رکن بودن امام (ع) نسبت به زمین را دانستیم. و روشن شد که نفس وجود امام (ع) دارای مجموعه ای از فواید تکوینی است، چه این حقیقت برای کسانی روشن و مورد قبول باشد و چه آن را قبول نداشته باشند و یا این که اصلاً چنین چیزی را ندانند. این علم یا جهل و عقیده داشتن یا نداشتن هیچ اثری در واقعیت امر ندارد. برای این که سر این مطلب را بدانیم، باید به این حقیقت توجه کنیم که اصولاً خدای متعال زمین را برای ایشان خلق نموده است و آنها مالک واقعی زمین و ثمرات آن هستند. در کتاب اصول کافی بابی تحت عنوان «انَّ الارضَ کلَّها لِلامام (علیه السلام)» آمده است. و روایات این باب بیان می کنند که خداوند زمین را ملک امامان (ع) قرار داده و آنها را در نحوه استفاده از زمین آزاد گذاشته است. در این قسمت به ذکر چند نمونه از روایات این باب اکتفا می نمائیم. [1]:
عن ابی جعفر – عَلَیه السَّلامُ – قال: وَجَدنا فی کتابِ عَلیٍ – علیه السلامُ «اِنَّ الارضَ للهِ یُورِثُها مَن یَشاءُ مِن عِبادِه و العاقِبَهُ للمُتَّقین» [2] اَنَا وَ اهلُ بِتِیَ الذینَ اَورَثنا اللهُ الارضَ، و نحنُ المُتقونَ، والارَضُ کلُّها لَنا [3]
امام باقر (ع) فرمود: در کتاب علی (ع) چنین یافتیم: «زمین از آن خداست که آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می بخشد و عاقبت از آن متقین است».
(امیرالمؤمنین (ع) نوشته اند: ) من و اهل بیتم کسانی هستیم که خدا زمین را به صورت ارث به آنها واگذار نموده است، و ما پرهیزکاران هستیم، و همه زمین از آن ماست. خدای متعال، زمین را با تمام آنچه در آن هست یا از آن به دست می آید، به امام (ع) بخشیده است. پس باید به راستی قبول داشته باشیم که همه نعمت های زمین، ملک امام است. و ایشان می توانند برای استفاده دیگران شروطی قرار دهند. و تصرف در ملک ایشان بدون رضایت مالک، مسلماض حرام خواهد بود. از طرف دیگر، ائمه (ع) مجاز هستند که از ملک خود به هر کس که می خواهند ببخشند.
در حدیث چنین آمده که فردی به نام «مسمع» مالی را در مدینه خدمت امام صادق (ع) آورد. و امام (ع) آن را نپذیرفته و برگرداندند. راوی حدیث می گوید: از «مِسمَع» پرسیدم چرا حضرت مالی را که برای ایشان بردی، به خودت برگرداندند؟
جواب داد: من وقتی خدمت امام صادق (ع) رفتم، عرض کردم: «آقا این پولهایی که خدمت شما آورده ام مربوط به امور غواصی بحرین است که به من واگذار شده است. و در غواصی خود، چهار صد هزار درهم پیدا کرده ام. خمس آن، هشتاد هزار درهم می شود که آن را خدمتتان آورده ام. و نخواستم در این حق شما که خداوند تبارک و تعالی در اموال ما قرار داده است تصرف کنم. حضرت جواب فرمودند:
أَوَ مالَنا مِنَ الارضِ وَ ما اَخرَجَ اللهُ منها الاّ الخُمس؟!
آیا حق ما از زمین و محصولات آن فقط در حد یک پنجم است؟
یا اَبا سِّیار اِنّ الارضَ کلَّها لَنا. فما اَخرَجَ اللهُ منها مِن شَیءٍ فهو لنا.
ای ابا سیّار! همه زمین از آن ماست. پس هر چه خدا از آن بیرون می آورد نیز از آن ماست.
