شکر زبانی صورت های مختلفی دارد و ما به هر روشی میتوانیم اظهار زبانی نعمت کنیم، ولی با مراجعه به اهل بیت (ع) میتوانیم ارزنده ترین روش های شکر را بیاموزیم، و از آثار مختلفی که بر سخنان ایشان مترتب می شود بهره ببریم. استفاده از بیان معصومین (ع) تنها راه شکر زبانی نیست، ولی قطعاض بهترین روش برای ادای این وظیفه می باشد. در این زمینه با مراجعه به ایشان می بینیم که زیباترین روش شکر را به آسان ترین صورت آن بیان کرده و آن را تضمین فرموده اند. امام صادق (ع) می فرمایند:
شُکرُ کَلَّ نِعمَهٍ وَ اِن عَظُمَت اَن تَحمَدَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ عَلَیها [1]
شکر هر نعمتی هر چند بزرگ – این است که خدای عزوجل را به خاطر آن نعمت حمد کنی.
هر چه نعمت خدا بزرگ باشد، اگر خدای عزوجل بر ما منت گذارد و معرفت شکر و «توفیق» آن را هم عنایت فرماید، با یک اظهار زبانی یعنی گفتن «الحمدلله» می توانیم شکر او را نسبت به همه آن نعمت ها به جا آوریم. البته هر چند «الحمدلله» گفتن به ظاهر یک عمل ساده به نظر می رسد، ولی نباید آن را ناچیز و کم ارزش تلقی کرد. مهم آن است که برخاسته از یک شکر قلبی عمیق باشد، که در این حال، می تواند مصداق حق شکرگزاری گردد.
خَرَجَ اَبُو عَبدِاللهِ عَلَیه السَّلامُ مِنَ المَسجِدِ وَ قَد ضاعَت دابَّتُهُ. فَقالَ: لَئِنُ رَدَّهَا اللهُ عَلّیَ لَأَشکُرَنَّ الله حَقَّ شُکرِهِ قال: فَما لَبِثَ اَن اُتِی بِها. فَقالَ: «الحمدلله» فَقالَ لَه قائِلٌ: جُعِلتُ فِداکَ، اَلَیسَ قُلتَ لاشَرنَّ اللهَ حَقَّ شُکرِهِ؟ فَقالَ اَبوعَبدِللهِ عَلَیه السلامُ: اَلَم تَسمَعنی قُلتُ: الحَمدُللهِ [2]
امام صادق (ع) از مسجد خارج شدند و دیدند چارپای (مرکب) ایشان گم شده است.
فرمودند: اگر خدا آن را به من برگرداند، حق شکرش را ادا می کنم. چیزی نگذشت که چارپا پیدا شد. ایشان فرمودند: «الحمدلله». کسی به ایشان عرض کرد: فدای شما شوم آیا نفرمودید من حق شکر خدا را به جای می آورم؟
امام (ع) فرمودند: مگر نشنیدی گفتم: «الحمدلله»؟
گفتن «الحمدلله» به زبان، چون برخاسته از معرفت قلبی است، آن قدر مهم می شود که حضرت فرموده اند با گفتن آن، حق شکر خدا را می توان ادا کرد. در حقیقت، خدای عزوجل به لطف و فضل خود آن را به عنوان حق شکر می پذیرد. البته باید دانست که شکر زبانی بدون مرتبه قلبی، شکر محسوب نمیشود بلکه فقط لقلقۀ زبان وتظاهر به شکر است. حقیقت شکر، از قلب شروع شده و به زبان جاری می شود و هر چند که به زبان خاتمه نمی یابد، ولی خدای سبحان، از روی فضل خود وعده کرده است که آن را مصداق شکر نعمت های کوچک و بزرگ خود قرار دهد.
امام صادق (ع) فرموده اند:
ما اَنعَمَ اللهُ عَلی عَبدٍ بِنِعمَهٍ صَغُرَت اَو کَبُرَت فَقالَ: الحَمدُللهِ اِلاّ اَدی شُکرَها [3]
هرنعمت کوچک و یا بزرگی که خدا به بنده عطا فرماید، اگر آن بنده «الحمدلله» بگوید، شکرش را ادا کرده است.
