تعبيراتِ عميق و زيباي حکيمِ بزرگ، خواجه نصيرُ الدّينِ طوسي، در توسُّل و ثناي امام غايب، حضرت حُجَّتِ بنِ الحسَنِ المَهدي«ع»، عباراتِ لطيف علّامه حاج ميرزا نوري را به ياد مي آورد، عبارات لطيف و پر مغزي، که وي در ديباچه کتاب«جَنَّةُ المَأوي»، [1] در مقام اظهار ادب و ثنا، به پيشگاه حجّت کبري، معروض داشته است:
- عنقاء بلند آشيان ستيغ ازليت، عقاب آسمان سير دور از حد فکر و همت، اسم اعظم الهي، گنجور علم نامتناهي، محور چرخِ وجود و هستي، نقطه پرگار شهود و حق پرستي، کمال بخش جهان و جهانيان، شمع محفل زيبايي و زيبايان، خاورستان انوارِ سبحاني، پرورده سراپرده غيب ربّاني، مشرق انوار هدايتِ مصطفوي، مطلع اسرارِ ولايت مرتضوي، سِرِّ ناموسِ خداي اکبر، ربِّ النّوعِ افراد بشر، پدر زمان، مربّيدوران، امينِ خالق منّان، امانِ مردم جهان، نظم فرماي منظومه هاي متراکم، حُجَّتِ بر حقِّ قائم...
باري، صلَواتِ خواجه نصير را، [2] به عنوان توسُّل، و به طريق «خُتومات» مي خوانند. البته، در مقام توسل، به ساحتِ مقدس حضرت حُجَّتِ بن الحَسن المهدي«ع»، زيارتهاي چندي رسيده است، از جمله زيارتِ«رَبّاني آيات».
همچنين در مقام نيايش و توجه به درگاه خداوند متعال، و طلب خيرات معنوي و توفيقات کلي، به وسيله مقام ولايت نيز، دعاهايي بس ارجمند رسيده است، از جمله، دعاي پس از زيارتِ «رَبّاني آيات»، و دعاي«عهد».
اين توسُّلات و دعاها، همه و همه، توجه به درگاه کبريايي الهي است. و اين انوار طاهره- که بندگان خاص و مقرَّبِ خدا و وسايط فيض اويند- وسايل تقرُّبند به درگاه او. آنچه دراين مرحله اهميت بسيار دارد، توجه به ابعاد گوناگون دعاها و زيارتهاست. بُعد بسيارمهمي که دراين تعليمات نهفته است، بعد معرفتي و شناختي آنهاست. دعاها و زيارتها، بجزبُعد ذکر و مناجات، و درخواست حاجات، که با خواندنِ خاشعانه دعا انجام مي پذيرد؛ و بجز بُعد توجّه و توسّل، و اظهارِ ادب و محبت، که با خواند مؤدّبانه زيارت محقق مي شود، شامل عظيمترين حقايقند، در زيباترين و ساده ترين عبارات [3] ... بايد در آن معاني و مضامين تأمل نمود، و آنها را با تفکر و دقت و توجه خواند، و آن معارف و مطالب را وارد نفس و قلب کرد.
کمالِ واقعي انسان، در شناخت حقايق عالم است، و شناخت چگونگي وجود، و فيض وَ جود، و وسايط فيض، و مقامات آنان، و چگونگي و ظرايف ديگر امور و احوال عالم امر و خلق. نبايد از شناخت اين معارف و تحصيل يقين به آنها غافل بود. نبايد از ادعيه و زيارات غفلت داشت، و از محتواي عميق آنها بي خبر ماند. و نبايد تنها به خواندن سطحي اين اوراق نوراني، و اين سطور روحاني، بسنده کرد. زلالترين چشمه ساران حقايق اعلا، و پاکترين زلال ناب معارف والا، در ابعاد شناخت حقايق توحيد و ولايت، و فيض و تکوين، و انعام و تقدير، و تلطيف سرّ و تصعيد روح، و ديگرِ مسائل عالي الاهيات و تدابير، و جهان و عوامل، و همچنين حکمتِ نفسي و تربيتي، و حقايق اجتماعي و تکليفي، و اصول سياسي و اقدامي، و مباني حماسي و اصلاحي، در دعاها و زيارتهاي مأثوره موج مي زند...
[2] اين صلوات که داراي 14 بند است، و در توسل به ذيل عنايات چهارده معصوم- عليهم السّلام- انشا شده است، به «دوازده امام خواجه نصير» شهرت يافته است. نسخه هاي خطي و چاپي آن، در دسترس است، از جمله در کتاب «مفتاح». در نسخه ها، گاه اختلافي در ضبط وجود دارد. بند چهاردهم که در بالا آورده شده است، از مجموعه اي خطي نقل شد، و جمله اي از آن، از روي نسخه اي چاپي تکميل گرديد.
[3] بيشتر بخش دعاها، با عبارات ساده ادا گشته است. البته دعاهايي از قبيل دعاي «جوشن صغير» نيز وارد شده است.