مِسمَع (که تازه متوجه این واقعیت شده و شیعۀ نیز بوده است) عرض کرد: پس من همه مال را خدمت شما بیاورم؟ امام (ع) فرمودند:
قد طَیبَناهُ لک و اَحلَلناک منه، فضُمَّ الیکَ مالَک
ما آن را برای تو پاک و حلال قرار دادیم پس مال خود را بردار و بِبَر.
در ادامه، حضرت توضیح فرمودند که:
کُلُّ ما فی ایدی شیعَتنا مِنَ الارضِ فهم فیه مُحَلَّلُونَ حتّی یَقومَ قائِمُنا .... و اما ما کان فی ایدی غیرِهِم، فإِنَّ کَسبَهم مِنَ الارض حَرامٌ عَلَیهِم، حَتیّ یَقومَ قائِمُنا فَیَأخُذُ الارضَ مِن اَیدیهم و یُخرِجُهُم صَغَرَهً [4]
هر چه از زمین در اختیار شیعیان ماست، برایشان حلال است تا روزی که امام عصر (ع) قیام کند... ولی زمین هایی که در دست غیر شیعه است، استفاده ای که از آن می کنند حرام است، تا زمانی که قائم ما قیام کند. پس ایشان زمین را از دستشان می گیرد و آنها را با خواری بیرون می کند.
به صورت ظاهر، همه انسانها اعم از شیعه و غیر شیعه، به طور مساوی می توانند از ملک امام (ع) استفاده کنند، ولی تصر ف در ملک ایشان بدون رضایت شان حرام است. البته رضایت ایشان عین رضایت پروردگار است. یعنی در حقیقت رضای خدا در این است که فقط اهل ولایت، حق استفاده مشروع از زمین و محصولات آن را دارند و خواست اهل بیت (ع) حکایت از خواست خدای متعال می کند.
و ما تَشاؤون الاّ اَن یَشاءَ اللهُ [5]
چیزی نمی خواهید مگر این که خدا بخواهد.
از امام هادی (ع) ذیل این آیه شریفه نقل شده:
اِنَّ اللهَ جَعَلَ قُلوبَ الأئِمَّهِ مَورِداً لاِرادَتِهِ فاذا شاء اللهُ شیئاً شاؤوُا. و هُو قَولُ اللهِ: «و ما تشاؤونَ الاّ أن یَشاءاللهَ» [6]
خداوند دلهای «ائمه» (ع) را محل ورود اراده خود ساخته است که اگر خدا چیزی را بخواهد آن ها هم همان را می خواهند. و این گفته خداوند است که: «و شما جز آنچه خدا می خواهد، نمی خواهید.»
پس هر چه امام (ع) می خواهد، در حقیقت همان چیزی است که خدا خواسته است.
ائمه (ع) هوی و هوس ندارند که مطابق آن اعلام رضایت یا عدم رضایت کنند. بلکه رضایت ایشان همان رضایت خداست. و اگر امام (ع) از امری خشنود باشد، خداوند هم از آن خشنود است. و اگر ناخشنود باشد، خداوند از آن ناخشنود است. در حقیقت رضا و سخط پروردگار را از طریق رضا و سَخَط اهل بیت (ع) باید فهمید. [7]
[1] این باب شامل 8 روایت است.
[2] سوره اعراف / آیه 128
[3] اصول کافی / کتاب الحجه / باب ان الارض کلها للامام / ح 1
[4] اصول کافی / کتاب الحجه / باب ان الارض کلها للامام (ع) / ح 3
[5] سوره دهر / آیه 30
[6] بحارالانوار / ج 24 / ص 305 / ح 4
[7] پیامبر (ص) فرمودند: ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها (فضائل الخمسه / ج 3 / ص 189 / به نقل از منابع اهل بیت) به درستی که خداوند، با غضب فاطمه (ع) غضبناک شده و با رضایت او راضی می گردد.