اگر بخواهیم توضیحی درباره نحوه وساطت فیض ائمه (ع) بدهیم، باید به این حقیقت توجه داشته باشیم که این مطلب فراتر از قلمرو کشف عقلانی است و در واقع عقل، نفیاً و اثباتاً در این موضوع حکمی ندارد. بنابراین اگر چیزی بتوان گفت، صرفاً بر مبنای ادلۀ نقلی اعم از قرآن و احادیث است. لذا اصل وساطت ائمه (ع) در نعمت های الهی را به وسیله دلایل نقلی اثبات می شود و درباره چگونگی آن هم باید ببینیم آیا در قرآن و روایات توضیحی آمده است یا خیر. اگر مطلب روشنی در این زمینه یافت شود می توان در این باره سخن گفت. وگرنه بهتر است سکوت کرده و علم آن را به اهلش که ائمه (ع) هستند واگذار کنیم.
وقتی با این توجه به دلایل نقلی رجوع کنیم، به بیانات مختلفی از ائمه (ع) در نحوه وساطت فیض ایشان برمی خوریم که «ارائه یک معنای مشخص» را به صورت قطعی و نهایی در این مسأله برای ما مشکل می سازد. اینک به تبیین یکی از این فرمایشات و توضیح ادله ان اکتفا می کنیم. [1]
حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است که وساطت ملک الموت و ایادی ایشان را در قبض روح زندگان مطرح فرموده اند. مقدمه حدیث چنین است: فردی بی دین خدمت حضرت امیرالمؤمنین (ع) می آید و به ایشان عرض می کند: اگر در قرآن تناقض نبود، من دین شما را می پذیرفتم! حضرت فرمودند: تناقض قرآن در چیست؟ او آیاتی از قرآن را که به نظرش متناقض آمده بیان می کند، و می گوید:
در قرآن، یک جا آمده است:
قُل یَتَوَفّاکُم مَلَکُ الموتِ الذی وُ کلَّ بِکم [2]
یعنی: بگو فرشته مرگ که بر شما گمارده شده است، شما را قبض روح می کند.
و در جای دیگر چنین است:
اللهُ یَتَوَفیَّ الاَنفُسَ حینَ مَوتِها [3]
خداوند جانها را هنگام مرگشان قبض می کند.
و در جای دیگر:
الذین تَتَوفیهُم الملائکَهُ طَیبینَ [4]
کسانی که فرشتگان، آنها را در حال پاکی، قبض روح می گنند.
و شبیه این آیات که خداوند متعال، در جایی گرفتن جانها را به خودش نسبت داده و در جاهای دیگر کار فرشتگان دانسته است، اینها با یکدیگر تعارض و تناقض دارند.
امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ می فرمایند:
«خداوند قبض روح را بدون واسطه انجام نمی دهد، بلکه این کار را توسط فرستادگان و فرشتگانش انجام می دهد.»
حضرت، سپس به یک قاعده کلی اشاره فرموده اند که:
فَعلُ رُسُلِهِ وَ مَلائِکَتِهِ فِعلُهُ لأنّهم بِأمرِهِ یَعمَلُونَ
کار فرستادگان و فرشتگان خدا در حقیقت، کار خود اوست، چون انها به فرمان او کار می کنند.
این یک قاعده کلی است و ضابطه آن هم مشخص است. اگر کسی به فرمان دیگری دقیقاً همان چیزی را که او خواسته انجام دهد، کارش به او منسوب است و می توان فرمان دهنده را «فاعل حقیقی» آن کار دانست. مثلاً اگر کسی به دستور دیگری مرتکب قتل نفس می شود. و دقیقاً مطابق آنچه او دستور داده، این کار را انجام دهد، می توان حقیقتاً «امِر به قتل» را قاتل دانست. در اینجا خدای متعال نه تنها به فرشتگانش امر می کند بلکه قدرت انجام آن امر را هم به آنها می دهد، و آنها این قدرت را صرفاً از خدای تعالی می گیرند.
