montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

طبق ادله نقلی، ایمان سه مرحله دارد.

حضرت امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:

الایمانُ معرفهٌ بِالقلبِ وَ اِقرارٌ بِاللَّسانِ وَ عَمَلٌ بِالأرکان [1]

ایمان عبارت است از معرفت قلبی و اعتراف زبانی و عمل به جوارح.

می دانیم که شکر، نیمی از ایمان است. و مراحل این رکن مهم نیز، با همان مراحل ایمان تحقق می یابد. پس اظهار نعمت، سه مرحله دارد: اظهار قلبی، اظهار زبانی و اظهار عملی. هر کدام از این مراحل، مرتبه ای از شکر است که با هر یک از مراحل ایمان تناظر دارد.

بنابراین شکر سه مرتبه پیدا می کند. البته در تعریف این مراتب، دلایل نقلی کافی داریم، ولی همه آنها عقلی و وجدانی است، و ما نمونه های آن را در اطراف خود مشاهده می کنیم. مثلاً اگر کودک شما به بیماری صعب العلاجی مبتلا شده باشد و پزشکی تشخیص درستی داده و او را درمان کند، می دانید که شفا به دست خداست، ولی با توجه به این که خدا به واسطه آن پزشک، کودک شما را شفا داده است، در مرحله اول، قلباً از آن پزشک متشکر خواهید بود و با همه وجود، قدردان زحمت او می شوید. در مرحله بعد، همواره از او به نیکی یاد می کنید و فضائل و کمالات او را بر زبان می آورید و برای دیگران نقل می کنید.

چرا؟ زیرا انسان فطرتاً دوست دارد که منعم او را همه بشناسند. به همین دلیل، دائماً از آن پزشک تعریف می کنید، و می خواهید که همه بفهمند او چه گوهر گرانبهایی است. از گفتن فضل او که مرحله دوم شکر است لذت می برید و یاد آن پزشک برای شما آرامش بخش است.

در مرحله سوم، شکر آن نعمت را در عمل ظاهر می کنید. یعنی با مراقبت صحیح از کودک، دقت می کنید که آن مشکل دوباره پیش نیاید. و اگر باز مرتکب اشتباه و عدم دقت شوید و آن بیماری دوباره برگردد، همه معترض می شوند. بالاتر از همه، خود آن پزشک زبان به شکایت باز می کند که: «شما زحمات مرا به هدر داده اید و این شکر زحمت من نبوده است!» چون در واقع از این نعمت استفاده درستی نکرده اید.

اگر پدر و مادری برای فرزند خود یک جعبه مداد رنگی بخرند، رضایت و شکر قلبی فرزند نسبت به این عمل والدین، نشانه بوغ عقلی اوست. در مرحله بعد، اگر کودک به زبان هم از پدر و مادرش تشکر کند واز زحمت ایشان تقدیر نماید، در این صورت هر انسان عاقلی او را تحسین می کند، و بر شاکر بودن او صحه می گذارد. چنین کودکی به این مرحله از رشد عقلی رسیده که نعمت بودن نعمت را تشخیص داده و می فهمد که باید با دل و زبان از پدر و مادر خود سپاسگزار کند. لذا از او انتظار نمی رود که مدادها را شکسته و به اطراف پراکنده سازد و یا به در و دیوار بکشد و اسباب زحمت و ناراحتی پدر و مادرش را فراهم آورد.

بدین ترتیب در درجه سوم، فرد عاقل باید از نعمت در جهتی استفاده کند که بخشنده آن مد نظر داشته است. مثلاً پدر و مادر دوست دارند فرزندشان با آن مداد رنگی ها نقاشی های زیبا بکشد و سرگرم شود.

اگر کودکی، از هر یک از مراتب فوق سرپیچی کند، افراد عاقل یا عمل او را زشت دانسته و یا نتیجه می گیرند که هنوز «عقلش» نمی رسد. کسانی که نعمت عقل به آنها اعطا شده است، می فهمند که باید همه مراحل شکر را در مقابل منعم خود انجام دهند. و کوتاهی در هر مرحله حمل بر ناسپاسی می شود و عقلاً ناپسند است. بنابراین قطعاً باید نسبت به ولی نعمت حقیقی خود، مقید به انجام هر سه مرحله شکرگزاری باشیم.

[1] نهج البلاغه / شرح مرحوم فیض الاسلام / حکمت 218

مراتب شکر


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1