نوزدهم تصرف نکردن طول روزگار و گردش ليل و نهار و سير فلک دوار در بنيه و مزاج و اعضا و قوا و صورت و هيات آن حضرت که با اين طول عمر که تا کنون هزار و چهل و هشت سال از عمر شريفش گذشته وخداي داند که تا ظهور به کجاي ازسن رسد چون ظاهر شود در صورت مرد سي ساله يا چهل باشد و چون طويل الاعمال از انبياي گذشته و غير ايشان نباشد که يکي هدف تير پيري خود هذا بعلي شيخا[1] باشد و ديگري به نوحه گري اني وهن العظم مني و اشتعل الراس شيبا[2] از ضعف پيري خويش بنالد.
شيخ صدوق روايت کرده از ابا صلت هروي گفت: پرسيدم از حضرت رضا عليه السلام که چيست علامت قائم شما چون خروج نمايد؟ فرمود علامتش آن است که در سن پير باشد و به صورت جوان تا به مرتبه اي که نظر کننده بهآن حضرت گمان برد که در سن چهل سالگياست يا کمتر از چهل سالگي و ديگر از نشانهاي آن حضرت اين است که به گذشتنشبها و روزها بر آن حضرت پيري بر آن جناب راه نيابد تا زماني که اجل آن سرور در رسد.
در غيبت شيخ طوسي روايت شده از امام صادق عليه السلام که فرمود ظاهر مي شود آن جناب جوان موفق سي ساله و نيز روايت کرده از آن حضرت که فرمود اگر خروج کند قائم عليه السلام هر آينه انکار مي کنند او را مردم رجوع مي نمايد به سوي ايشان در حالتي که جواني است موفق.
نيز روايت شده از آن جناب که فرمود از اعظم بليه آن که خروج مي کند به سوي ايشان صاحب ايشان در حال جواني وايشان گمان مي کنند او را پيري کبير السن. مراد از موفق، چنانکه علامه مجلسي احتمال داده آن است که اعضايش متوافق و خلقتش معتدل باشد يا کنايه از توسط در جواني است يا آخر آن است که وقت توفيق تحصيل کمال است.
و شهرستاني عاري از لباس انساني در ملل و نحل بع از ذکر فرق اماميه بعد از امام حسن عسکري عليه السلام که آنرا از رساله فرق نوبختي برداشته و جمله اي از کلمات نافعه او را دزديدهمي گويد و از عجايب اين که ايشان مي گويند غيبت طول کشيده دويست و پنجاه سال و چيزي و امام ما فرموده که اگر قائم خروج کند و داخل شده در سن چهل سالگي پس و صاحب شما نيست و ما ندانستيم که چگونه منقضي مي شود دويست و پنجاه سال در چهل سال انتهي و حاصل آن خبر آن که آن حضرت چهل ساله يا کمتر باشد اگر زيادتر باشد مهدي عليه السلام نيست وحاصل شبهه اين غافل آنکه شما مي گوييد دويست و پنجاه سال است تقريبا او غائب شده اگر حال مثلا او خروج کند چگونه چهل ساله باشد و حاصل جواب آنکه غرض آن است که در صورت و هيات و بنيه و مزاج مرد چهل ساله باشد هر چند هزار سال عمر او باشد و خداي تعالي قادرست کسي را نگاه دارد در سني به اين نحو که گفتيم. فريقين نقل کردند که از معجزات پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم آن بود که بر هر حيواني سوار مي شدند آن حيوان در همان سن که در آن حال داشت مي ماند و ابن اثير در اسد الغابه روايت کرده که عمرو بن حمق خزاعي آن حضرت را سير آب نمود پس در حق او دعا کرد و فرمود اللهم متعه بشبابه پس هشتاد سال بر او گذشت که در ريش او موي سفيد ديده نشد بلکه بسا شد که از حالت پيري به جواني برگرداندند بلکه همه پيران بهشتي را خداي تعالي جوان کند و به بهشت برد در آخرت قدرت جديد براي حق تعالي پيدا شود يا شهرستاني براي آخرت خداي ديگر قائل شود که تواند چنين قدر بنمايد. عجب از اوست که جناب خضر را زنده داند و چند هزار ازآن حضرت بزرگتر است و مي گويند در صحرا و براري سياحت مي کند. و اگر حيات آن جناب به نحو متعارف باشد بايد مشتي پوست و استخوان باشد و در گوشه اي افتاده و آن جناب را در صورت و هيات هر صاحب سني فرض کنيم جاي همان اعتراض هست خداي تعالي به اين قوم يا انصاف دهد يا ادراک و شعور کهاز هر دو عاري اند. ميبدي در شرح ديوان گفته که حق تعالي دندان و ارکان خضر را پيش از ظهور خاتم الانبيا صلي الله عليه و آله و سلم هر پانصد سال تجديد مي کرد و بعد از ظهور آن حضرت در هر صد و بيست سلا تجديد مي کند و در احتجاج طبرسي روايت شده از امام حسن عليه السلام که فرمود در ضمن حالات آن جناب که طولاني مي کند خداوند عمر آن حضرت راآن گاه ظاهر مي کند او را به قدرت خود در صورت جوان صاحب سن چهل ساله واين براي آنکه بدانند که خداوند بر همه چيز قادر است.