در کافي روايت شده از جناب صادق عليه السلام که فرمود: خالص ننموده بنده ايمان به خداوند را و در روايت ديگر: نيکو ننموده کسي ذکر خداوند را چهل صباح مگر آنکه زاهد کند او را در دنيا و بنمايد به او دواي او را و درد او را و ثابت نمايد حکمت را در دل او و در لب لباب قطب راوندي روايت است از رسول خداي صلي الله عليه و آله و سلم فرمود کسي که خالص کند عبادت را براي خداوند چهل صباح ظاهر شود چشمهاي حکمت از دلش بر زبانش.
و در امالي صدوق روايت است که بهلول نباش که کفن مي دزديد و آخر کار با نعش دختري از انصار عمل قبيح کرد و پشيمان شد و به نزد رسول خداي صلي الله عليه و آله و سلم آمد و حضرت او را طرد کرد پس رفت در بعضي از کوههاي مدينه و چهل روز گريه و زاري و تضرع و دعا کرد در روز چهلم توبه اش قبول شد و آيه شريفه در قبول توبه و گذشتن از جرم او و وعده ثواب براي او نازل شد. پس حضرت به نزد او رفت و بشارت داد و آيه را تلاوت فرمود آنگاه به اصحاب فرمود چنين تدارک کرده مي شود گناهان چنانچه تدارک نمود آن را بهلول.
و نيز روايت است که جناب داود عليه السلام چهل روز بر ترک اولاي خود گريست و در بحار از کتاب عدد القويه علي بن يوسف برادر علامه حلي (ره) نقل کرده دکه در حالتي کهپيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم نشسته بود در ابطح و با آن جناب بود عمار بن ياسر و منذر بن ضحاح و ابو بکر و عمر و علي بن ابيطالب عليه السلام و عباس بن عبد المطلب و حمزه بن عبد المطلب که ناگاه نازل شد بر آن حضرت جبرئيل عليه السلام در صورت عظيمه خود و پهن کرده بود بال خود را تا آنکه گرفت از مشرق تا مغرب. پس ندا کرد او را که اي محمد علي اعلي بر تو سلام مي رساند و او امر مي کند تو راکه عزلت گيري از خديجه چهل صباح پس اين امر بر پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم شاق شد و او خديجه را دوست مي داشت و به او رغبت تمام داشت.
پس چهل روز حضرت ماند که روز را روزه ميگرفت و شب را به عبادت برمي خاست تا چون آخر آن ايام شد عمار بن ياسر را نزد خديجه فرستاد و فرمود که به خديجه بگو گمان نکني که انقطاع من ازتو از روي جدائي و دشمني است و لکن پروردگار من جل عزه امر فرموده مرا به اين تا آنکه انفاذ فرمايد فرمان خود را. پس گمان مکن اي خديجه مگر خير را پس به درستي که خداي عزوجل هر آينه مباهات مي کند به تو ملائکه کرام خود را هر روز چند مرتبه پس چون شب در آيد در را ببند تو در جايگاه خود بخواب که من در منزل فاطمه بنت اسدم. پس خديجه هر روز چند مرتبه محزون مي شد به جهت فراق رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم پس چون چهل روز کامل شد جبرئيل نازل شد و گفت اي محمد علي اعلي تو را سلام مي رساند و او امر مي کند تو را که مهيا شوي از براي تحيت او و تحفه او تا اينکه نقل کرده نزول ميکائيل را با طبقي از انگور و رطب و افطار کردن آن شب از آنها و رفتن نزد خديجه به امر خداوندي پيش از اداي نماز و انعقاد نطفه صديقه طاهره عليها السلام در آن شب و نيز وارد شده که چهل روز قبل از بعثت نيز مامور شد آن حضرت که از خديجه عزلت گيرد و در روز چهلم مبعوث شد و نيز ميقات حضرت موسي عليه السلام نيز چهل روز بود و رسول خداي صلي الله عليه و آله و سلم فرمود که او نخورد و نياشاميد و نخوابيد و ميل ننمود به چيزي از اينها در رفتن و برگشتن خود چهل روز به جهت شوق به سوي پروردگار خود.
و در تفسير امام حسن عسکري عليه السلام روايت است که جناب موسي عليه السلام مي فرمود به بني اسرائيل که هرگاه خداوند به شما فرج کرامت نمود و دشمنان شما را هلاک کرد، مي آورم براي شما کتابي از نزدپروردگار شما که مشتمل باشد بر اوامرو نواهي و عبرتها و مثلهاي او پس چونخداي تعالي ايشان را فرج داد امر فرمود موسي عليه السلام که به ميعاد رود و سي روز روزه گيرد در زير کوه پس موسي گمان کرد که پس از سي روز خداوند کتاب را براي او خواهد فرستاد پس سي روز روزه داشت تا اينکه خداوند به او وحي کرد که ده روز ديگر روزه بدار و در وقت افطار مسواک مکن. پس موسي چنين کرد و خداوند وعده کرده بود به او که کتاب را بعد از چهل شب به او بدهد. پس بعد از چهل روز کتاب را براي او فرستاد و در اخبار متعدد معتبره رسيد که نطفه در رحم چهل روز مي ماند آنگاه علقه مي شود تا چهل روز آنگاه مضنعه مي شود تا چهل روز فرمودند هرگاه کسي خواسته که دعا کند براي زن حامله که خداوند بگرداند آنچه در شکم اوست نرينه که اجزا و اعضايش تمام باشد پس دعا کند در اين مدت چهار ماه و از اين اخبار ظاهر ميشود که استعداد ماده از براي افاضه صورتي جسماني يا نفساني در چهل روز مي شود.
