شيخ اقدم احمد بن محمد بن عياش در مقتضب الاثر روايت کرده از جابر بن يزيد جعفي که گفت: شنيدم سالم بن عبد الله بن عمر بن الخطاب مي گفت شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمود: خداي عزوجل وحي فرستاد به سوي من در آن شبي که مرا به سوي خود برد که اي محمد که را جانشين خود کردي در زمين بر امت خود؟ و او داناتر بود به اين گفتم اي پروردگار من برادرم را فرمود اي محمد صلي اللهعليه و آله و سلم علي بن ابيطالب عليه السلام؟ گفتم آري اي پروردگار من، فرمود اي محمد من واقف و آگاه شدم بر زمين پس برگزيدم ترا از آن پس ذکر نمي شوم تا آنکه تو ذکر شوي با من آن گاه در مرتبه دوم به نظر علمي نگاه کردم به آن پس اختيار کردم از آن علي ابيطالب را پس گرداندم او را وصي تو. پس تويي سيد انبيا و علي است سيد اوصيا آن گاه مشتق کردم از براي او اسمي از نامهاي خود پس منم اعلي و اوست علي. يا محمد به درستي که من خلق کردم علي و فاطمه و حسن و حسين و ائمه را از يک نور آنگاه عرضه داشتم ولايت ايشان را بر ملائکه پس هر که قبول کرد او را از مقربان شد وهر کس انکار نمود آنرا از کافرين شد اي محمد اگر بنده اي از بندگان من عبادت کند مرا تا آنکه منقطع شود آن گاه ملاقات کند مرا يا انکار ولايت ايشان داخل مي کنم او را در آتش خود آن گاه فرمود اي محمد آيا دوست داري که ايشان را ببيني؟ گفتم آري فرمود پيش برو در جلو خود پس پيش رفتم ديدمعلي بن ابيطالب و حسن و حسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي ومحمد بن علي و علي بن محمد وحسن بن علي و حجة قائم را که گويا مثل ستاره درخشان است در وسط ايشان پس گفتم اي پروردگار من کيستند اينها؟ فرمود ايشان امامانند و اين که ايستاده است حلال مي کند حلال را و حرام مي کند حرام را و انتقام مي کشد از اعداي من اي محمد او را دوست دار زيرا که من او را دوست دارم و دوست دارم کسي را که او را دوست دارد. جابر گفت چون سالم از حجر کعبه برگشت او را متابعت کردم پس گفتم اي ابا عمرو قسم مي دهم ترا بخداوند که آيا خبرداد ترا غير از پدرت به اين نامها؟