montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

اول سليم بن قيس هلالي از اصحاب امير المومنين عليه السلام در کتاب خود که شيخ نعماني درغيبت خود مي گويد که خلافي نيست در ميان حمله علم شيعه که آن کتاب اصلي است از اصول که روايت کرده آن را اهل‏علم و حمله حديث اهل بيت عليهم السلام و اقدم آنها و از اصولي که شيعه به آن رجوع مي کنند و بر او اعتماد مي کنند که از خود آن جناب شنيد که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود در بيان ذکر اولي الامر که تو يا علي اول ايشاني آن گاه شمردند تا امام حسن العسکري عليه‏السلام پس فرخود آن گاه پسر او حجة قائم اوصياي من و خلفاي من و منتقم از اعداي من که پر مي کند زمين را ازعدل و داد چنانچه پر شده از جور و ظلم.

دوم و نيز در آن جا روايت کرده از آن ‏جناب که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود من اولي هستم به مومنين او نفوس خودشان نيست بر ايشان ‏با وجود من امري و علي عليه السلام بعد از من اولي است به مومنين او نفسهاي خودشان نيست براي ايشان با وجود او امري آن گاه ذکر فرمود تا حضرت باقر عليه السلام به همين قسم وفرمود در عقب محمد مرداني هستند يکي پس از ديگري نيست هيچ کدام از ايشان مگر اولي به مومنين او نفس خودشان. نيست براي ايشان با وجود آنها امري همه هداتند هاديند مهديند تا آنکه ذکر فرمود جنت عدن را فرمود با من درآن جا از اهل بيت من دوازده تنند اول‏ايشان علي بن ابيطالب و حسن و حسين ونه تن از فرزندان حسين آن گاه جمله اي او اوصاف ايشان را از عصمت و تبليغ و هدايت و غير آن بيان فرمود.

سوم و نيز در آن جا روايت کرده از علي ابن ابي طالب (ع) که فرمود اي سليم من و اوصياي من که يازده مردند از فرزندان من ائمه هدايت کنندگان هدايت شدگان محدثين يعني آنکه ملک با او سخن گويد گفتم يا اميرالمومنين کيستند ايشان فرمود دو پسر من حسن و حسين آن گاه اين پسر من و گرفت دست علي بن الحسين عليه السلام را و آن جناب شير مي خورد آن گاه هشتمين نفر ازفرزندان او هر يک بعد
از ديگري تا اينکه اين دوازده تن اوصيائيم.

چهارم و نيز گفته که با امير المومنين از صفين مراجعت مي کرديم فرمود آمد عسکر نزديک دير نصاري ذکر کرد بيرون آمدن راهبي از آن دير که نام او شمعون بن حمون بود از فرزندان‏شمعون وصي عيسي عليه السلام و با او کتابي بود به خط شمعون و املاء عيسي عليه السلام و در آن جا مذکور بود بعد از اوصاف رسول خدا صلي الله عليه‏و آله و سلم وزارت و خلافت امير المومنين عليه السلام و اين که او ولي هر مومن است بعد از رسول که آن گاه يازده نفر از فرزندان او و فرزندفرزند او اول آنها شبر دوم شبير و نه‏ تن از فرزند شبير يکي بعد از ديگري آخرايشان کسي است که نماز مي کند عيسي عليه السلام خلف او و نام برده بعد از ايشان کسي را که سلطنت مي کند و کسي که دين خود را مخفي مي کند و کسي که ظاهر مي شود و اول کسي که از ايشان ظاهر مي شود و پر مي کند جميع بلاد خداوند را از عدل و داد و مالک مي شود ما بين مشرق و مغرب را تا اينکه غالب مي کند او را خداوند بر همه اديان آن گاه شرح داده حال جمله اي از ائمه ظلال را و در آخر خبر، سليم مي گويد حضرت‏ به يکي از افراد خود فرمود برخيز و کتاب او را از عبراني ترجمه کن به عربي چون نسخه کرد و آورد حضرت به امام حسن عليه السلام فرمود به نزد من بياور آن کتابي را که به تو دادم و بخوان آن را اي پسر من و تو اي فلان نظر کن در نسخه اين کتاب که او خط من است و املاي رسول خدا صلي الله ‏عليه و آله و سلم چون خواند يک حرف با هم خلاف نداشت گويا املاي يک نفر بود.