سپس فرمودند:
«خدا از فرشتگان و از انسانها، فرستادگان و سفیرانی – بین خود و آفریدگانش برگزیده است. و اینها همان کسانی هستند که خدا در وصفشان فرموده است. «خداوند از میان فرشتگان و انسانها فرستادگانی را بر می گزیند» [5] پس هر کس که اهل طاعت باشد، فرشتگان رحمت جان او را می گیرند، و کسی که اهل گناه باشد، فرشتگان عذاب، جانش را می گیرند. فرشته مرگ، یارانی از فرشتگان رحمت و عذاب دارد که آنها دقیقاً به فرمان او عمل می کنند. و (به همین دلیل) کار آنها کار خود اوست و هر کاری انجام دهند به او نسبت داده می شود. پس کار آنها (اعوان ملک الموت) کار خود ملک الموت است (فعلهم فعل ملک الموت) از طرفی کار ملک الموت هم کار خداست (فعل ملک الموت فعل الله) و این هر دو یک علت دارد. و آن این که یاران ملک الموت به فرمان او عمل می کنند و او هم به فرمان خدا عمل می کند، پس کار آنها کار خدا خواهد بود.»
سپس به طور کلی می فرمایند:
لأنه یَتَوفیَّ الانفسَ علی یَدِ مَن یَشاءُ و یُعطی و یَمنَعُ و یُثیبُ و یُعاقِبُ عَلی یَدِ مَن یشاءُ وَ إِنَّ فَعلَ اُمَنائهِ فِعلُهُ کما قال: و ما تَشاؤونَ الا أن یَشاء اللهُ [6]
چون خدا جانها را به واسطه هر کس که بخواهد می گیرد، و به وسیله هر کس که بخواهد، می بخشد و باز می دارد و ثواب می دهد و عقاب می کند. و به این علت، کار امین های خداکار خداست، همان طور که (خطاب به امناء خود) فرمود: «و شما نمی خواهید مگر این که خدا بخواهد.»
بدین ترتیب، در مسأله قبض روح، خدای متعال، عملی را که دقیقاً مطابق امر او انجام پذیرد، فعل خود شمرده است. مثل این که اگر کسی را برای انجام کاری بفرستیم و او دقیقاً مطابق نقشه و دستور ما عمل کند، ما هم عمل او را به خود نسبت می دهیم. در این مورد، با این که مستقیماً خود آن را انجام نداده ایم، دیگران هم آن را کار ما می شمارند و اگر شایسته مدح یا مذمتی باشد، به ما هم مربوط می شود. عمل ملک الموت و ملائکه دیگر نیز همین گونه است. ملائکه فاعل مختار هستند. یعنی از روی اختیار و آزادانه عمل می کنند. ولی چون دقیقاً مطابق امر خدا عمل می کنند، کار آنها در حقیقت کار خداست، و آنها به منزله دست خدا عمل می کنند. به همین ترتیب، بخشش و پاداش با کیفر دادن نیز می تواند به وسیله غیر خدا صورت پذیرد، ولی در عین حال حقیقتاً به خدا منسوب گردد. البته این غیر خدائی که کارش، کار خدا محسوب می شود، به دلیل عصمتی که دارد، قطعاً از امناء الهی است که عملش دقیقاً مطابق خواست پروردگار است. مصداق کامل این ایادی، ائمه (ع) هستند که امناء خدا خوانده شده اند. در زیارت مأثور جامعه کبیره خطاب به اهل بیت (ع) چنین می خوانیم:
السّلام علیکم یا ... اُمَناءَ الرَّحمنِ [7]
بنابراین هیچ اشکالی ندارد که معتقد شویم به این که خدای متعال در کلیه انعام های خویش از جمله روزی دادن، کار اختیاری ائمه (ع) را کار خود بداند و به تعبیر امیرالمؤمنین (ع) «علی ید» ایشان نعمت هایش را بر مخلوقاتش جاری سازد.
امام سجاد (ع) در روایتی امر «روزی» را این گونه تشریح فرموده اند:
یا ابا حمزه! لا تَنامَنَّ قَبلَ طُلوع الشَّمس، فانیّ اَکرَهُها لک. اِنّ اللهَ یُقسِمُ فی ذلک الوقتِ اَرزاقَ العِبادِ و علی اَیدینا یُجریها [8]
ای ابوحمزه! قبل از طلوع آفتاب نخواب، چون من از خوابیدن تو در این وقت کراهت دارم. (زیرا) خدا روزی بندگان را در این وقت تقسیم می کند و به واسطه ما آن را جاری می سازد.
