براین اساس، چه جای استبعاد و استنکار است، اگر نشانه های وجود مقدسش در قافله ی حیات طیبه ی انبیای الهی، با زبانی نمادین، هوشیاران حقیقت جو را به سوی آن قبله ی قلب ها رهنمون گردید؟
آیا نمی توان عمر طولانی نوح (ع) را نشان ای بر دیر زیستی او دانست؟
آیا نمی توان غایب شدن صالح (ع) از میان قوم خود را، دلیلی بر امکان و تحقق غیبت حضرتش برشمرد؟
آیا نجات یافتن ابراهیم (ع) از میان دریای آتش و پایه گذاری خانه ی توحید به دست وی، نمی تواند بشارتی بر شکسته شدن بت شیطان بزرگ به دست مهدی (عج) و کارگر نبودن سلاح های جهنمی جبهه ی استکبار بر او و پایه گذاری ارکان تمدن توحیدی جهانی به دست مبارک وی باشد؟
آیا تولد پنهانی موسی (ع) دور از چشم فرعونیان، نمی تواند گواهی بر تولد پنهانی وی قلمداد گردد؟
آیا سلطنت مقتدرانه ای سلیمان (ع) و مسخر شدن قوای طبیعی عالم به دست وی، نمی تواند نمونه ای از حکومت با صلابت جهانی بقیه الله و بسیج همه ی عوامل طبیعی در خدمت اهداف مقدس وی باشد؟
آیا به آسمان بر شدن عیسی (ع) و شدت گرفتن اختلافات درباره ی وی را نمی توان پژواک تاریخی غیبت منجی آخرالزمان انگاشت؟
آیا مبارزه های مسلحانه ی خاتم الانبیا (ع) و تشکیل حکومت اسلامی و فتح الفتوح (فتح مکه) حضرتش را نمی توان مؤیدی بر کشیده شدن ذوالفقار عدالت از نیام قائم (ع) و تشکیل دولت کریمه ی جهانی و پیروزی نهایی خاتم الاوصیا (ع) تلقی کرد؟
سلام بر تو ای موعود، لام بر تو ای امتداد سبز رسالت در کسوت ولایت و ای میراث دار تراث نبوت؛
السلام علی وارث الانبیاء و خاتم الاوصیاء، السلام علی القائم المنتظر و العدل المشتهر ... السلام علی بقیه الله فی بلاده و حجته علی عباده، المنتهی الیه مواریث الانبیاء ولدیه موجود آثار الاصفیاء، الموتن علی السر والولی للامر، السلام علی المهدی الذی وعدالله به الامم ان یجمع به الکلم ویلم به الشعث و یملا به الارض قسطاً وعدلاً، ویمکن له وینجز به وعد المؤمنین. [1]
سید بن طاووس، (589-664) و تقی الدین ابراهیم بن علی عاملی (828-905) مشهور به کفعمی ضمن برشمردن اعمال روز جمعه، از صلواتی یاد کرده اند که از ناحیه ی مقدسه ی مولی المکان و صاحب الزمان «علیه الصلاه من الملک المنان» صادر شده است و به «صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی» معروف است. در فقره ای از آن، چنین می خوانیم:
اللهم صل علی الخلف الهادی المهدی، امام المؤمنین و وارث المرسلین وحجه رب العالمین. [2]
[1] زیارت حضرت صاحب الامر که سید بن طاووس به سند خود همچنین ثقه المحدثین قمی در مفاتیح آن را نقل کرده اند
[2] به نقل از: مفاتیح الجنان، عباس بن محمدرضا القمی (1294-1359)، اعمال روز جمعه