حضرت خضر پيغمبر عليه السلام، که احدي از اهل اسلام را شکي نيست در وجود آن جناب وبقاي او، از چند هزار سال پيش تا کنون زنده است. و در کتب اهل سنت مکرر نقل شد در احوال مشايخ و عرفاي خود که فلان با جناب خضر ملاقات کرد در فلان محل و از او تلقي کرد. و علم آموخت. چنان که محيي الدين در باب بيست و پنجم فتوحات گفته که شيخ ابو العباس عريني سخني با من گفت و من قبول نمي کردم. چون از او جدا شدم شخصي را ديدم که مي گفت: شيخ ابوالعباس را در فلان سخن مسلم دار. در حال بازگشتم و نزد شيخ رفتم گفت تا خضر با تو نگويد سخن من قبول نکني. و نظير اين در کتب اهل سنت بسيار است. آما آنچه ميبدي از عبد الرزاق کاشي نقل کرده که در اصطلاحات گفته:خضر کنايه از بسط است و الياس کنايه از قبض و اما بودن خضر شخصي انساني باقي از زمان موسي تا اين عهد يا روحاني که متمثل مي شود به صورت او براي کسي که خواسته او را ارشاد نمايد پس محقق نيست در نزد من. پس خلاف ضرورت در نزد مسلمين است و شيخ صدوق به سند معتبر از حضرت صادق عليهالسلام خبري طولاني نقل کرده که در آخر آن فرموده که: حق تعالي دراز نکرد عمر حضرت خضر را براي پيغمبري که بعد از آن اظهار نمايد: و نه براي آن که کتابي بر او نازل گرداند: و نه براي دين و شريعتي که آورد و ناسخ شريعت پيش از خود باشد: و نه از براي پيشوايي که لازم باشد اقتدا به او: و نه از براي طاعتي که فرض گردانيده باشد براي او. بلکه در علم سابق حق تعالي بود که عمر حضرت قائم عليه السلام و غيبت او طولاني خواهد بود و دانست که گروهي از خلق طول عمراو را انکار خواهند کرد. پس به اين سبب عمر بنده صالح خود خضر را طولاني گردانيد تا آن که حجت باشد بر معاندان.
نيز روايت کرده از جناب رضا عليه السلام که فرمود به درستي که خضر نوشيد از آب حيات پس زنده است نمي ميرد تا آن که دميده شود در صور و به درستي که او مي آيد نزد ما. پس سلام مي کند بر ما. پس مي شنويم صداي او را و نمي بينيم شخص او را و به درستي که او هر آينه حاضر ميشود هر جا که ذکر شود. پس هر کس از شما که او را ذکر کند: پس سلام کند بر او و به درستي که او هر آينه حاضرمي شود در موسمها پس به جاي مي آورد همه مناسکها را و مي ايستد به عرفه.پس آمين مي گويد بر دعاي مومنين و زود است که انس دهد خداوند به او وحشت قايم ما را در غيبت او و وصل کند به او وحدت آن جناب را.
مخفي نماند که مطابق جمله اي از اخبار و کلام مفسرين و مورخين آن است که سبب طول عمر آن جناب خوردن آب حيات بود ولکن علامه کراچکي در کنز الفوايد در مقام ذکر معمرين فرمود که يکي از معمرين خضر است که متصل است بقاي او تا آخر الزمان و ازجمله آنچه رسيده از خبر او آن که آدم عليه السلام را چون وفات در رسيد جمع نمود فرزندان خود را. پس فرمود اي پسران من به درستي که خداي تعالي نازل مي کند بر اهل زمين عذابي پس هرآينه بوده باشد جسد من با شما در بيابان تا آن که چون فرود آمديد در وادي. پس بفرستيد مرا و دفن نماييد در زمين شام. پس جسد آن حضرت با ايشان بود و چون خداوند مبعوث فرمود نوح عليه السلام را آن جسد را با خود گرفت و خداوند طوفان را بر زمين فرستاد و زمين را زماني غرق کرد. پس جناب نوح آمد تا در زمين بابل فرود آمد. وصيت نمود سه پسر خود سام و يافث و حام را که ببرند آن جسد را به آن مکاني که امر کرد ايشان را که در آن جا دفن کنند. پس گفتند زمين متوحش است و انيسي در آن نيست و راه را نمي دانيم لکن صبر کن تا مامون شود و مردم زياد شوند و بلاد مانوس شود و خشک شود پس به ايشان فرمود که آدم دعا کرد خداي تعالي را که طولاني کند عمر آن را که دفن مي کند او را تا روز قيامت پس همچنان بود جسد آدم تا آن که خضر کسي بود که متولي دفن او شد و خداوند انجاز فرمود آنچه را به او وعده کرده بود تا آنجا که خواسته او را زنده دارد و اين حديثي است که روايت کرده آن را مشايخ دين وثقات مسلمين.

حضرت خضر علیه السلام
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1