مويد آن است: حديث قدسي معروف خمرت طينة ادم بيد اربعين صباحا و در کافي روايت است که از جناب کاظم عليه السلام پرسيدند که ما روايت کرده ايم از حضرت رسول خداي صلي الله عليه و آله و سلم که فرمود کسي که خمر آشاميد تا چهل روز نماز او مقبول نيست. پس حضرت بعد از کلماتي چند فرمودند: که چون شراب خورد مي ماند در نرمه استخوانش يعني در همه اعضايش تا آنجا چهل روز به اندازه انتقال خلقت او يعني تطورات نطفه و علقه و مضغه او. آنگاه فرمود و همچنين است جميع غذايي که مي خورد و مي آشامد باقي مي ماند در آنجا چهل روز نيز فرمودند کسي که ترک کند گوشت را چهل روز بعد خلق مي شود زيرا که انتقال نطفه در چهل روز است و فرمودند کسي که چهل روز گوشت بخورد يعني هر روز خلقش بد مي شود و کسي که روغن زيتون بخورد و بخود بمالد شيطان چهل روز نزديک او نمي آيد.
و کسي که چهل روز حلال بخورد خداوند قلبش را نوراني مي کند. کسي که چهل روز سويق بخورد پر مي شود شانه هايش از قوت. کسي که هريسه بخورد تا چهل روز نشاط دارد براي عبادت و کسي که يک انار بخورد دلش نوراني مي شود. وسوسه از او برداشته مي شود تا چهل روز و زمين مي نالد از بول کسي که ختنه نشده تا چهل روز کسي که ايمان به خداي تعالي و رسول آورده ترک نکند از اله موي عانه خود را بيشتر از چهل روز و بر اين رقم اخبار بسيار است. بلکه در عدد چهل آثار بسيار است در شرع مطهر. چنان که رسيده که: اگر کسي دعا براي چهل نفر از برادران ايماني خود بکند آنگاه دعا کند دعايش در حق خود و آنها مستجاب مي شود و همچنين اگر چهل نفر جمع شوند دعا کنند يا ده نفر چهار دفعه يا چهار نفر ده مرتبه و درظهور به هر مومني قوت چهل مرد دهند ودر مدح حفظ کردن چهل حديث و عمل کردن به آن و استقامت در آن اجرهاي جزيله رسيده و اگر در جنازه چهل مومن حاضر شوند و شهادت دهند که ما جز خير از او چيزي ندانيم خداوند شهادت ايشان را بپذيرد و آن مومن را بيامرزد.
ازاخبار مناسب اين مقام و مويد اين مرام خبري است که در باب اول در اخبار ولادت حضرت حجت عليه السلام گذشت که امام حسن عسکري عليه السلام آن جناب را به آن مرغ سفيد که فرمودند روح القدس است سپرد که بر دوامر فرمود که در هر چهل روز آن جناب را برگرداند. حکيمه خاتون فرمود که من در هر چهل روز آن مولود کريم را مي ديدم تا آنکه مردي شد پيش از وفات ابي محمد عليه السلام.
مخفي نماند که شواهد از اخبار براي دعواي مذکوره بيشتر از آن است که بتوان جمع کرد و علامه مجلسي رحمه الله در رساله اي که جواب از سوال فرق بين اماميه و حکما و مجتهدين و اخباريين و متشرعه و صوفيه است. بعد از تقسيم جماعت اخيره به ممدوح و مذموم و کلماتي چند فرموده که والد مرحوم فقير از او يعني شيخ بهاء الدين محمد تعليم ذکر نموده بود و هر سال يک اربعين به عمل مي آورد. بعد از تقسيم جماعت اخيره به ممدوح و مذموم و کلماتي چند فرموده که والد مرحوم فقير از او يعني شيخ بهاء الدين محمد تعليم ذکر نموده بود و هر سال يک اربعين به عمل مي آورد. جمعي کثير از تابعان شريعت مقدسه موافق قانون شريعت رياضت مي داشتند و فقير نيز مکرر اربعين ها را به سر آوردم و در احاديث معتبره وارد شده است که هر که چهل صباح اعمال خود را براي خدا خالص گرداند حق تعالي چشمهاي حکمت از دل او به زبان او جاري مي گرداند. و چون اجمالا معلوم شد ماخذ عمل معهود علما و صلحا و اخيار در مواظبت چهل شب يا روز چهار شنبه يا جمعه در کوفه يا سهله يا کربلا به جهت اين مقصد عظيم و نبودن خصوصيتي در هيچ يک از آنها ظاهر مي شود که هر کس بايد به حسب مقام و حالت و مکان و زمان و قدرت خود نظر کند به دقت و تامل يا از داناي نقاد بصري جويا شود که از اعمال حسنه شرعيه و آداب نن احمديه کدام يک بالنسبه به او اولي و ارجح است که بدان مواظبت کند چه شود عملي از گفتنيها يا کردنيها بالنسبه به کسي مرجوح و بالنسبه به ديگري راجح باشد و بر فرض رجحان تفاوت مراتب و درجات اعمال بسيار است. پس شود که از کسي بذل و انفاق مال در محلش مطلبوب باشد و از ديگري تعليم و از ديگري نماز و او ديگري روزه و از ديگري زيارت و هکذا و لکن در همه آنها رعايت بايد نمود شروط مشترکه را چون اداي فرايض و اجتناب محرمات و طهارت ماکول و مشروب و ملبوس و حليت آنها زياده از آنچه به ظاهر شرع مي توان کرد و تخليص نيت و غير اينها که مقام بين آنها نيست.

تقدس عدد چهل در روایات
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1