پدر گرامی امام زین العابدین؛ یعنی حضرت سید الشهداء (ع) در دعای روز عرفه به ذکر برخی از نعمت های الهی پرداخته اند که بسیاری از انسانها در غفلت کامل از آنها بسر می برند:
قبل از آن که من چیز قابل ذکری باشم، نعمت های خود را (بدون هیچ استحقاقی) نصیبم کردی.
لَم تُخرِجنی لِرَأفَتِکَ بی وَلُطفِکَ لی وَ اِحسانِکَ اِلَیَّ فی دَولَهِ اَیّامِ الکَفَرَهِ الذَّینَ نَقَضُوا عَهدَکَ وَ کَذَّبُوا رُسُلَکَ [2]
به خاطر لطف و مهربانی و احسان خود، مرا در زمان سلطنت کفّار که پیمان تو را شکستند و پیامبرانت را تکذیب کردند به دنیا نیاوری.
اَخرَجتَنی اِلَی الدُّنیا تامّاً سَوِیاً
مرا کامل و تندرست به دنیا آوردی.
حَفِظتَنی فِی المهدِ طِفلاً صَبِیاً
مرا در دوران کودکی در گهواره محافظت نمودی.
رَزَقتَنی مِنَ الغَذاءِ لَبَناً مَرِیاً
شیر گوارایی غذای من قرار دادی.
عَطَفتَ عَلَیَّ قَلُوبُ الحَواضِنِ
دلهای دایه ها را نسبت به من مهربان ساختی.
کَفَّلتَنِی الُامَّهاتِ الرَّحائِمِ
مادران دلسوزی را برای رسیدگی به من گماشتی.
فَرَبَیّتَنی زایدِاً فی کُلَّ عامٍ
پس هر سال بر رشد من افزودی.
تا اینجا مربوط به قبل از بلوغ عقلی است. بعد از این مرحله، نعمت های جدیدی شروع می شود که سبب اتمام حجت بر انسان است.
اینها برخی از نعمت هایی است که امام حسین (ع) در مناجات با خدای خود تذکر داده اند. بسیاری از انسان ها از این که اینها نعمت های الهی هستند به کلی غافلند.
خدایا پس کدام نعمت هایت را به شمارش یا به بیان آوردم؟ یا کدام یک از عطایای تو را شکر بگزارم؟ در حالی که تعداد آنها بیش از آن است که حساب کنندگان به شمار آورند، یا حفظ کنندگان به آنها علم پیدا کنند.
سپس به نعمت بسیار مهم دیگری که اکثر انسان ها از آن غافل هستند اشاره می کنند:
خدایا آن زیانها و گرفتاری هایی که از من بازداشتی و دور نمودی، بیش از همه آسایش ها و راحتی هایی است که برایم آشکار گردید.
انسان معمولاً به بلاها و گرفتاری هایی که برسرش نیامده، توجه نمی کند، در حالی که کاملاً امکان داشت بیماری، نگرانی و ناامنی به جای سلامت، آرامش و امنیت، دامنگیر انسان گردد. ممکن بود به جای هر نعمت شیرینی، یک نقمت تلخ گریبان گیر انسان شده باشد و اکنون همه این ها به لطف خدا از ما دور شده و هیچ اطمینانی نسبت که در آینده هم چنین بماند.
و در ادامه، حضرت سید الشهداء (ع) با ایمان و عقیده و یقین خود و همه اعضاء و جوارح و هستی خویش، خدای خود را شاهد می گیرند و عرضه می دارند:
خدایا! و من تو را شاهد می گیرم ... که اگر عمرم به اندازه همه عصرها و روزگاران بود، و در طول آن مدت، کوشش و تلاش می کردم تا شکر یکی از نعمت هایت را به جا آورم، توان انجام این کار را نداشتم، مگر به سبب لطف و منت دیگری از جانب خودت، که شکر جدید و ستایش تازه ای برای همیشه و به صورت قطعی بر من لازم می آورد.
و بالاخره امام (ع) به این حقیقت اعتراف می کنند که:
آری چنین است که - به فرض - من و دیگر حساب کنندگان از خلق تو، بر شمارش نعمت های گذشته دور و نزدیک تو حریص باشیم، نمی توانیم تعداد آنها را بدست آورده و به نهایت آن دست یابیم. چنین نیست! چگونه چنین چیزی ممکن است؟! در حالی که تو در کتاب گویای خود و خبر راستین از جانب خود، چنین خبر داده ای که:
«اگر نعمت های خدا را حساب کنید، به شماره شما در نمی آید». کتاب تو راست گفته است.