ابو سام کمال الدين بن طلحه بن محمد قريشي نصيبي است که در کتاب مطالب السوال در باب دوازدهم به اعتقاد جازم و اصرار بليغ اثبات اين مطلب را نموده و پاره اي از شبهات منکرين را ذکر کرده و رد نموده و به ابيات را ثقه و عبارات موثقه آن جنابت را مدح نموده و نسخه آن کتاب شايع و در طهران طبع شدو نيز لکنهور از بلاد هند. ( مخفي نماند که ما بسياري از آنچه نقل کرديم در اين مقام از کتب اهل سنت و از تراجم منقول است از مجلد اول کتاب استقصاء الافحام و بعضي مجلدات عبقات الانوار جامي دين و ماحي بدع ملحدين سلطان المحدثين و ملاذ المتکلمين جناب مير حامد حسين معاصر هندي دام علاوه که همه را با تصحيح از کتب صحيحه آنها برادشته بدون تصرف و واسطه در نقل جزاه الله عن الاسلام والمسلمين خير جزاء المحسنين منه.) اسعد بن عبدالله يافعي معروف در تاريخ مرآت الجنان در حوادث سنه ششصد و پنجاه و دو گفته که وفات کرده در آن کمال محمد بن طلحه نصيبي مفتي شافعي و او رئيسي بود محتشم و بارع در فقه و خلاف متولي وزارت شد يک نوبت آن گاه زاهد شد و خويشتن را جمع نمود آن گاه کرامتي براي او نقل کرده که مقام ذکرش نيست. شيخ جمال الدين عبد الرحيم بن حسن بن علي اسنوي فقيه شافعي صاحب تصانيف کثيره معروفه در طبقات فقهاي شافعيه گفته بعد از ذکر او به نحو مذکور که او امام بارع بود در فقه و خلاف و عارف بود به اصول فقه کلام رئيس کبير معظم بود و ملوک با او مکاتبه مي کردند و در مدرسه امينيه دمشق اقامت نمود و ملک ناصر او را براي وزارت نشانيد و فرمان وزارت براي او نوشت او از آن کناره کرد و عذر خواست دو روز مباشرت کرد آن گاه گذاشت اموال خود را هر چه داشت و رفت و معلوم نشد موضع او استماع حديث نمود و روايت کرده آنها را الخ. تقي الدين احمد بن ابو بکر بن قاضي شهبه در طبقات شافعيه گفته محمد بن طلحه بن الحسن شيخ کمال الدين ابو سالم الطوسي القرشي العدويالنصيبي تصنيف نموده کتاب عقد فريد را يکي از صدور و روساء معظم است تفقه نمود و در علوم شراکت نمود و او فقيه بارع عارف به مذهب و اصول و خلاف بود و بعد از ذکر وزارت و تزهد او گفته که مشغول شد به علم حروف و بيرون مي آورد از آن اشيائي از مغيبات.و سيد عزالدين که او يکي از علماي مشهور و روساي معروف بوده و مقدم بود در نزد ملوک و از ايشان مراسلات به او مي رسيد آن گاه در آخر کار زاهد شد وتقدم در دنيا را واگذاشت و رو کرد بهآنچه او را نفع مي بخشيد و از دنيا گذشت باسداد و امر جميل. و عبد الغفار بن ابراهيم علوي عکي عدثاني شافعي درعجاله الراکب و بلغه الطالب گفته که او يکي از علماي مشهور بود و کاتب چلبي قسطنطنيني در کشف الظنون في اسامي الکتب و الفنون گفته که در المنظم در سر اعظم از شيخ کمال الدينابي سالم محمد بن طلحه عدوي حفا شافعي است که وفات کرده به سنه ششصد و پنجاه و دو و مختصريست اول آن اين است الحمد لله الذي اطلع من اجتباه من عباده الابرار علي ما جنايا الاسرار و در آنجا ذکر کرده که براي برادري صالح کشف شد در بعضي از خلوات لوحي که در آن دائره حروفي بود که معني آن را نمي دانست چون صبح شد خوابيد و حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام را در خواب ديد که آن حضرت از براي شرح اين لوح چيزي فرمود او نفهميد و اشاره کرد که به نزد کمال الدين رود که او شرح کند پس نزد او آمد و صورت واقعه و دائره حروف رابراي او ذکر کرد پس رساله اي براي آن نوشت و معروف شد به جعفر ابن طلحه و بوفي در شمس المعارف کبري گفته که اين مرد صالح معتکف شده بود در بيت خطابه در مسجد حلب و اثر تضرع او به درگاه خداوند اين بود که اسم اعظم رابه او تعليم دهد پس در شبي لوحي از نور را ديد که در او اشکال مصوره بود. پس در آن لوح تامل نمود ديد چهار سطر است و در وسط دائره اي دارد و در داخل آن دائره ديگر و بساحي گفته که اين مرد صالح شيخ ابو عبد الله محمد بن حسن اخيمي بود و تلميذ او ابن طلحه استنباط نمود از اشارات رموز آن بر انقراض عالم بر سبيل رمز. و وضوح بودن اين کتاب از او به حدي است که ابن تيمه با همه عناد و لجاج در منهاج خود با آن که گاهي منکر متواترات مي شود نتوانسته منکر شود واين کتاب را به او نسبت داده و الحمدلله. جمله اي از تصانيف او را در کشف الظنون ضبط کرده.
اول ابو سام کمال الدين بن طلحه بن محمد قريشي نصيبي