شيخ عبد الوهاب بن احمد بن علي الشعراني عارف مشهور صاحب تصانيف متداوله در کتاب يواقيت و جواهر در عقايد اکابر در مبحث شصت و ششم گفته که جميع علامات قيامت که خبر داده به آن شارع، حق است و لابداست که واقع شود همه آنها پيش از برخاستن قيامت مثل خروج مهدي عليه السلام آن گاه دجال آن گاه عيسي و خروج دابه و طلوع آفتاب از مغرب و برخاسته شدن قرآن و باز شدن سد ياجوج و ماجوج تا اين که اگر نماند مگر يک روز از دنيا هر آينه واقع مي شود همه اينها. شيخ تقي الدين بن ابي المنصور در عقيده خود گفته که همه اينها واقع مي شود در ماه اخيره از روزي که وعده کرده به آن رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم امت خود را به قول خود که اگر امت من صالح شد پس براي ايشان روزي است و اگر فاسد شد براي ايشان نصف روز است يعني از ايام پروردگار که اشاره شد به آن در قول خداوند عزوجل و ان يوما عند ربک کالف سنه مماتعدون و بعضي از عارفين گفته که اول هزار محسوب مي شود از وفات علي بن ابيطالب عليه السلام آخر خلفاء زيرا که اين مدت از جمله ايام نبوت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است پس خداي تعالي هموار و آرام نمود به سبب خلفاي اربعه بلاد را و مراد او از هزار انشاء الله تعالي قوت سلطان شريعت است تا تمام شدن هزار آن گاه شروع مي کند در اضمحلال تا اين که مي گردد دين غريب چنانکه در ابتدا بود و مي باشد اول اين اضمحلال از گذشتن سي سال از قرن يازدهم و در آن وقت مترقب است خروج مهدي عليه السلام را و او از فرزندان امام حسن عسکري است عليه السلام و مولد او شب نيمه شعبان سنه دويست پنجاه و پنج و او باقي است تا اينکه مجتمع شود با عيسي بن مريم عليه السلام پس مي باشد عمر او تا اين وقت ما که سنه نهصد و پنجاه و هشت است هفتصد و شش سال. چنين خبر داد مرا شيخ حسن عراقي، کهمدفون است بالاي تپه ريش که مشرف است بر برکه رطلي در مصر محروسه، از امام مهدي عليه السلام زماني که مجتمع شد با او موافقت کرده او را بر اين دعوي سيد من علي خواص و ما قصه شيخ حسن عراقي را با آن جناب نقل کرديم از کتاب لواقح الانوار شعراني مذکور در اواخر باب هفتم در ذيل معمرين با نقل مدايح جماعتي از علماياهل سنت از کتاب يواقيت حتي اينکه شهاب الدين رملي شافعي گفته که کسي اختلاف نکرده در اين که مانند آن تصنيف نشده و ديگري گفته قدح مي کند در معاني اين کتاب مگر دشمن مرتاب ياجاهد کذاب.