سوم بردن آن حضرت را در روز ولادت به سراپرده عرش و خطاب خداوند تبارک و تعالي به او که مرحبا به تو اي بنده من براي نصرت دين من و اظهار امر من و هدايت عباد من. قسم خوردم به درستي که من به تو بگيرم و به تو بدهم و به تو بيامرزم و به تو عذاب کنم تا آخر آنچه گذشت در باب اول.
چهارم بيت الحمد چنانچه نعماني و مسعودي و غير ايشان روايت کردند از حضرت باقر عليه السلام که فرمود از براي صاحب اين امر عليه السلام خانه اي مي باشد که او را بيت الحمد مي گويند در آن چراغي است که روشن است از آن روز که متولد شده تا آن روز که خروج کند با شمشير خاموش نمي شود.
پنجم جمع ميان کنيه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و اسم مبارک آن حضرت و در مناقب روايت است که فرمود: اسم مرا بگذاريد و کنيه مرا نگذاريد.
ششم حرمت بردن نام آن جناب چنانچه گذشت.
هفتم ختم وصايت حجت در روي زمين به آن جناب.
هشتم غيبت از روز ولادت و سپرده شدن به روح القدس و تربيت شدن در عالم نور و فضاي قدس که هيچ جزئي از آن به لوث قذرات و کثافت و معاصي بني آدم و شياطين ملوث نشده و موانست و مجالست با ملا اعلي و ارواح قدسيه.
نهم معاشرت و مصاحبت نداستن با کفار و منافقين و فساق و نداشتن خود و تقيه و مدارات با آنها و دوري از ايشان و منزل نکردن در منازل آنان چنان که همه حجتهاي خداوند پيش از بعثت و بعداز آن بلکه در ايام عزلت و غيبت خود داشتند و موالفت و مساورت مي کردند بلکه مناکحت و مزاوجت از طرفين داشتند و سالها با فاسق منافقي حتي مثل مروان نماز مي کردند و دستهايي را مي بوسيدند که خود فرمودند اگر توانايي داشتيم قطع مي نموديم و روز ماه رمضان افطار کردند و امثال اين مصايب را ديدند و خداي تعالي اين حجت عزيز خود را نگاه داشت از همه آنها از روز ولادت تا کنون دست ظلمي به دامانش نرسيده و با کافر و منافقي مصاحبت ننموده و از منازلشان کناره گرفته و از حقي به جهت خوف يا مدارات و مهاونه دست نکشيده: همدم وانيسش چون خضر و موالي وخدمش خاصان بوده بالجمله از غبار کردار و رفتار اغيار بر آينه وجود حق نماي آن بزرگوار گردنش ننشسته و از خارستان اجانب خاري به دامان جلالش نخليده و ذلک فضل الله يوتيه من يشاء[1].
دهم نبودن بيعت احدي از جابران بر گردنش چنانکه که اعلام الوري روايت شده از حضرت امام حسن عليه السلام که فرمود: نيست از ما احدي مگر آنکه واقع مي شود در گردن او بيعتي از براي طاغيه زمان او مگر قائمي که نماز مي کند روح الله عيسي عليه السلام بن مريم خلف او.
در کمال الدين روايت شده است از امام صادق عليه السلام که فرمود: صاحب اين امر مستور مي شود ولادتش از اين خلق تا انکه نبوده باشد در گردن او بيعتي زماني که خروج کند و خداوند عز و جل در يک شب کار او اصلاح کند.
و نيز روايت کرده از حسن بن فضال از حضرت رضا عليه السلام که فرمود گويا مي بينم شيعه را در وقت مفقود شدن چهارم از فرزندان من که جستجو مي کنند از چراگاه پس نمي يابند او را گفتم چرا اي فرزند رسول خدا؟ فرمود به جهت آنکه امام ايشان غايب مي شود از ايشان گفت چرا غايب مي شود؟ فرمود براي اينکه نبوده باشد بر گردن او بيعتي چون برخيزد با شمشير.
[1]سوره مائده،آیه54،سوره حدید،آیه21 و سوره جمعه،آیه4