montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

اگر بخواهیم حق نعمت های الهی را ادا کنیم، یعنی نعمت بودن آن را برای خود حفظ نماییم، باید روح معرفه الله را در آن نگاه داریم، تا خود آن نعمت نیز مقدمۀ معرفت بیشتر خدا شود. بنابراین باید در جستجوی راهی باشیم که از طریق آن، معرفت خدا به طور کامل و صحیح برای ما تأمین و حاصل گردد.

اگر کسی بخواهد راه صحیح و کامل بندگی را بشناسد و بپیماید، باید از مربیان و معلمانی که خدای حکیم به همین منظور برای بشر قرار داده، بهره مند شود، یعنی خود را تحت تعلیم و تربیت ایشان قرار دهد. اینها کسانی هستند که خود در بالاترین درجات معرفت و بندگی خدا هستند، و می توانند از دیگران هم در این مسیر دستگیری کنند. اینها همان هایی هستند که «باب الله» نامیده شده اند.
اهل بیت (ع) بهترین مربیان بشر در خداشناسی هستند. و اگر کسی واقعاً بخواهد خداشناس شود، باید صرفاً به ایشان رجوع کند. البته توجه داریم که خود اهل بیت (ع) را به خدا و از طریق معرفی او شناخته ایم، یعنی خداشناسی بر پیغمبر شناسی و امام شناسی مقدم است. ولی حفظ همین خداشناسی در مسیر صحیح و تکمیل و بارور کردن آن احتیاج به نگهبانانی دارد که خود در این مسیر، معصوم از خطا و لغزش هستند و اینها جز چهارده معصوم (ع) نیستند. [1]

خدای متعال دستور فرموده است:

وأتُوا البُیُوتَ مِن اَبوابِها [2]

از درهای خانه ها وارد آنها شوید

تنها راه خدا شناس شدن، ورود از باب «اهل بیت» (ع) است. اگر کسی که در این دنیا تحت تربیت امام (ع) قرار نگیرد، حفظ شدنش در مسیر بندگی خدا تضمین نشده، و هر لحظه امکان لغزش و انحراف از مسیر فطری خداشناسی برایش امکان پذیر است. این خواست خود خداست که انسان ها از این طریق به معرفت خدا برسند.

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:

اِنّ اللهَ تَبارکَ و تعالی لو شاءَ لَعَرَفَ العِبادَ نَفسَه، ولکن جَعَلَنا اَبوابَه و صِراطَه و سبیلَه و الوَجهَ الّذی یُؤتی منه [3]

خداوند متعال، اگر می خواست خودش را مستقیماً و بی واسطه به بندگان می شناساند، ولی ما را باب و راه و طریق خود و آن جهت و سویی که باید از آن داخل شوند، قرار داده است.

مشیت خدا بر این تعلق گرفته که اهل بیت (ع) را طریق منحصر به فرد معرفی خود قرار دهد. پس هر کس طالب هدایت است، «باید» به در خانۀ ایشان برود. [4]

البته این «باید» را خدا قرار داده است، نه این که ما به فکر ناقص خود برای حضرت باری جلّ شأنه، تعیین تکلیف کرده باشیم. در این شکی نیست که اگر خداوند می خواست، خودش را مستقیماً به همه معرفی می کرد. ولی حال که چنین نخواسته، هر کس می خواهد موحد شود، باید امام (ع) را بشناسد، از راهنمایی های او بهره مند شود و خود را تحت تربیت او قرار دهد.

لذا معرفت امام (ع) تنها راه حصول معرفه الله است، یعنی شناخت امام (ع)، طریق و راه نیل به معرفت خداست، به این معنا که اگر کسی می خواهد به طور کامل و صحیح خدا را بندگی کند، باید امام شناس بوده و با اعتقاد به ایشان، از قول و عمل آنها پیروی نماید. در غیر این صورت، بندگی خدا حاصل نخواهد شد.

اگر واقعاً شاگرد مکتب اهل بیت (ع) شویم، می بینیم که در تبیین همه وظایف بندگان، بهترین و عالی ترین و روشن ترین تعالیم را ارائه فرموده اند. در بسیاری از موارد، تنبهات زیبا و ظریفی به احکام عقلی داده اند که هر انسان عاقلی را متذکر می سازد. از سوی دیگر، احکام تعبدی را با دقت به رهروان این راه آموخته اند. با مراجعه به احادیث اهل بیت (ع) می یابیم که به واقع بندگی و معرفت خدا به واسطه ایشان تحقق می یابد، همان طور که امام باقر (ع) فرمودند:

بِنا عُبِدَ اللهُ وَ بِنا عُرِفَ اللهُ وبِنا وُحَّدَ اللهُ [5]

به وسیله ما خدا بندگی می شود، و به وسیله ما خدا شناخته می شود، و به وسیله ما توحید خداوند تحقق می یابد.

امام صادق (ع) اضافه فرمودند:

.... لولا نحنُ ما عُبِدَاللهُ [6]

اگر ما نبودیم، خدا عبادت نمی شد.

و باز هم حضرت ایشان (ع) تأکید فرمودند:

لَولاهُم ما عُرِفَ اللهُ [7]

اگر ایشان (رسول خدا و ائمه هدی و حضرت زهرا «ع») نبودند، خدا شناخته نمی شد. شناخت خدا امری فطری است، ولی آن شناخت فطری باید توأم با تذکر باشد، و خود این تنبه نیز باید همواره تداوم یابد.

