montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

خداوند منان، نعمت ها و خیرات بسیاری است را نصیب بندگان خویش نموده است. ولی خود، بعضی از نعمت ها را بر بعضی دیگر برتری داده و آنها را بزرگتر شمرده است تا جائی که در قرآن، نعمتی را «خیر کثیر» نامیده است.

یُؤتی الحِکمَهَ مَن یَشاءُ و مَن یُؤتَ الحِکمَهَ فَقَد اُوتیَ خیراً کثیراً و ما یَذَّکَّرُ الاّ اوُلو الالباب [1]

(خداوند) به هر کس که بخواهد حکمت عطا می نماید. و هر کس به او حکمت داده شد. قطعاً خیر کثیر به او داده شده است. ولی فقط خردمندان (به این حقیقت) متذکر هستند.

خداوند، حکمت را به هر کس که بخواهد (مَن یشاء) عطا می کند، چرا که اعطای پروردگار سبحان بر مبنای فضل اوست و هیچ استحقاقی از جانب مخلوقات در کار نیست. بنابراین خداوند کریم، به فضل خود، به هر فردی که بخواهد حکمت می بخشد.
در ادامه آیه، حکمت را «خیر کثیر» نامیده است. وصف این نعمت به خیر کثیر، توسط خداوند، نشان می دهد که این نعمت، بسیار ارزشمند اس. به همین جهت، جناب لقمان همواره مورد توجه ائمه اطهار (ع) بوده و ایشان، سفارش های او را مکرر نقل می فرمودند.

خدای متعال در انتهای آیه تأکید فرموده که ارزش و قدر این خیر کثیر را فقط صاحبان خردناب می یابند. پس اگر این خیر کثیر به کسی داده شد، باید قدر آن را بداند و حق شکر آن را به جا آورد و دانستیم که این حکمت ارزشمند و گرانقدر، چیزی جز معرفت امام (ع) نمی باشد. همان طور که در تفسیر آیه مربوط به حضرت لقمان گذشت.
بیان دیگری هم از امام صادق (ع) در ذیل آیه اخیر [2] آمده که ایشان حکمت را چنین تفسیر فرموده اند:

طاعَهُ اللهِ وَ مَعرِفَهُ الامام [3]

این بیان هم مؤید همان تفسیر قبلی است، معرفت امام (ع) و اطاعت از خدا، جدای از هم نیستند، بلکه لازم و ملزوم یکدیگرند.
پس به طور خلاصه، امام (ع) و معرفت ایشان، همان خیر کثیری است که خدای جلیل با اعطای آن بر بندگان منت گذاشته و آن را از بقیه نعمت های عطا شده، بزرگتر و مهمتر خوانده است. چرا که همه خیرات از این سرچشمه ناشی می شود و به همین جهت، «خیر کثیر» نام گرفته است.

در زیارت جامعه کبیره، همین مطلب به عبارت ذیل آمده است:

اِن ذکرِ الخیرُ کنتُم اَوَّلَه و اَصلَه و فَرعَه و مَعدِنَه وَ مأواهُ و مُنتَهاه [4]

اگر از خیر صحبت شود، شما ابتدای آن و ریشه و شاخه آن و سرچشمه و پناهگاه و انتهای آن هستید.

خداوند متعال، عالم هستی را این گونه قرار داده است که هر خیری به هر کس برسد، باید از طریق امام (ع) باشد، یعنی ایشان واسطه همه نعمت ها هستند. از طرف دیگر، شکر هر نعمتی موکول به معرفت امام (ع) است که این معرفت، خود بالاترین نعمت خداست. و انسان حتی برای رسیدن به معرفت خدا هدف غایی از خلقت نیز از این نعمت بی نیاز نمی باشد. بنابراین معرفت امام (ع) نعمتی است که نعمت بودن همه نعمت ها وابسته به آن است، به طوری که بدون آن، هیچ نعمتی نعمت نیست، بلکه «نقمت» خواهد بود. زیرا معرفت امام (ع) تنها نعمتی است که اگر باشد.

هدف پروردگار از اعطای نعمت به بندگانش محقق می شود، و اگر نباشد همه آنها در غیر مسیر رضای الهی خواهند بود که در آن صورت «نقمت» می شوند. پس باید قدر این نعمت دردانه الهی یعنی معرفت امام (ع) را که خیر کثیر است، بیشتر و عمیق تر بدانیم.
در فصل بعد به بررسی بیشتر این مطلب خواهیم پرداخت.

[1] سوره بقره / آیه 269

[2] همان مدرک

[2] تفسیر کنز الدقائق / ج 2 / ص 444

[4] بحارالانوار / ج 102 / ص 132


امام (ع) و معرفت ایشان «خیر کثیر» است


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1