نيز گذشت از علامه در حکايت پنجاه و هفتم مثل آن و سيد رضي الدين علي بن طاوس در چند جا از کتاب کشف المحجه به کنايه و تصريح دعواي اين مقام را کرده در جايي از آن فرموده بدان اي فرزند من محمد: الهام نمايد خداي تعالي آنچه را که خواسته آن را از تو و خشنود مي شود به آن از تو که غيبت مولاي ما مهدي صلوات الله عليه که متحير نموده مخالف و بعضي موالف را از جمله ادله است بر ثبوت امامت آن چنان و امامت آباء طاهرين او صلوات علله علي جده محمد و عليهم اجمعين.
زيرا که تو هرگاه واقف شوي بر کتب شيعه و غير شيعه مثل کتاب غيبت ابن بابويه و کتاب غيبت نعماني و مثل کتاب شفا و جلا و مثل کتاب ابي نعيم حافظ در اخبار مهدي و صفات او و حقيقت بيرون آمدند او و ثبوت او و کتابهايي که اشاره کردم به آنها در طرايف مي يابي آنها يا بيشتر آنها را که متضمن است پيش از ولادت آن جناب که او غايب خواهد شد غيبت طولاني تا اين که بر مي گردد از امامت او بعضي از کساني که قايل بودند به آن پس اگر غيبت نکند اين غيبت را طعني خواهد بود در امامت پدران آن جناب و خودش. پس غيبت حجت شد براي ايشان و براي آن حضرت بر مخالفين او در اثبات امامتش و صحت غيبتش با آنکه آن جناب عليه السلام حاضر است با خداي تعالي بر نحو يقين و جز اين نيست که غايب شده آنکه ملاقات نکرده او را از خلق به جهت غيبت ايشان از حضرت متابعت او و متابعت پروردگار عالميان و در جايي فرموده است که: اگر ادراک کردم موافقت توفيق تو را از براي کشف نمودن اسرار براي تو مي شناسانم تو را از خبر مهدي صلي الله عليه چيزي را که مشتبه نشود و مستغني شوي به اين از دليلهاي عقليه و از روايات. به درستي که آن جناب صلي الله عليه و آله و سلم زنده و موجود است بر نحو تحقيق و معذور است از کشف امر خود تا آنکه اذن دهد او را تدبير خداوند رحيم شفق جنان که جاري شده بود بر اين عادت بسياري از انبياء و اوصياء. پس بدان اين را به نحو يقين و بگردان اين را عقيده و دين خود. به درستي که پدر تو شناخته آن جناب را واضح و روشنتر از شناختن ضياء خورشيد آسمان و در جايي فرموده بعد از تعليم فرزندش کيفيت عرض حاجات خود را به آن جناب که ذکر کن براي او که پدر تو درک کرده براي تو که وصيت تو را کرده به آن جناب و گردانده تو را به اذن خداوند جل جلاله بنده او و اينکه من تو را معلق نمودم به آن جناب.
به درستي که خواهد آمد تو را جواب آن جناب صلوات الله عليه و از چيزهايي که مي گويم به تو اي فرزند من محمد: پر نمايد خداوند جل جلاله عقل و قلب تو را از تصديق نمودن از براي اهل صدق و توفيق در معرفت حق اينکه طريق شناساندن خداوند جل جلاله از براي تو جواب مولاي ما مهدي صلوات الله عليه را برحسب قدرت و رحمت اوست. پس از آن جمله است آن که روايت نموده آن را محمد بن يعقوب کليني در کتاب رسايل،از شخصي که گفت نوشتم به سوي ابي الحسن عليه السلام اين که شخصي دوست دارد که راز گويد با امام خود آنچه را که دوست دارد که راز گويد آن را با پروردگار خود. گفت: پس نوشت اگرباشد براي تو حاجتي پس حرکت ده لب هاي خود را. به درستي که مي رسد به تو جواب آن. و از آن جمله است آنچه را که روايت کرده سعيد بن هبة الله راوندي در کتاب خرايج که گفت: گفت به من علي بن محمد عليهما السلام هرگاه اراده کردي که سوال کني از مساله اي: پس بنويس آن را و بگذارد نوشته را در زير مصلاي خود و ساعتي آن را مهلت ده آنگاه بيرون بياور آن را و نظر نما در آن. گفت: پس کردم و يافتم جواب آنچه را که سوال کرده بودم از آن که توقيع شده بود در آن و به تحقيق که اقتصار کردم براي تو بر اين تنبيه و راه باز است به سوي امام تو براي کسي که اراده نموده خداوند جل جلاله عنايت خود را به او و تمام احسانش را به او.

گفتاری از سید بن طاووس
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1