تعبیر ایشان در اینجا «عَلی اَیدینا» است. همان تعبیری که حضرت امیر (ع) درباره قبض روح فرمودند: «یتوفی الانفس علی ید من یشاء» امام سجاد (ع) در حقیقت مصداق «من یشاء» را معین فرموده اند. بنابراین نحوه روزی دادن خدا به بندگان، می تواند مانند نحوه قبض روح کردن خدا باشد. قبض روح توسط فرشتگان الهی اما به امر خدا و مطابق خواست او انجام می شود. و به همین دلیل کار آنها، کار خود خدا محسوب می شود. در مسأله روزی دادن هم ممکن است بگوئیم این کار را ائمه (ع) به عنوان یک عمل اختیاری انجام میدهند، ولی چون به فرمان الهی و دقیقاً مطابق خواست او انجام می دهند، خدای تعالی این کار را به خودش نسبت می دهد. ائمه (ع) به هیچ وجه از خواست الهی تجاوز نمی کنند و خواست ایشان چیزی جز خواست خدا نیست. بنابراین روزی رساندن می تواند کار امام (ع) باشد که ایشان طبق تقدیر و تقسیم الهی و دقیقاً مطابق مشیت او این کار را انجام دهند.
در بعضی روایات، کار تقسیم روزی به فرشتگان الهی نسبت داده شده است:
قال الرضا صلوات الله علیه فی قولِ الله عَزَّوَجَّل: «فالمقسَّماتِ اَمراً» قال: الملائکَهُ تُقَسَّمُ اَرزاقَ بنی آدمَ ما بین طلوع الفَجر الی طُلُوعِ الشَّمسِ [9]
امام رضا (ع) ذیل آیه شریفه «فالمقسمات امراً» [10] فرمودند: فرشتگان، روزی انسان ها را بین طلوع فجر تا طلوع خورشید تقسیم می نمایند.
امام سجاد (ع) خطاب به ابوحمزه فرموده اند که خدا به دست ما روزی را در بین الطلوعین تقسیم می کند. و در این روایت آمده است که در این زمان، ملائکه، تقسیم کننده روزی هستند. جمع این دو روایت، مانند بحث «قبض روح» است.
در اینجا می گوییم که در هر حال خدای سبحان، تقسیم کننده روزی است، و این امر را به دست امناء خود یعنی ائمه (ع) و ملائکه سپرده است. و البته ملائکه هم تحت فرمان اهل بیت (ع) عمل می نمایند.
امام موسی بن جعفر (ع) فرمود:
ما مِن ملکٍ یُهبِطُهُ اللهُ فی امرٍ مِمّا یَهبطُ له الا بَدأَ بِالامام، فَعَرضَ ذلک عَلَیه و انّ مُختَلَفَ الملائکِهِ مِن عِندِاللهِ تبارکَ و تعالی الی صاحِبِ هذا الأمرِ [11]
هیچ فرشته ای نیست که خدا او را برای کاری فرو فرستد، مگر این که از امام (ع) شروع می کند و آن کار را خدمت امام (ع) عرضه می کند. و به طور کلی آمد و شد ملائکه از جانب خدای تبارک و تعالی به سوی صاحب این امر (حجت خدا) است. هرگاه خدای متعال فرشته ای را برای هر منظوری مثل اجابت دعا، روزی دادن، و ... به زمین می فرستد، آن فرشته به فرمان الهی ابتدا خدمت امام (ع) می رسد. و آنچه را که مأمور به آن شده است خدمت ایشان عرضه می دارد، و بعد هم که بخواهد از جانب زمین به سوی پروردگار باز گردد، مجدداً از خدمت امام (ع) مرخص می شود. از طرفی خدای متعال، همه مخلوقات را مطیع و فرمانبردار ائمه (ع) قرار داده که فرشتگان هم از این امر مستثنی نیستند. امام حسین (ع) فرمود:
واللهِ ما خَلَقَ اللهُ شیئاً اِلاّ و قد اَمَره بِالطاعَهِ لنا [12]
قسم به خدا، خدا چیزی را نیافریده، مگر آن که به او امر فرموده تا از ما اطاعت و فرمانبری کند.
بنابراین فرشتگانی که برای انجام کاری به زمین فرو می آیند، باید مطیع اوامر امام (ع) باشند. از این رو در تقسیم روزی بین بندگان، ملائکه الهی باید به فرمان امام (ع) عمل کنند.
