او خدائي است که پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان پيروز گرداند...
و شکي نيست که وعده خداوند انجام شدني و تخلفناپذير است چنانکه قرآن فرموده است:
...اِنَّ اللَّهَ لايُخْلِفُ الْمِيعادَ. [2] .
ولي روشن است که با وجود همه مجاهدتها و تلاشهاي بيدريغ پيامبرصلي الله عليه وآله و اولياء خداعليهم السلام تا کنون چنين رويداد مبارکي به وقوع نپيوسته است [3] و همه مسلمانان اميد دارند که اين روزگار فرا رسد و البتّه اين آرزويي حقيقي است که ريشه در بيانات پيشوايان معصومعليهم السلام دارد.
بنابراين در سايه حاکميّت آن وليّ پروردگار بانگ اشهدانلاالهالااللّه که پرچم توحيد است و نواي اشهد ان محمّداً رسولاللّه که علم اسلام است همه جا را فرا خواهد گرفت و اثري از شرک و کفر باقي نخواهد ماند.
امام باقرعليه السلام در توضيح آيه وَقاتِلُوهُمْ حَتَّي لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَيَکُونَ الدّينُ کله اللّه... [4] .
فرمود:
تأويل اين آيه هنوز نيامده است و هرگاه قائم ما قيام کند آنکس که زمان او را در يابد، تأويل اين آيه را خواهد ديد و هر آينه [در آن زمان] دين محمّدصلي الله عليه وآله به هرکجا که شب ميرسد خواهد رسيد (و عالم گير خواهد شد) به گونهاي که بر سطح زمين، اثري از شرک نخواهد ماند همانگونه که خداوند فرموده [وعده نموده] است؟! [5] .
و البتّه اين جهان شمولي اسلام به سبب حقّانيّت و واقعيت «اسلام» است که در روزگار مهديعليه السلام هر چه بيشتر و بهتر آشکار خواهد شد و همگان را به خود جلب خواهد کرد مگر آنانکه از روي عِناد و سرکشي سر به طغيان بردارند که با شمشير عدل مهدوي که دست انتقام پروردگار است رو به رو خواهند شد.
آخرين نکته در اين بخش آنست که اين وحدت عقيدتي که در پرتو حکومت امام مهدي به دست ميآيد زمينه بسيار مناسبي براي تشکيل جامعه واحد جهاني است و جهان به دنبال همين اتحاد و يگانگيِ در اعتقاد، به يک قانون و نظام توحيدي تن ميدهد و آن را ميپذيرد و سپس در سايه آن، روابط فردي و اجتماعي خود را بر اساس معيارهايي که از يک عقيده و مرام گرفته شده است، تنظيم ميکند و طبق اين بيان، وحدتِ عقيدتي و جمع شدن همه مردم در زير يک پرچم و دينِ واحد، يک ضرورت و نياز جدي است که در حکومت امام مهديعليه السلام حاصل خواهد شد.
[2] به راستي که خداوند در وعده خود خلاف ندارد. (سوره آل عمران، آيه 9).
[3] اين سخن نه يک ادعا بلکه يک واقعيت تاريخي است و مفسرين بزرگ از شيعه و سني از آن سخن گفتهاند. مثل فخر رازي در «التفسير الکبير»، ج 16، ص 40 و قرطبي در «تفسير القرطبي» ج 8، ص 121 و طبرسي در «مجمع البيان»، ج 5، ص 35.
[4] و با آنان (مشرکان) بجنگيد تا اينکه (در زمين) فتنه و فسادي نماند و آئين همه، دين خدا گردد. (سوره انفال، آيه 39).