montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

آیات و روایات بسیاری را می توان یافت که در آن اوصاف پیامبر (ص) نقل شده است. و از آن جا که امام (ع) عدل (همتای) پیامبر می باشد، با مراجعه به این اقوال، می توانیم اوصاف امام (ع) را بشناسیم. یعنی آنچه درباره پیامبر (ص) نقل شده، در مورد همه امامان معصوم (ع) از امیرالمؤمنین (ع) تا حضرت حجه بن الحسن المهدی (عج) صدق می کند.

با توجه به این مطلب، به یکی از اوصاف پیامبر (ص) که امیرالمؤمنین (ع) آن را نقل فرموده اند. توجه می کنیم. اما قبل از بیان حدیث، این نکته را یادآور می شویم که هر چه معرَّف، بهتر و عمیق تر معروف را بشناسد، معرفی او بسیار اثر بخش تر خواهد بود. حال بنگریم که در این روایت، معرف پیامبر (ص) کیست؟! و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) چگونه و تا چه حد، پیامبر (ص) را می شناخته اند؟! حضرت علی (ع) در خطبه قاصعه می فرمایند:

من مانند بچه شتری که به دنبال مادرش راه می افتد، پیامبر (ص) را پیروی می کردم، در هر روزی حضرت یکی از خصوصیات اخلاقی خود را ارائه کرده و به من درستور دنباله روی از آن را می دادند. [1]

پیامبر (ص)، تربیت شده خدا است. و امیرالمؤمنین (ع) دست پرورده پیامبر (ص) بوده اند. حضرت علی (ع) خطاب به کمیل (ره) فرموده اند:

یا کمیلُ اِنّ رسولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ اَدَّبَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ، و هر اَدَّبنی، و انا اُؤدَّبُ المؤمنین [2]

ای کمیل! به درستی که خداوند پیامبرش را تربیت فرمود، و ایشان هم مرا تربیت فرمودند، و من مؤمنین را تربیت می کنم.

پس وقتی ایشان پیامبر (ص) را توصیف می فرمایند، در واقع استاد خویش را معرفی می کنند.

نکته مهم دیگر، این است که حضرت علی (ع) اهل مسامحه و مبالغه گویی هم نبوده اند. و مسلماً معرفتی که معرفی چنین فردی ایجاد می کند، عمق و تأثیر بیشتری خواهد داشت.

اکنون به کلام مهم حضرت امیرالمؤمنین (ع) در وصف پیامبر (ص) گوش جان می سپاریم:

طَبیبُ دَوَّارُ بِطبَّه، قد اَحکَمَ مراهِمَهُ وَ اَحمی مواسِمُهُ، یَضَعٌ من ذلک حیث الحاجَهٌ الیه: من قلوبٍ عُمیٍ و آذانٍ صُمَّ و السِنَهٍ بُکمٍ، مُتتَّبَعُ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الغَفلَهِ و مواطِنَ الحَیَره ... [3]

(پیامبر «ص») طبیبی است که (در بیماری ها و یا بین بیمارها) طب خود را می گرداند (در حالی که) مرهم های خود را به خوبی ساخته و داغ هایش را آماده کرده است. آنها را هر جا که نیاز باشد قرار می دهد: بر دلهای کور و گوشهای ناشنوا و زبان های لال، با داروهای خود موارد غفلت و سرگردانی را می جوید (و معالجه می کند)

در ابتدای روایت اشاره شده که پیامبر، طبیبی است که طب خود را می گرداند. دو معنا برای «دوار بِطبه» می توان در نظر گرفت: یکی این که طبیب دلسوز، طب خود را بین بیماران می گرداند، یعنی خود سراغ بیماران می آید، حتی اگر آنها به او مراجعه نکنند، طبیب با طب خود برای مداوای آنها اقدام می نماید. معنای دیگر این که طب خود را در میان بیماری های مختلف می گرداند، یعنی طب او نسبت به انواع بیماری های جریان پیدا می کند و هر نوع بیماری را مداوا می کند.

این طبیب، مرهم های خود را آماده کرده است و برای جایی که مرهم کار ساز نباشد و احتیاج به ریشه کن کردن بیماری باشد «مَواسِم» خود را داغ کرده است. «مواسم» جمع «مِیسم» - از «و س م» می باشد. «وسم» به داغی گفته می شود که به حیوان زده می شود و جای آن روی بدنش باقی می ماند. «وَسَمَ» نیز نشانه گذاشتن از طریق داغ کردن است [4] کلمه «میسَم» [5] اسم ابزاری است که به وسیله آن بر حیوان داغ می زدند. در قدیم برای ریشه کن کردن عفونت ها، شی ء داغی را روی زخم می گذاشتند و این عمل با وجود این که خیلی دردناک بود ولی ریشه عفونتها را می سوزاند، و آنها را به کلی از بین می برد. [6]

بنابراین پیامبر (ص) طبیبی است که همه ابزار طبابت خود را آماده کرده است. و هر جا که مرهم کار ساز نباشد، با داغ، بیماری را ریشه کن می سازد. این طبیب، هم بیماری های جسمی و هم بیماری های روحی را مداوا می کند. دلهای کور، گوشهای ناشنوا و زبان های لال را شفا داده، و افراد سرگردان و غافل را از غفلت و سرگشتگی نجات می بخشد.

«طبیب بودن» یکی از اوصاف پیامبر (ص) است که انسان، با معرفت به این وصف، می فهمد که دوای همه دردهای جسمانی و روحانی به دست ایشان بوده و آمادگی کامل برای شفای همه دردها را دارند. اگر این معرفت برای کسی حاصل شد، می تواند همین مقام را برای همه امامان در نظر گرفته، و قائل به مقام طبابت برای حضرت علی و اولاد گرامی ایشان (ع) باشد.

[1] نهج البلاغه / فیض الاسلام / خطبه 234

[2] بحارالانوار / ج 77 / ص 269

[3] نهج البلاغه / فیض الاسلام / خطبه 107

[4] کلمه «اسم» هم به اعتبار این که «نشانه» است از «وسم» ریشه گرفته است.

[5] «مِیسم»، حرف یاء به اصل خود بر می گردد و جمع آن مواسم می شود. البته میاسم هم در جمع «میسم» گفاه می شود. لسان العرب / ج 15 / ص 214

[6] ضرب المثل مشهور عربی «اخر الدواء الکی» (آخرین دارو، داغ گذاشتن است) از همین واقعیت ریشه گرفته است.


طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِهّ


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1