انسان با یک اظهار زبانی بسیار ساده – که البته برخاسته از معرفت ارزشمند قلبی است می تواند به این وظیفه عقلی و الهی خویش یعنی ادای شکر خدا، جامه عمل بپوشاند. این عمل زبانی، با توجه به وعده الهی مورد قبول واقع می شود و انسان، از عذاب ناشی از ناسپاسی نعمت، مصون می ماند. و این لطف بیکران الهی است که به واسطه گفتن «الحمدلله» نصیب او می شود.
البته خدای کریم به این مقدار لطف و عنایت اکتفا نکرده، بلکه نعمت خود را نیز بر او افزایش می دهد.
ما انعَمَ اللهٌ عَلی عبدٍ مِن نِعمَهٍ، فَعَرَفَها بِقلبِهِ و حَمِدَاللهَ ظاهِراً بِلِسانِهِ، فَتَمَّ کلامُهُ حَتی یُؤمَرَ لَهُ بِالمزیدِ [4]
خدا به بنده نعمتی نمی دهد که بنده آن را قلباً بشناسد و شکر آن را به زبان ظاهر کند، مگر این که به محض تمام شدن گفتارش، دستور افزونی نعمت (از طرف خدا) برای او صادر می شود.
بدین ترتیب، نعمت ها پشت سر هم به فرد شاکر می رسد. و با وجود این که او غرق در الطاف الهی می شود، ولی این زیادی نعمت او را دچار غفلت نمی کند، چون همیشه قلباً نسبت به منعم خود سپاسگزار است، و ذکر او را بر زبان جاری می سازد.
در صورت تداوم یاد خدا در تمام نعمت ها، خطر «استدراج» و غافلگیر شدن هم او را تهدید نمی کند. در حالی که اگر نعمت های پیاپی نصیب فرد شود، اما شکر آنها را نگزارد، «به تدریج» دچار غفلت شده و نسبت به گناهانی که با سوء استفاده از این نعمت ها مرتکب گردیده بی توجه می شود و به فکر استغفار از آنها نمی افتد و از انجام تکالیف خود در پیشگاه خدا کوتاهی می ورزد.
برای چنین شخصی، آسایش و راحتی «نقمت» است، چون او را از یاد منهم خود غافل تر می سازد. و هیچ گاه متذکر گناهانی که در حقیقت ناسپاسی اوست، نمی گردد و استغفار از آنها را فراموش می کند.
ولی اگر شخص، شکر تک تک نعمت های الهی را بر زبان جاری سازد، به فضل و عنایت الهی ازخطر استدراج مصون می ماند.
عَن عُمَرَ بنِ زَیدٍ قالَ: قَۀتُ لأبی عَبدِالله عَلَیه السلامُ: اِنّی سَأَلتُ اللهُ عزَوجَّل اَن یَرزُقَنی مالاً فَرَزَقَنی، وَ اِنّی سَأَلتُ اللهَ اَن یَرزُقَنی وَلَداً، فَرَزَقَنی وَلَدا، وَ سأَلتُهُ اَن یَرزُقَنی داراً فَرَزَقَنی، وَقَد خِفتُ اَن یَکوُنَ ذلِکَ استِد راجاً.
فَقالَ: اما – وَاللهِ – مَعَ الحَمدِ فَلا [5]
راوی می گوید: به اما صادق (ع) عرض کردم: از خدا خواستم به من مالی بدهد، پس به من عطا کرد. از خدا خواستم به من فرزند دهد، او هم فرزند داد. از او خواستم به من خانه بدهد، پس روزی من کرد. می ترسم این (نعمت هایی پیاپی خدا) استدراج باشد. فرمودند: قسم به خدا اگر به خاطر هر کدام از اینها خدا را حمد کنی، استدراج نیست.
هدای کریم – به فضل خود – به واسطه شکر زبانی، بدون این که انسان را دچار استدراج کند، او را در اقیانوس نعمت های خود غوطه ور می سازد. انسان عاقل، با این عمل، نه تنها خود را از عقوبت ناسپاسی می رهاند، بلکه از نعمت های مختلف هم بهره مند می شود. علاوه بر همه اینها می تواند خود را مشمول وعده بهشت خدا هم قرار دهد.
