اول مهموم بودن براي آن جناب عليه السلام در ايام غيبت و مفارقت و سبب اين هم متعدد است. اول مجرد مستور و محجوب بودن و نرسيدن دست به دامان وصالش و روشن نگشتن ديدگان به نور جمالش با بودنش در ميان آنان و اطلاعش بر خفاياي کردار عباد در آناء ليالي و ايام چه انسان مدعي وصول به درجه ايمان به جنان نه به مجرد قول به زبان صادق نباشد جز آنگاه که محبتش به مواليانش چنان باشد که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرموده. شيخ صدوق در امالي و شيخ طوسي در امالي و ابن شيرويه در فردوس نقل کرده اند که ايمان نياورده بنده تا اين که بوده باشم من نزد او محبوبتر از جان او، و عترت من محبوبتر نزد او از عترت او، و ذات من محبوبتر نزد او از ذات او. پس شخصي به عبد الرحمن که راوي حديثي است گفت: تو پيوسته حديثي مي آوري که خداوند دلها را به آن زنده مي کند. و شايد اين مقام اول درجه ايمان باشد که محبتش با مواليانش چونمحبت او باشد با يکي از اخص اولاد و اقرب و اکمل ايشان نزد او والا عارف به خصايص ذاتيه و کمالات نفسانيه ونعم و احسان غير متناهيه ايشان را به عباد کارش به حسب اندازه دانش و معرفتش به آنجا کشد که جز آن سلسله معظمه عليهم السلام کس را قابل محبت در خلق نبيند و اگر بيند به جهت انتساب و علاقه اوست هر چند جزئي باشد به آن خانواده رحمت و عظمت.
و اگر انسان واقعا جرعه اي از شربت گواراي محبت به امام خود را چشيده باشد و رشته قلبش حسب فطرت و رياضت پيوسته به آنحضرت مقدس کشيده البته چنان مهموم شود با فراقي چنين که خواب را از چشم برد و لذت را از طعام و شراب و در خصال و من لا يحضره الفقيه از جناب صادق عليه السلام روايت است که فرمود: پنج نفرند که نمي خوابند تا آن که شمردند از آنها محبي را که مترقب مفارقت حبيب خود است. و چنين شخصي البته اگر به مفارقت مبتلا شود همش بيش و قلقش بي اندازه و اضطرابش زياد و خواب راحت را بالمره فراموش نمايد که شخص به اين عظمت و جلالت و بزرگي و رافت و احسان و عطوفت و مهربان تر از هزار پدر حاضر ناظر و لکن چنان در پرده حجابي از حجابهاي الهيه پنهان و پوشيده که نه دستي به دامانش رسد و نه چشمي به جمالش افتد و نه از مقر سلطنتش خبري و نه از محل اقامت و رحلتش اثري هر دون و خسيسي را بيند جز آن که جز او کسي را نجويد و هر لغو نا ملايم و منکري را بشنود جز سخني از آن که جز او نخواهند کسي سخني گويد.و در عيون از جناب رضا عليه السلام روايت است که در ضمن خبري متعلق به آن جناب که فرمود چه بسيار مومنه و چه بسيار مومني که متاسف و حيران و محزونند در وقت فقدان ماء معين، يعني حضرت حجت عليه السلام.

مهموم بودن برای آن جناب
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1