اول حاجي عبد الهادي طبيب همداني. دوم شيخنا موسي بن علي المعجزاني. سوم السيد الکريم العين که او را نهي فرمودند از کشيدن قليان. چهارم عالمي که رفيق او بود. پنجم شيخ حسن بن محمد حلي. ششم سعيد بن عبد الغنياسحائي. هفتم ملا عبد الله شيرازي.هشتم استادنا المولي محمد باقر بن محمد اکمل اصفهاني. و او نقل کرد قصه اي را براي من و قصه همه اينها مذکور است در مظان خود انتهي. و نيزدر فايده دوازدهم از فصل پنجم از بابهيجدهم بعد از ذکر شطري از احوال آن حضرت عليه السلام گفته معاصر اول امامت آن جناب معتمد است. متولد شد در سامراء شب جمعه از شعبان و گفته اند و ازو ياکح از شهر رمضان در رنه يار نو و با والد خود بود دياء و غيبت صغري بعد از پدرش و مبدا، از سال رس تا شل و آن مبدا غيبت کبري است و تا اين سال ما که غريوي است منفر است و خروج آن جناب در روز جمعهي محرم طاق از سال و به تحقيق که وارد شده رواياتي از پدرانش عليه السلام در مدت غيبت آن جناب و سال ظهورش به طريق رزم و ايهام که نمي فهمد آن را مگر اوحدي از مردم و معتمد چيزي است که به صحت رسيده از ايشان از معين نبودن وقت براي آن چنانچه تفسير شده به اين قول خداي تعالي و عنده علم الساعة
و در خبري است که دروغ گفتند وقت قرار دهندگان و نسبت داده شده به بعضي از مشايخ شهود:
اذا دار الزمان علي حروف
ببسم الله فالمهدي قاما
فادوار الحروف عقيب صوم
فاقر الفاطمي مناالسلاما
و مويد اوست چيزي که جاري شده بر زبان دعبل خزاعي در آنجا که انشاد نمود قصيده تائيه خود را بر حضرت رضا عليه السلام.
خروج امام لامحالة خارج
يقوم علي اسم الله و البرکات
پس حضرت به او فرمود که سخن گفته به اين کلام روح القدس از زبان تو و منسوب است به سوي حکيم محقق طوسي ره.