شيخ صدوق در کمال الدين روايت کرده از عمار ساباطي که گفت به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض کردم که عبادت کردن با امامي از شما که ظاهر نباشد در زمان دولت باطل افضل است يا عبادت کردن در زمان ظهور حق و دولت حق با امام ظاهر از شما افضل است؟ حضرت فرمود: که اي عمار صدقه در پنهاني افضل است از صدقه آشکار و علانيه و چنين است عبادت شما در پنهان با امام غير ظاهر در دولت باطل افضل است از براي ترسيدن شما از دشمنان در زمان دولت باطل. و بهتر است از آنکه عبادت خدا کند در زمان ظهور حق با امام ظاهر. بدانيد که هر که از شما نماز کند يک نماز واجب را در پنهاني از دشمن خود و آن نماز را در وقت آن بجا آورد و تمام کند حق تعالي بنويسد از براي او ثواب بيست و پنج نماز و اگر يک نافله را در زمان آن بجا آورد حق تعالي از براي او ثواب ده نافله بنويسد و هر که از شما حسنه اي به جا آورد حق تعالي از براي او بيست و پنج حسنه بنويسد و حق تعالي مضاعف مي گرداند حسنات مومن از شما را وقتي که عمل نيکو به جا آورد و دينداري کند به تقيه براي ترسيدن بر امام خود و ترسيدن بر جان خود و نگاه دارد زبان خود را به اضعاف مضاعفه بسيار به درستي که خداي عزوجل کريم است.
عرض کردم که جانم فداي تو باد مرا راغب گردانيدي به عمل و تحريص بر آن نمودي و ليکن مي خواهم بدانم که چگونه اعمال ما افضل است از اعمال اصحاب ظاهر در دولت حق با آنکه ما وايشان همه بر يک دين مي باشيم؟ فرمود: به درستي که شما ايشان را پيشي گرفته ايد در داخل شدن در دين خداي عزوجل و سبقت گرفته ايد ايشان را در ادا کردن نماز و روزه و حج و به دانستن ساير امور دين و اطاعت امام پنهان مي کنيد و با امام خود را شريک کرده ايد در صبر کردن در دولت باطل و مي ترسيد از پادشاهان بر امام خود و بر جانهاي خود و حق امام خود را بر دست ظالمان. مي بينيد که شما را از حق خود منع کرده اند و مضطر گردانيده اند به مشقت کشيدن در دنيا و طلب معاش کردن با صبر کردن بر دين خود و عبادت خود و طاعت کردن پرودگار خود و ترسيدن از دشمنان خود. پس به اين اسباب حق تعالي ثواب اعمال شما را مضاعت گردانيده است پس گوارا باد اين از براي شما. عرض کردم که جان من به فداي تو باد هرگاه چنين است پس ما چرا آرزو کنيم که از اصحاب حضرت قائم عليه السلام باشيم با ظاهر بودن حق و با آن که ما امروز در زمان امامت تو و مشغول طاعت تو باشيم و اعمال ما بهتر باشد از اعمال اصحاب صاحب دولت حق. حضرت فرمود: سبحان الله آيا نمي خواهي که خداي عزوجل حق و عدل را در بلاد خود ظاهر گرداند و حال همه خلق نيکو گردد و کلمه خدا جمع گردد و مردم همه اجتماع نمانيد بر دين حق و الفت و التيام در ميان قلوب مختلفه به هم رسد و کسي در زمين معصيت خدا نکند و حدود خدا در ميان خلق جاري گردد و حق به سوي اهلش برسد و حق را اظهار نمايد و چيزي از حق به جهت خود خلق پنهان گردد؟ بدان و الله اي عمار که احدي از شما نمي ميرد به اين حالت دوستي ما مگر آنکه او افضل است نزد خداي عزوجل از بسياري آنهايي که در جنگ بدر و احد حاضر شدند پس بشارت باد شما را .