قالَ اَبوعَبدِاللهِ علیه السَّلامُ: اِنَّ الرَّجُلَ مِنکُم لَیَشرَبُ الشَربَهَ مِنَ الماء فَیُوجِبُ اللهُ بِهَا الجَنَّهَ
ثُمَّ قالَ: اِنَّهُ لَیَأخُذُ الإناءَ فَیَضَعُهُ عَلی فیهِ فَیُسَّمِّی، ثُمَّ یَشرَبُ فَیُنَحیِه وَ هُوَ یَشتَهیهِ فَیَحمَدُاللهِ، ثُمَّ یَعُودُ فَیَشرَبُ، ثُمَّ یُنَحّیهِ فَیَحمَدُاللَه، ثُمَّ یَعُودُ فَیَشرَبُ، ثُمَّ یُنَحّیِه فَیَحمَدُاللهَ، فَیُوجِبُ اللهُ عَزّوَجَلَّ بِها لَهُ الجَنَّهَ [6]
یکی از شما مقداری آب می نوشد، پس خدا به سبب این نوشیدن، بهشت را بر او واجب می کند.
سپس فرمودند: او ظرف را بر می دارد، پس آن را روی دهانش می گذارد و در این حال نام خدا را بر زبان جاری می کند (بسم الله می گوید) سپس مقداری آب می نوشد، پس در حالی که هنوز اشتهای آب خوردن دارد، ظرف را از دهانش دور می کند و خدا را حمد می کند و بار دیگر مقداری آب نوشیده، سپس ظرف را دور کرده و حمد خدا را می گوید، سپس (برای بار سوم) آب می نوشد و ظرف را دور کرده و خدا را حمد می کند پس خدا به سبب این عمل، بهشت را برای او واجب می کند.
انسان باید با توجه به این که آب، نعمتی الهی است، نعمت «آب خوردن» را برای خود احیاء کند. بدین ترتیب، با زنده کردن یک نعمت و شکر قلبی و زبانی نسبت به آن، در معرض رحمت الهی قرار می گیرد.
پس باید از خدا خواست که به انسان معرفتی بدهد تا روحیه شکرگزاری در او تقویت شود. وقتی در یک عمل ساده و تکراری مانند آب خوردن ابتدا «بسم الله» بگوید و تا پایان آن هم سه بار «الحمدلله» بگوید، و این روحیه را در کارهای دیگر خود هم داشته باشد، بدین ترتیب دنیا برای و رنگ دیگری پیدا می کند، و زندگی، شادابی معنوی خاصی پیدا خواهد کرد. حق شکر، همین است که انسان وقتی به نعمتی توجه می کند، قلباً به آن معتقد می شود و بعد به زبان «الحمدلله» بگوید.
به زبان آوردنِ این ذکر، نه تنها انسان را در معرض الطاف دنیوی و اخروی متعدد قرار میدهد، بلکه اعتقادات و اظهارات قلبی او را قوی تر می سازد. و همین اظهارات قلبی، او را به شکر زبانی راهنمایی کرده و ارزش اظهار زبانی، او را بیشتر می سازد. بنابراین، اظهار زبانی از یک مرتبه از شکر قلبی آغاز شده و به مرتبه بالاتری از آن می انجامد.
البته مراحل شکر منعم هنوز پایان نیافته است، ولی خدای مهربان همین مقدار از آن را پذیرفته و آثار باطنی و ظاهری بسیاری بر آن مترتب ساخته است.
[1] اصول کافی / کتاب الایمان و الکفر / باب الشکر/ ح 11
[2] اصول کافی / کتاب الایمان و الکفر / باب الشکر / ح 18
[3] اصول کافی / کتاب الایمان و الکفر / باب الشکر / ح 14
[4] اصول کافی / کتاب الایمان و الکفر / باب الشکر / ح 9
[5] اصول کافغی / کتاب الایمان و الکفر / باب الشکر / ح 17
[6] اصول کافی / کتاب الایمان و الکفر / باب الشکر / ح 16

ذکر الحمدلله
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1