و شيخ طبرسي در احتجاج روايت کرده که توقيعي از آن جناب بيرون آمد به دست محمد بن عثمان و درآنجا مرقوم فرمودند که امام وجه انتفاع مردم به من مانند انتفاع خلق است به آفتاب در وقتي که ابر آن را فرو گيرد و از نظرها غايب گرداند به درستي که من امانم براي اهل زمين چنان که ستارگان امانند براي اهل آسمان و در روايت ديگر مذکور است که سليمان گفت به حضرت صادق عليه السلام عرض کردم که چگونه مردم منتفع مي شوند به حجت غايت مستور فرمود چنانچه منتفع مي شوند به آفتاب در وقتي که ابر آن را ستر نمايد. مخقي نماند که از براي آفتاب علو و ارتفاع و انفراد و نور و شعاعي است که مردم به آن اهتدا مي يابند درامور دنياي خود و تاثير و تربيتي است در عناصر و مرکبات و قهر و غلبه اي است بر ساير کواکب نيره بلکه جماعتي نور تمام کواکب را از آفتاب دانسته وبراي آن برهان اقامه نمودند و اتم و اکمل تمامي اين صفات و خصايص به زيادتي تربيت عقول و ارواح و نفوس و دين و ايمان و صفات حسنه و سبب بودن از براي حيات جاوداني و رسيدن به مقام انساني در وجود امام عصر عليه السلام است.