و در دوائر العلوم گفته ابو الرضا رتن بن ابي نصر معمر هندي بعضي گفتند که از صحابه بود. براي او کتبي است. وفات کرد سوم جمادي الاولي سنه ششصد و چهل و دو. و شيخ فاضل ابن ابي جمهور احسائي در اول کتاب غوالي اللئالي روايت کرده به اسانيد خود از علامه جمال الدين حسن بن يوسف بن المطهر که فرمود روايت کرد از مولاي ما شرف الدين اسحق بن محمود يماني قاضي در قم از خال خود مولانا عماد الدين محمد بن فتحان قمياز شيخ صدر الدين ساوه اي که گفت که داخل شدم بر شيخ باب رتن و ابروان اوافتاده بود بر روي چشمانش از پيري. پس آنها را از چشمهاي خود بالا برد پس نظر نمود به من و گفت مي بيني اين دو چشم را چه بسيار شده که نظر کرده به روي مبارک رسول خدا صلي الله عليهو آله و سلم و به تحقيق که ديدم آن جناب را روز حفر خندق و بود که بر مي داشت خاک را به دوش خود با مردم و شنيدم که مي فرمود در آن روز اللهم اني اسئلک عيشة هنيئة و ميتة سوية و مردا غير مخذولا. فاضل و عالم رباني مولانا محمد صالح مازندراني در شرح اصول کافي فرموده که من ديدم به خط علامه حلي که نوشته بود آن را به دست خود در چهاردهم ماه رجب سنه هفتصد و هفت که روايت کردم از مولانا شرف الملة و الدين تا آخر آنچه از غوالي نقل کرديم و ظاهر آن است که مثل ايشان تا مطمئن نبودند چنين خبر عجيبي را به حسب سند نقل نمي کردند.پس معلوم شد که تضعيف شيخ بهائي و تکذيب او مستندي ندارد جز کلام ذهبي صاحب رساله کسر و شن بابا رتن. و گويا مستندي غير از استبعاد نداشته باشد و الله العالم.