ابن حجر عسقلاني شيخ الاسلام در شرح بخاري گفته که کلام قاضي کلامي است که گفته شده در آن حديث تا آن که مي گويد آنچه واقع شد آن است که مردم جمع شدند بر ابي بکر آن گاه بر عمر پس عثمان پس علي عليه السلام تا آنکه واقع شد امر حکمين در صفين پس معاويه از آن روز ناميده شد به خليفه آن گاه اجتماع کردند بر معاويه در وقت صلح با حسن آن گاه اجتماع کردند بر پسر او يزيد و از براي حسين امر منتظم نشد بلکه کشته شد پيش از آن و چون يزيد مرد اختلاف شد تا آنکه اجتماع کردند بر عبدالملک بن مروان بعد از کشته شدن ابن زبير آن گاه اجتماع کردند بر چهار فرزند او وليد پس سليمان پس يزيد پس هشام و ميان سليمان و يزيد عمر بن عبد العزيز بودپس ايشان هفت خليفه اند بعد از خلفاء راشدين و دوازدهمي وليد بن يزيد بن عبد الملک است که چون عمويش هشام مرد اجتماع کردند پس چهار سال خلافت کرد آن گاه او را کشتند و فتنه منتشر شد از آن روز و ديگر اتفاق نيفتاد اجتماع بر خليفه بعد از او.
از اين کلام معلوم مي شود که يزيد بن معاويه از خلفاي دوازده گانه است که حضرت خبر داد که ايشان هادي و عالمند بين حق و بر حقند پس خروج کننده بر او و ياغي و خارج بر امام زمان خواهد بود و اين از شواهد واضحه است بر آنچه علماي اماميه مدعيند که به قواعد اهل سنت حضرت سيد الشهداء عليهالسلام خارج بر امام زمان خود بود و ادله و براهين و شواهد اين مدعي بسيار است مقام را گنجايش بيش از اين نيست و از اينجا است که ابن حجر مذکور در کتاب تقريب تصريح کرده که عمر بن سعد ثقه است و ارتکاب آن امر عظيم را منافي عدالت او ندانسته - منه).