وقتی چنین حکمتی به جناب لقمان داده شد، ایشان به موعظه پسر خود پرداخت. در آیه بعدی، خدای متعال مواعظ لقمان به پسرش را چنین بیان کرده است:
وَ اِذقَالَ لُقمانُ لاِبنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشرِک بِاللهِ اِنَّ الشَّرکَ لَظُلمٌ عَظیمٌ [1]
و هنگامی که لقمان، در حالی که پسرش را موعظه می کرد به او گفت: ای پسرکم به خدا شرک نورز، همانا شرک ظلم بزرگی است.
لقمان در مقام موعظه به پسرش گفت: کسی را با خدا شریک نکن و از شرک به خدا دوری کن. آیا این توصیه، با آن حکمتی که خدا به لقمان بخشیده ارتباطی ندارد؟ این سفارش لقمان به فرزندش، دقیقاً برخاسته از آن حکمت عطا شده به اوست. چون ایشان به درجه ای از فهم و عقل رسیده بود که لزوم شُکر پروردگار را با همه وجودش می یافت. لذا در مقام موعظه به پسرش، او را به نفی شرک سفارش کرد، تا او را متذکر کند که شاکر بودن در پیشگاه خداوند، اقتضا می کند که انسان فقط بندۀ او باشد و سر به آستان دیگری نساید.
این مطلب کاملاً روشن است که حقی را که خدا برگردن ما دارد. هیچ کس ندارد. چون همه نعمت های ما و دیگران از اوست و اگر هم توانایی انجام کاری و خدمتی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند، به برکت نعمت های او است. شکرگزاری به پیشگاه خداوند مناّن اقتضا می کند که انسان به این حقیقت توجه داشته باشد. و بنابراین برای هیج کس در عرض خدا و مانند او احترام و ارزش قائل نشود. در دوست داشتن قلبی، در خضوع کردن و اطاعت نمودن و ... کسی را شریک خداوند قرار ندهد. این حقی است که او بر ما بندگان دارد. و اگر کسی به این واقعیت توجه نکند یا در عمل کوتاهی نماید، در واقع، حق خدا را ضایع کرده و به او «ظلم و ستم» و نسبت به او کفران نعمت کرده است. از این رو، شکر گزارنده به پیشگاه خدای متعال از هر نوع شرکی نسبت به او پرهیز می کند. و این همان سفارش لقمان به فرزندش می باشد. و در حقیقت تجلی حکمتی است که خدا از روی فضل خود به ایشان عطا نموده است. پس در شکر خدا، پرهیز از مصادیق شرک الزامی است. چه، اساس شکر، توحید در بندگی خدا است.
[1] سوره لقمان / آیه 13

اولین سفارش لقمان حکیم
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1