پنجم شيخ ثقه جليل القدر عظيم الشان ابو محمد فضل بن شاذان نيشابوري که صد و هشتاد جلد کتاب تاليف فرمود و از حضرت رضا و جواد عليهما السلام روايت کرده و در آخر زمان عسکري عليه السلام وفات کرد و بر او رحمت فرستاده از کتاب غيبت خود مسمي به اثبات الرجعه روايت کرده از حسن بن محبوب از علي بن رياب که گفت حديث کرد مرا ابي عبد الله عليه السلام حديث طولاني از امير المومنين ‏و در آخر آن حضرت اخباري از فتن آخر الزمان را بيان فرمود تا خروج دجال پس فرمود آن گاه ظاهر مي شود امير امره و قاتل کفره سلطان مامول که متحير است در غيبت او عقول و او نهم از فرزندان تست اي حسين ظاهر مي شود بين رکنين و غالب مي شود بر ثقلين و وا نمي گذارد در زمين ادنين يعني پست‏و فطرتها را. خوشا به حال مومني که درک مي کند زمان او را و مي رسند هنگام او را و حاضر مي شوند در ايام او و ملاقات مي کنند با اقوام او.

ششم و نيز روايت کرده از ابن بني عمير از حماد بن عيسي از ابي شعبه حلبي از ابي عبد الله عليه السلام ازپدرش محمد بن علي از پدرش علي بن الحسين از عمش حسن بن علي بن ابيطالب‏ عليه السلام که گفت: پرسيدم از جد خود رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از امامان که بعد از آن جناب خواهند بود فرمود که امامان بعد از من به عدد نقباي بني اسرائيل دوازده تنند که عطا نموده است خداوند به ايشان دانش و فهم مرا و تو از ايشاني‏اي حسن پس گفتم يا رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم کي خروج خواهد کرد قائم ما اهل البيت فرمود جز اين نيست اي حسن که مثل او مثل روز قيامت‏است که پنهان داشته خداوند علم آن رابر اهل آسمانها و زمين نمي آيد روز قيامت مگر ناگاه و بي خبر.

هفتم و نيز روايت کرده از عبد الرحمن بن ابي‏ نجران از عاصم بن حميد از ابي حمزه از ابي جعفر عليه السلام که‏ فرمود پيغمبر با امير المومنين صلوات‏الله عليهما که يا علي زود باشد که قريش ظاهر سازند بر تو آنچه پنهان داشته اند و مجتمع شود کلمه ايشان برستم نمودن و غلبه کردن بر تو پس اگر اعوان و انصاري بيابي جهاد کن با ايشان و اگر نيابي بازدار دست خود راو نگاهدار خون خود را پس به درستي که ‏شهيد شدن از پي است تو را و بدان که فرزند من انتقام خواهد کشيد در دنيا از آنها که بر تو و اولاد و شيعه تو ظلم کنند و خداي تعالي ايشان را در آن جهاد به عذاب شديد گرفتار خواهد گردانيد.

سلمان فارسي گفت اي رسول خدا کيست آن که اين کار را خواهد کرد؟ فرمودند: نهمين از اولاد پسر من ضمن آنکه ظاهر گردد بعد از پنهان بودن طولاني اعلان نمايد امر خدا را و ظاهر سازد دين خدا را و انتقام کشداز دشمنان خدا و پر کند زمين را از عدل و داد چنانچه پر شده از جور و ظلم. سلمان گفت کي ظاهر خواهد شد يارسول الله؟ فرمود آن را کسي نمي داند مگر خداي تعالي لکن آن را نشان ها است که از جمله آنهاست ندايي از آسمان و فرو رفتن جمعي به زمين در مشرق و فرو رفتني در مغرب و فرو رفتني در بيدا.

هشتم و نيز روايت کرده از صفاون بن يحيي از ابي ايوب ابراهيم ابن ابي زياد خزاز از ابي حمزه ثمالي از ابي خالد کابلي که او گفت داخل شدم به منزل مولاي خود حضرت‏علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب عليهم السلام و در دست آن حضرت صحيفه‏اي ديدم که بر آن مي نگريست و سخت مي ‏گريست گفتم پدر و مادرم فداي تو باد اي فرزند رسول خدا چيست اين صحيفه؟ حضرت فرمود که اين نسخه لوحي است که خداي تعالي به رسول خود به هديه فرستاد آن لوحي که در آن بود نام خداي تعالي و نام رسول او و نام اميرالمومنين و نام عمم حسن بن علي نام پدر و نام من و نام فرزندم محمد باقر و نام فرزند او جعفر صادق و نام فرزند او موسي کاظم و نام فرزند او علي رضا و نام فرزند او محمد تقي و فرزند او علي نقي و فرزند او حسن زکي و فرزند او حجة الله و قائم بامرالله و منتقم از اعداء الله آن که غايب شود زماني دراز بعد از آن ظاهر شود و پر کند زمين را از عدل و داد همچنان که پر شده از ستم و بيداد.


روایت سلیم بن قیس هلالی از اصحاب امیرالمؤمنین


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1