شيخ ابراهيم کفعمي در حاشيه جنة الواقيه در دعاي ام داود در آنجا که مي فرمايد بعد ازصلوات بر اوصيا و سعدا و شهداء و ائمه هدي عليهم السلام اللهم صل علي الابدال و الاوتاد السياح و العباد والمخلصين و الزهاد و اهل الجد و الاجتهاد[1] که زمين خالي نيست از قطب وچهار اوتاد و چهل ابدال و هفتاد نجيب و سيصد و شصت پس قطب مهدي است عليه السلام و اوتاد کمتر از چهار نمي شود. زيرا که دنيا مانند خيمه است و مهدي صلوات الله عليه مانند عمود است و اين چهار نفر طنابهاي آن خيمه اند و گاه مي شود که اوتاد بيشتر از چهاراند و ابدال بيشتر از چهل و نجباء بيشتر از هفتاد و صلحاء بيشتر از سيصد و شصت و ظاهر اين است که خضر و الياس از اوتادند پس ايشان ملاصقند با دايره قطب.
و اما صفت اوتاد پس ايشان قومي هستند که غفلت نمي کنند از پروردگار خودشان طرفه العيني و جمع نمي کنند از دنيا مگر قوت روز و صادر نمي شود از ايشان لغزشهاي بکر و شرط نيست در ايشان عصمت از سهو و نسيان. بلکه همان عصمت از فعل قبيح و شرط است اين يعنيعصمت از سهو و نيسان در قطب و اما ابدال پس پست تر از ايشانند در مراقبت و گاهي صادر مي شود از ايشان غفلت پس تدارک مي کنند آن را به تذکره و عمدا معصيتي نمي کنند و اما نجباء پس ايشان پست تر از ابدالند و اما صلحاء پس ايشان پرهيزکارانند که موصوفند به عدالت و گاهي صادر مي شود او ايشان معصيت پس تدارک مي کنند آن را به استغفار و پشيماني. خداي تعالي فرموده: ان الذين اتقو اذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فاذا هم مبصرون[2] به درستي که آنان که پرهيزکاري نمودند چون رسيد به ايشان آينده و طواف کننده و در قلبش از شيطان به اين که ايشان را وسوسه کند يا رنجي که از جنس سودا و جنون باشد به ايشان رساند ياد کنند خداي را و نام خدا برند پس ناگاه ايشان بيننده باشند به سبب آن تذکره و ياد آوري که يکي از چهار رکن توبه است. پس شيخ کفعمي فرمود که خداي تعالي ما را از اقسام اخير قرار دهد که ما نيستيم ازاقسام اوليه و لکن خداي تعالي را فرمان مي بريم در دوست داشتن ايشان و ولايت ايشان و کسي که دوست دارد قومي را محشور مي شود با ايشان و گفته شده که هرگاه کم شود يکي از اوتاد چهارگانه مي گذارند بدل آن را از چهل نفر يعني از ابدال و هرگاه کم شود يکي از چهل نفر گذاشته مي شود بدل اواز هفتاد نفر و هرگاه کم شود يکي از هفتاد نفر گذاشته مي شود بدل او از سيصد و شصت نفر و هرگاه که شد يکي از سيصد و شصت نفر گذاشت مي شود بدل او از ساير مردم تمام شد کلام شيخ مذکور.
و تا کنون در اين ترتيب مذکور خبري به نظر نرسيده و لکن شيخ مذکور سر آمد عصر خود بود در اطلاع و تتبع و در نزد او بود بسياري از کتب قدماء که در اين اعصار اثري از آنها نيست.البته تا در محل معتبري نديده بود درچنين کتاب شريفي ضبط نمي کرد و در کتب جماعت صوفيه سنيه قريب به آن عبارت هست اما نه ذکري است از امام عصر عليه السلام در آن و نه پايه اي است از براي کلمات ايشان.