برای این که افراد خداشناس شوند، باید از راهی بروند که ائمه (ع) جلوی پای آنها می گذارند، تا در آن مسیر، گوهر معرفت خدا را از دست ندهند. به علاوه اگر ما از نعمت وجود ائمه (ع) بهره مند نبودیم، با نحوه عبادت خدا هم آشنا نمی شدیم. چرا که ایشان از طرف خدا آمده و می گویند که اعمال عبادی چگونه باید انجام شود، مثلاً به چه طریقی باید نماز خواند، احکام روزه چیست، چه طور باید به حج رفت... و به طور کلی چگونه باید عبادت کرد.

آن بزرگواران می دانند که چه برنامه ای باید در زندگی پیاده شود و اعمال جوارحی و قلبی ما باید چگونه باشد تا بتوانیم بنده خدا باشیم. به عنوان مثال در بحث شکر، بهترین تذکرات درباره نعمت های خدا و نحوه شکرگزاری از آنها و معرفت حمد و نوع سپاس از خدا و .... همه به تعلیم پیامبر و حضرت فاطمه و ائمه (ع) بوده است.

لذا اگر بخواهیم بنده خدا باشیم، و گوهر معرفه الله را حفظ کنیم، و بر شدت و عمق آن بیفزائیم، باید دنباله روی ایشان باشیم. هیچ کس از بیراهه نمی تواند به سر منزل مقصود برسد، بلکه تنها با زانو زدن در مکتب ایشان، می توان به هر خیری – از جمله توحید پروردگار دست یافت.

امام صادق (ع) فرمود:

نحنُ اَصلُ کُلَّ خیرٍ، و مِن فُرُوعِنا کلَّ بِرَّ، فَمِنَ البِرَّ التوحیدُ و الصَلوهُ و الصِیامُ و کَظمُ الغَیظِ و العَفوُ عَنِ المُسیء و رَحمَهُ الفَقیرِ و تَعَهُّدُ الجارِ و الإقرارُ بالفَصلِ لأهلِهِ [8]

ما ریشه هر خیر هستیم، و هر نیکی از شاخه های ماست. و از جمله نیکی ها است: توحید، نماز، روزه، فرو بردن خشم، گذشت از بدکار، ترحم به فقیر، احساس مسؤولیت در برابر همسایه و اعتراف به برتری آن که شایستگی آن را دارد.

تنها راه رسیدن به هر خیری، مراجعه به اصل و ریشه آن یعنی اهل بیت (ع) است. در صدر همه نیکی ها، توحید یعنی اعتقاد به خدای واحد جای دارد. و بقیه خوبی ها که فروع دین هستند از آن ناشی می شوند.

نتیجه این که معرفت امام (ع) نسبت به معرفت خدا طریقیت دارد و اگر می خواهیم به خداشناسی دست یابیم، باید امام شناس شویم، یعنی هم امام را بشناسیم، هم به در خانه او برویم و هم از او اطاعت کنیم.

البته ما امام (ع) را به معرفی خود خدا می شناسیم، خدا است که پیامبر رحمت (ص) را با آیات و بیناتی فرستاده، تا همان آیات، حجت و برهانی برای اثبات رسالتش باشد، و جانشینان آن رسول گرامی هم به معرفی ایشان برای ما شناخته شده اند. پس در حقیقت، خدای عزوجل، امام را به بندگان معرفی می کند.

اگر چنین معرفتی نسبت به امام (ع) ایجاد گردید و ما امام را شناختیم، به حکم عقل سلیم، باید او را به امامت قبول نمائیم، یعنی با اختیار خود تسلیم ایشان گشته و از حضرتش پیروی نمائیم. در چنین صورتی، این عمل ما می تواند مقدمه ای شود برای این که خداوند متعال، مرتبه بالاتری از معرفت خودش را به ما عطا فرماید، و بدین ترتیب در مسیر خداشناسی بمانیم و کاملتر شویم.

از طریق هدایت چهارده معصوم (ع)، همواره متذکر معروف فطری خود می گردیم. به عبارتی، معرفت فطری ما به خدای سبحان، به وسیله «تنبهات چهارده نور پاک (ع)» محافظت می شود. و تنها با تربیت ایشان، به خداشناسی کامل و صحیح خواهیم رسید.
از طرف دیگر، معرفت بیشتر ما نسبت به خدای عزوجل، ما را با اهل بیت (ع) آشناتر می سازد، یعنی با عبادت صحیح و خالصانه، معرفت ما به ایشان بالاتر می رود و همین می تواند پله ای و نردبانی برای تسلیم بیشتر به اهل بیت (ع)، و در نتیجه معرفت بالاتری نسبت به خدای متعال باشد.

پس نتیجه معرفت بیشتر خدا، معرفت بیشتر امام (ع) است. و بالعکس معرفت بالاتر نسبت به امام، ما را به معرفت بالاتر خدای تعالی می رساند. و این هر دو، بستگی کامل دارد به اختیار خود انسان، که به آنچه لازمه معرفتش می باشد، تسلیم گردد تا هر دو نتیجه برایش حاصل گردد.

[1] توضیح بیشتر این مطلب در کتاب معرفت امام عصر (ع صفحات 114 تا 114 آمده است.

[2] سوره بقره / آیه 189

[3] اصول کفای / کتاب الحجه / باب معرفه الامام و الرد الیه / ح 9

[4] توضیح بیشتر این روایت در کتاب معرفت امام عصر (ع) / ص 113 از همین مؤلف آمده است.

[5] اصول کافی / کتاب التوحید / باب النوادر / ح 10

[6] اصول کافی / کتاب التوحید / باب النوادر / ح 5

[7] اصول کافی / باب ان الائمه (ع) خلفاء الله عزوجل فی ارضه و ابوابه التی منها یؤتی / ح 2

[8] کافی – کتاب الروضه / ص 242 / ح 336


معرفت امام (ع)، تنها راه معرفه الله


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1