montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

مؤلف گويد که اين کرامات و مقامات از سيد مرحوم بعيد نبود چه او علم و عمل را ميراث داشت از عم اجل خود جناب سيد باقر سابق الذکر صاحب اسرار خال خود جناب بحر العلوم اعلم الله مقامهم و عم اکرمش او را تاديب نمود و تربيت فرمود و بر خفايا و اسرار مطلع ساخت. تا رسيد به آن مقام که نرسد به حول‏آن افکار و دارا شد از فضايل و مناقب مقداري که جمع نشد در غير او علماي ابرار.

اول آن که آن مرحوم بعد از آن که هجرت کردند از نجف اشرف به حله‏ و مستقر شدند در آنجا شروع نمودند درهدايت مردم و اظهار حث و ازهاق باطل و به برکت دعوت آن جناب از داخل حله و خارج آن زياده از صد هزار نفر از اعراب شيعه مخلص اثني عشري شدند و شفاها به حقير فرمودند چون به حله رفتيم ديديم شيعيان آنجا از علائم اماميه و عار شيعه جز بردن اموات خودبه نجف اشرف چيزي ندارند و از ساير احکام و آثار عاري و بري حتي از تبري ‏از اعداء الله. و به سبب هدايت او،همه از صلحاء و ابرار شدند و اين فضيلت بزرگي است که از خصايص اوست.

دوم کمالات نفسانيه و صفات انسانيه که در آن جناب بود از صبر و تقوي و رضا و تحمل مشقت عبادت و سکون نفس و دوام اشتغال به ذکر خداي تعالي. هرگز در خانه خود از اهل و اولاد و خدمتگزاران چيزي از حوايج نمي طلبيد مانند غذا در ناهار و شام و قهوه و چاي و قليان در وقت خود با عادت به آنها و تمکن و ثروت و سلطنت ظاهره و عبيد و اماء.اگر آنها خود مواظب و مراقب نبودند و هر چيز را درمحلش نمي‏رساندند بسا بود که شب و روز بر او بگذرد بدون آن که از آنها چيزي تناول ‏نمايد و اجابت دعوت مي کرد و در وليمه ها و ميهمانيها حاضر مي شد لکن‏ به همراه کتبي بر مي داشتند و در گوشه مجلس مشغول تاليف خود بودند و صحبتهاي مجلس ايشان را خبري نبود مگرآن که مسئله پرسند و او جواب گويد.

و ديدن آن مرحوم در ماه رمضان چنين بود که نماز مغرب را با جماعت در مسجد مي ‏کرد آنگاه نافله مقرري مغرب را که درماه رمضان که از هزار رکعت در تمام ماه حسب قسمت به او مي رسد مي خواند و به خانه مي آمد و افطار مي کرد و بر مي گشت به مسجد به همان نحو نماز عشا را مي کرد و به خانه مي‏آمد و مردم جمع مي شدند. اول قاري حسن الصوتي با لحن قرآني آياتي از قرآن که تعلق داشت به وعظ و زجر و تهديد و تخويف مي خواند به نحوي که قلوب قاسيه را نرم و چشمهاي خشک شده از تر مي کرد. آنگاه ديگري به همان نسق خطبه از نهج البلاغه مي خواند آن ‏گاه سومي قرائت مي کرد مصائب ابي عبدالله عليه السلام را آنگاه يکي از صلحاي مشغول خواندن ادعيه ماه مبارک مي شد و ديگران متابعت مي کردند تا وقت خوردن سحر پس هر يک به منزل خود مي رفت. و بالجمله در مراقبت و مواظبت اوقات و تمام نوافل و سنن و قرائت با آن که در سن به غايت پيري رسيده بود آيت و حجتي بود در عصر خود و در سفر حج ذهابا و ايابا با آن مرحوم بودم و در مسجد غدير و جحفه باايشان نماز کرديم و در مراجعت دوازدهم ربيع الاول سنه هزار و سيصد، و پنج فرسخ مانده به سماوه تقريبا داعي حق را لبيک گفت (و در نجف اشرف‏ در جنب مرقد عم اکرم خود مدفون شد و بر قبرش قبه عاليه بنا کردند منه ره) و در حين وفاتش در حضور جمع کثيري از مؤالف و مخالف ظاهر شد از قوت ايمان و طمانينه و از اقبال و صدق يقين آن مرحوم مقامي که همه متعجب شدند و کرامت باهره اي که بر همه معلوم شد. سوم تصانيف رايقه بسياري در فقه و اصول و توحيد و امامت و کلام و غير اينها که يکي از آنها کتبي است در اثبات بودن شيعه فرقه ناجيه که از کتب نفسيه است. طوبي له ‏و حسن مآب.


بعضی از کرامات و مقامات سید مهدی قزوینی


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1