بامداد به عبادت خدای بایستند، و بامدادان سوار بر مرکب ها باشند.
آنانند راهیان شب و شیران روز، و آنانند گوش به فرمان امام خویش، و چون مشعل های فروزانند و دل های منور آنان، بسان قندیل های نور در سینه هایشان آویخته است.
این مردان، از خدا می ترسند، و فریاد «لا اله الا الله» آنان بلند است. همواره در آرزوی شهادت در راه خدایند. شعار آنان: یا لثارات الحسین، (بیایید به طلب خون حسین، است) به هر سو روی آورند، ترس آنان، پیشاپیش در دل مردمان افتد (و تاب مقاومت را از همه بگیرد). این خداجویان، دسته دسته، به سوی مولای خویش روی آورند و خدا، به دست آنان امام حق را یاری می کند. [26]
امید که ما نیز در حلقه ی عاکفان کوی و شوریدگان روی دوست ره یابیم
چنین باد.
[1] آل عمران، 102
[2] بحارالانوار، ج 52، ص 124
[3] بحارالانوار، ج 52، ص 14
[4] پیشین، بر پایه ی روایتی از امام جعفر بن محمد الصادق (ع)
[5] اکمال الدین، ج 1، باب 23، ح 1، الارشاد مفید، ص 318؛ الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 318
[6] ر.ک: بحث حول المهدی، سید محمد باقر صدر، تحقیق دکتر عبدالجبار شراره، ص 127 و 128
[7] بحارالانوار، ج 2، ص 131
[8] ر.ک: علل انحطاط مسلمین، مرتضی مطهری؛ احیای فکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری؛ و همچنین مجموعه ی مقالات اولین و دومین کنگره ی «امام خمینی (ره) و احیاء تفکر دینی» که در قالب چهار مجلد از سوی دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی انتشار یافته است
[9] ینابیع الموده، قندوزی حنفی، چاپ استامبول، ص 445؛ فرحه الغری، سید بن طاووس، حدیث از امام علی (ع) به نقل از: اثبات الهداه، ج 3، ص 560
[10] آل عمران، 110 به منظور آشنایی با ابعاد ادبی، روایی و اجتماعی آیه ی شریفه به ترتیب، تفاسیر ذیل را ملاحظه فرمایید.
[11] الترغیب و الترهیب، منذری شامی، ج 3، ص 233
[12] الکافی، ج 5، ص 56، التهذیب، طوسی، ج 6، ص 180 و به همین مضمون روایت امام حسین (ع) در تحف العقول، ص 237
[13] ر.ک: تهذیب الاحکام، طوسی، ج 6، ص 176؛ الامالی، صدوق، ص 254؛ الکافی، ج 5، ص 56
[14] ر.ک: ثواب الاعمال، صدوق، ص 304؛ کنزالعمال، ج 3، ص 66؛ وسایل الشیعه، ج 11، ص 407؛ الکافی، ج 5، ص 59؛ الخصال، صدوق، ص 138
[15] کنز العمال، متقی هندی، ج 3، ص 66، ح 5576
[16] نهج البلاغه، حکمت 374؛ و قریب به آن غرر الحکم، کلمه ی 3648
[17] مستطرفات السرائر، ابن ادریس حلی، ص 141؛ بحارالانوار، ج 75، ص 375
[18] بحارالانوار، ج 52، ص 366
[19] قسمتی از دعای شریف «عهد» که از امام صادق (ع) صادر شده است
[20] الغیبه، شیخ طوسی، باب امتحان الشیعه فی حال الغیبه، ص 206
[21] پیشین
[22] الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 324؛ نوادر الاخبار، فیض کاشانی، کتاب انباء القائم، باب ما خرج من توقیعاته، ص 278
[23] ندبه های دلتنگی، رضا بابایی، قطعه ی «منم مهدی» با تلخیص ص 22-24
[24] انجیل مرقس، باب سیزدهم
[25] بحارالانوار، ج 52، ص 308
[26] ترجمه از: حکیمی، محمدرضا

ریشه یابی دشواری انتظار
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1