همه نعمت های مادی که انسان در لحظه لحظه زندگی خود از آن بهره مند می شود، می توانند در جهت معرفت بیشتر پروردگار برای او مفید باشند، چرا که بنده با دیدن این نعمت ها متذکر به منعم خویش می گردد. اگر ما همه چیز خود را برای خدا می خواهیم، باید نعمت های مورد استفاده ما معرفت ما را نسبت به خدا بالا ببرد. در غیر این صورت، حق نعمت ادا نشده و در حقیقت کفران آن نعمت شده است. و ما به واسطه کفران آن، استحقاق عقوبت پیدا خواهیم کرد و در مقابل خدا باید پاسخگو باشیم.
خداوند کریم می فرماید:
ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَعیم [1]
سپس در آن روز (قیامت) از نعمت مورد سئوال قرار می گیرید
علاوه بر آنچه قبلاً در بیان نعمت مورد سئوال گذشت؛ باید بدانیم که سئوال پروردگار از این است که آیا حق نعمت ادا شده است یا خیر؟ اگر نعمت های مادی در مسیر خداپسندانه قرار گیرد، حق آنها ادا شده است و دیگر مورد سئوال قرار نمی گیرند، زیرا در همان جهت مورد نظر منعم استفاده شده اند. ولی اگر نعمتی در مسیر مورد رضایت خدای تعالی قرار نگیرد، از آن سئوال می شود.
امام صادق (ع) فرموده اند:
مَن ذَکَر اسمَ اللهِ عَلی الطَعامِ الایُسأَلُ عَن نَعیمِ ذلک الطَعام ابداً [2]
کسی که اسم خدا را هنگام غذا خوردن بر زبان آورد، هرگز از نعمت آن طعام مورد سئوال قرار نمی گیرد
اگر انسان هنگام استفاده از غذا، نام خدا را به هر صورتی بر زبان آورد، یعنی منعم اصلی نعمت را یاد کند، نسبت به آن نعمت، مورد پرسش قرار نمی گیرد، بنده باید بفهمد که سرسفره چه کسی نشسته است و با چه اجازه ای از نعمت ها استفاده می نماید.
اگر در کنار هر نعمت، متذکر ولی نعمت شدیم، و یاد خدا در ما جلوه گر شد. و متوجه شدیم که غرض از اعطای نعمت چه بوده است، با بهره گیری از آن نعمت، مرتبه بندگی ما نسبت به خدا بالاتر می رود، و معرفت ما عمیق تر می شود. اگر چنین شد، غرض از اعطای نعمت تأمین گشته است، و دیگر استفاده از آن جای سئوال و مؤاخذه ندارد، ولی اگر بهره برداری از نعمت به این غرض منتهی نشد، آن گاه جای سئوال پیش می آید که این نعمت چگونه صرف شده است.
خداوند رحیم، در حقیقت نعمت دادن به بندگان را طریقی برای رسیدن آنها به کمال قرار داده است. لذا همه نعمت ها را بر او سرازیر کرده تا آنها را در جهت معرفت و عبادت بیشتر خدا به کار گیرد. اگر نعمت در جهت کسب معرفت و بندگی او صرف نشود، ضایع شده وحق آن ادا نگشته است. و نکته بالاتر این که در آن حالت، نعمت به نقمت تبدیل شده است.
نقمت در مقابل نعمت است. هر چه خدای عزوجل به بندگانش عطا کرده، می تواند نعمت باشد، یا این که انسان با سوء اختیار خود آنها را به نقمت تبدیل کند. به عنوان مثال، سلامت که به عنوان نعمتی بزرگ شناخته شده است، گاهی نقمت می شود. به عبارتی اگر سلامت، ما را در مسیر بندگی خدا پیش ببرد، نعمت است و گرنه نقمت خواهد بود، چون انسان به وسیله آن از راه بندگی خدا دور می شود و این موهبت الهی، وبال گردنش شده که باید در محضر الهی پاسخگوی آن باشد.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
اِنَّ اللهَ عزَّوجَلَّ أنعَمَ عَلی قَومٍ فَلَم یَشکُرُوا فصارَت عَلَیهِم وَ بالاً [3]
خدای عزوجل به قومی نعمتی بخشید، ولی شکر آن را ادا نکردند، پس آن نعمت و بال گردن ایشان گردید
نعمت سلامت، اگر در راه معصیت خدا به کار رود، بنده را از خدا دور می کند. گاهی فرد بیمار می شود، و به واسطه ناتوانی نمی تواند گناه کند. این حالت بهتر از آن است که از سلامت خویش در جهت خلاف رضای پروردگار استفاده نماید. پس سلامت، موهبتی، الهی است که فرد گناهکار، با سوء اختیار خود، و انتخاب معصیت به جای طاعت، این نعمت را به نقمت تبدیل می کند.
بنابراین وقتی به نعم، اطلاق نعمت می گردد که در جهت بندگی استفاده شود، در غیر این صورت نعمت ضایع شده و تبدیل به نقمت می شود. چون انسان گناهکار، به اختیار خود، از آن برای تذکر به معرفت خدا بهره نمی گیرد و هر چه بیشتر از آن استفاده کند، او را از خدای عزوجل دورتر می سازد.
[1] سوره تکاثر / آیه 8
[2] بحارالانوار / ج 66 / ص 368
[3] اصول کافی / کتاب الایمان و الکفر / باب الصبر / ح 18

تبدیل نعمت به نقمت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1