جهت دوم: از موارد تفاوت برنامه های عملی حضرت مهدی (ع) با سائر ائمه (ع) اینست که بر حسب آنچه از روایات استفاده می شود، آن حضرت همانند امامان قبل از خویش که بر حسب اقتضای زمان – ناگزیر از نوعی صلح و مسالمت با خلفای زمان می شدند، نیست؛ زیرا آن حضرات در مواردی ناچار می شدند که برای حفظ مصالح اسلام و مسلمانان از اصل تقیه که یک دستور العمل قرآنی است [1] استفاده کنند، و بدین وسیله خطری را که از جانب دشمن متوجه شیعیان و احیاناً خودشان بود دفع نمایند. مانند موضوع حکمیت در زمان امیرالمؤمنین (ع) و صلح امام مجتبی (ع) با معاویه.
بنابراین، اگر امامان پیشین (ع) که در جمع مردم حضور داشتند در مواردی با استفاده از اصل تقیه استفاده نموده و احیاناً بیعت با خلفاء جور را و لو در ظاهر می پذیرفتند؛ لکن حضرت مهدی (ع) باتوجه به روایات فراوانی که از پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) درباره آن حضرت و برنامه ایشان رسیده است، امکان استفاده از اصل تقیه را ندارد؛ زیرا براساس روایات برنامه و دستور کار آن حضرت ریشه کن کردن ظلم و فساد از روی زمین و برپا نمودن قسط و عدالت عمومی در روی زمین است.
لذا اجراء چنین برنامه همه جانبه و فراگیر، قبل از فراهم شدن شرائط و مقدمات لازم علاوه بر اینکه ممکن نیست، مشکلات فراوانی را نیز برای مجری آن بدنبال می آورد؛ زیرا طبیعی است که وقتی دشمن احساس کند در مقابل چنین فردی قرار گرفته آرام نمی گیرد و هیچگونه تقیه و سازشی را از وی نمی پذیرد.
دیگر اینکه برنامه و دستور کار آن حضرت که همانا تحقق بخشیدن به حاکمیت همه جانبه دستورات قرآن و اسلام است، با هیچگونه تقیه و سازش با قدرت های طاغوتی نمی سازد. و این مطلب در روایات فراوانی به عنوان یکی از علل و اسباب غیبت و اختفاء آن حضرت بیان شده است که وی در هنگام ظهور و قیام برای برپائی عدالت و قسط جهانی از هیچ کس عهد و پیمانی بر گردن ندارد.
چنانچه از امام صادق (ع) نقل شده که فرموده اند:
«یقوم القائم و لیس لاحد فی عنقه عهد ولاعقد ولا بیعه» [2]
قائم (ع) در حالی قیام می کند که برای هیچ کس در گردن وی عهد و پیمان و بیعتی نیست.
شاید بتوان گفت که منظور از چنین روایاتی که تعداد آن نیز فراوان است این است که در هنگام ظهور آن حضرت، فرصت از کافران و ستمگران گرفته شده و روزگار آنها سپری گردیده است، و هنگام آن رسیده که آخرین حجت و ذخیره الهی در زمین با استفاده از امکانات و شرائط لازم و نیز با استفاده از امدادهای غیبی خداوند در راستای تحقق بخشیدن به اهداف انبیاء الهی (ع) قیام کرده و وعده حتمی خدا را در غلبه دین حق بر ادیان باطل محقق ساخته و زمین را برای حکومت صالحان آماده سازد، تا آیه کریمه زیر تحقق یابد.
«ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» [3]
در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم که بندگان شایسته ام وارث حکومت زمین خواهند شد.
بنابراین، اگر در روایات یکی از علل و اسباب غیبت، عدم عهد و پیمان و بیعت دیگران برگردن آن حضرت بیان شده، به جهت این است که آن حضرت در هنگام ظهور هیچ حکومت و قانونی را جز حکومت خدا و قوانین قرآن کریم به رسمیت نمی شناسد، بلکه حکومت خدا را براساس موازین و دستورات قرآن کریم جایگزین تمام حکومت های طاغوتی می گرداند، و جهان بشریت را تحت یک حکومت الهی کامل جمع نموده و بسوی تکامل و سعادت دنیا و آخرت هدایت می فرماید.
[1] اشاره به آیه شریفه: «لایتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شیء الا ان تتقوا منهم تقیه» می باشد که خداوند در این آیه می فرماید: مؤمنین با کافرین پیوند دوستی برقرار نکنند ... مگر در صورتی که خوف و ترس از ناحیه دشمن آنان را تهدید کند و غالب مفسرین از این آیه اصل تقیه را استفاده کرده اند (سوره آل عمران آیه 28)
[2] اصول کافی ج 1 ص 342
[3] سوره انبیاء آیه 105

رهائیی از بیعت ستمگران
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1