در زیارت امام حسین (ع) می خوانیم:
اِرادَهُ الرِّبَّ فی مَقادیرِ امُورهِ تَهبِطُ الیکم و تَصدُرُ مِن بُیُوتِکم [13]
اراده پروردگار در مقدرات آموزش، به سوی شما فرو می آید و از خانه های شما خارج می گردد.
اراده الهی بدون وساطت اهل بیت (ع) صورت نمی پذیرد، بلکه ورود و صدور خواست پروردگار بر ائمه (ع) است. بنابراین وقتی ملائکه می خواهند روزی را از طرف خدا قسمت کنند، ابتدا خدمت امام می رسند. و چون همه نعمت ها متعلق به امام (ع) است، ایشان حق دارند که ملک خود را به کسی ببخشند یا از او باز دارند.
ولی بنابر دلائل مستند و فراوان، اراده و خواست امام (ع) همان خواست و اراده خداست و رضا و غضب ایشان عین خشنودی و ناخشنودی پروردگار است [14] از این رو، هر جا خدا بخواهد ایشان می بخشند. و در حقیقت هر چیزی که ائمه (ع) اعطا کنند می توان گفت که خدا آن را بخشیده است، و بازداشتن ایشان نیز در حقیقت بازداشتن خداست.
فرشتگان هم از طرف خدای عزوجل مأمورند که تحت فرمان امام (ع) باشند. در هر کاری به خدمت امام (ع) برسند، و با اجازه ایشان آنچه را متعلق به امام است، بین خلائق تقسیم کنند. خدا به آنها امر فرموده که مطیع ائمه (ع) باشند و به فرمان ایشان عمل کنند. نتیجه کلی آن بحث این است که امام (ع) واسطه فیض الهی در همه نعمت های دنیوی و اخروی، مادی و معنوی است. دقت کنیم که این وساطت، هیچ «ضرورت عقلی» ندارد که ما بخواهیم الزامی برای خدای عزوجل ایجاد کنیم، بلکه خدا خود، چنین خواسته است که همه نعمت ها را به امام ببخشد، تا ایشان آنها را به خواست خودشان (که همان خواست خداست) بین بندگان تقسیم کنند. تأکید میشود که اگر خدا چنین نمی خواست، می توانست نعمت های خود را مستقیماً و بدون وساطت ائمه (ع) به مخلوقات خود ارزانی دارد. ولی حال که به دلالت آیات و روایات، می فهمیم مشیت خدا به این امر تعلق گرفته، باید به ولی نعمت بودن اهل بیت (ع) معتقد باشیم.
ناگفته نماند که لازمه بحث فعلی، قول به «تفویض باطل» که در بعضی از احادیث به آن اشاره شده، نمی باشد. «تفویض در امر خلق و رزق» که قائل به آن مشرک دانسته شده، [15] این است که کسی معتقد شود حجت های الهی مستقل از مشیت و امر الهی، تدبیر امور تکوینی خلق را بعهده دارند و به عبارتی خدا کار را به طور کامل به ایشان «واگذار» کرده و آنها به جای خدا عمل می کنند. چنین معنایی کاملاً نادرست و در حقیقت شرک به خدای متعال است و هیچ ربطی به آنچه اثبات شد، ندارد.
[1] ما در اینجا قصد طرح و بررسی همه احادیث مربوط به این حدیث را نداریم. سطح این کار بالاتر از حد این کتاب است.
[2] سوره سجده / آیه 11
[3] سوره زمر / آیه 42
[4] سوره نحل / آیه 32
[5] سوره حج / آیه 75
[6] احتجاج طبرسی / ج 1 / ص 367 و 368
[7] بحارالانوار / ج 102 / ص 128 و مفاتح الجنان
[8] بصائر الدرجات / جزء 7 / باب 14 / حدیث 9
[9] بحارالانوار / ج 86 / ص 130
[10] سوره ذاریات / آیه 4
[11] بحارالانوار / ج 26 / ص 357 / ح 21
[12] بحارالانوار / ج 44 / ص 183
[13] کامل الزیارات / باب 79 / ح 2 / ص 366
[14] و ما تشاؤون الا ان یشاء الله (دهر – 30)
[15] بحارالانوار / ج 78 / ص 354

توضیحی در معنای وساطت فیض
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1