آنچه دراين جا ذکر مي شود يکصد و هشتاد و دواسم است.
اول: «احمد»
شيخ صدوق در کمال الدين روايت کرده از امير المومنين عليه السلام که فرمود: بيرون مي آيد مردي از فرزندان من در آخر الزمان تا آنکه فرمود: براي او دو اسم است، اسمي مخفي و اسمي ظاهر، اما اسمي که مخفي است، پس احمد است الخ.
و در غيبت شيخ طوسي روايت شده، از حذيفه که گفت: شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را که ذکرکرد مهدي را پس فرمود که بيعت مي کنند با او ميان رکن و مقام اسم او احمد است و عبد الله و مهدي، پس اينها نامهاي اوست.
در تاريخ ابن خشاب و غيره روايت است که آن جناب صاحب دو اسم است وظاهرا مراد دو اسم مبارک رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم باشد.
دوم: «اصل»
شيخ کشي دررجال خود روايت کرده از ابي حامد بن ابراهيم مراغي که گفت نوشت ابو جعفر بن احمد بن جعفر قمي عطار، نبود از براي او ثالثي در زمين در قرب به اصل، و توصيف نمود ما را براي صاحب ناحيه اي، پس جواب بيرون آمد که واقف شدم بر آنچه وصف کردي به آن ابا حامد را که خدايش عزيز کند به طاعت خود، فهميدم حالتي را که او بر آن حالت است که به اتمام رساند خداوند آن را براي او به احسن از آن، خالي ندارد او را از تفضل خود بر او خداوند ولي او باشد، بر او باد بيشتر سلام و مخصوص ترا. ابو حامد گفت اين در رقعه اي طولاني بوده و در آن امر و نهي بود به سوي برادر زاده کثير، دررقعه مواضعي بود که آن را مقراض کرده بودند، پس داده شد رقعه به هيات خود به علان بن حسن رازي. و نوشت مردي ازاجله برادران ما که او را مي ناميدند حسن بن نصر آنچه راکه بيرون آمد بود در حق ابي حامد، فرستاد او را به سوي پسرش، و ظاهر آن است که مراد از اصل و صاحب ناحيه و صاحب توقيع امام عصر عليه السلام باشد.
اسما و القاب و کنیه های آن حضرت و وجه تسمیه ی آنها