montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

یکی از مهمترین شؤون امام (ع) که تأمین کننده اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودنِ امام (ع) در حفظ انسان در برابر خطراتی است، که او را در مسیر هدایت، تهدید می کند.

لغزشگاه های مختلف و متعددی برای انسان در طریق بندگی پروردگار و جود دارد که بسیاری از آنها برای او ناشناخته و فریبنده است، یعنی به سادگی برای او قابل تشخیص نیستند. انسان بدون آن که خودش بفهمد و بداند، در معرض سقوط و انحراف قرار می گیرد. چه بسا در مواردی گمان کند که تقربی به سوی پروردگارش پیدا می کند، ولی در همان حال، گرفتار تسویل و فریب شیطان باشد. اصولاً شناخت شیاطین و راه های فریب دادن آنها در مسیر هدایت انسان، لازمه سلوک و طیّ طریقِ بندگِی خداست. اما این امر به راحتی قابل تشخیص و کشف نیست.

یکی از کمالاتی که خداوند عزوجل در امام (ع) به عنوان مربی بشر در مسیر هدایت قرار داده، شناخت شیطان و راه های فریب دادن او و نیز توانایی نجات انسان ها از دام اوست. هر کس به این حقیقت آگاه شود، مطمئن ترین پناهگاه برای حفظ شدن از شرّ شیاطین را یافته، که باید با التجاء به ائمه (ع) خود را از انواع و اقسام خطرات در این مسیر نجات دهد. این است که استعاذه (پناه آوردن) به امام (ع) یکی از مهمترین وظایف انسان نسبت به ایشان است.

شناخت امام (ع) به این وصف (پناه دادن)، گامی مؤثرّ در استعاذه به ایشان می باشد.

برای آشنایی با این صفت امام (ع) به فرازهایی از وصیتّ امیر مؤمنان (ع) به کمیل بن زیاد که جزء تربیت شدِگان خاصّ حضرت بوده اند مراجعه می کنیم که در این خصوص دستور العمل های مهمی به او داده اند.

سعید بن زید نقل می کند که کمیل بن زیاد را دیدم و از او در مورد فضیلت امیرالمؤمنین (ع) پرسیدم. کمیل به من گفت: آیا می خواهی آن وصیت و سفارشی که امیرالمؤمنین (ع) یک روز به من فرمودند، به تو بازگویم که برای تو، از دنیا و هر آنچه که در آن است، بهتر است؟ گفتم: بلی. او گفت: روزی حضرت، به من وصیت فرمودند که:

یا کُمَیلَ بنَ زیادٍ سَمَّ کُلَّ یومٍ بِاسمِ اللهِ ولا حَولَ ولا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ و توَکَلّ عَلی اللهِ، واذکُرنا وسَمَّ بِاَسمائِنا وصَلَّ عَلَینا واستَعِذ بِاللهِ بِنا، و ادرَأَ بِذلکَ عَن نَفسِکَ وَ ما تَحوطُه عنایَتُک، تُکفَّ شَرَّ ذلک الیومِ اِن شاء اللهُ.

ای کمیل بن زیاد! هر روز نام خدا و «لاحول ولاقوهِ الا بالله» را بر زبان جاری ساز، و بر خدا توکل کن، و (هر روز) ما را یاد کن و ما را به اسم نام ببر و بر ما درود بفرست و به واسطه ما به خدا پناه آور، و به این وسیله از خود و آنچه تحت مراقبت توست، محافظت کن تا انشاء الله از شر آن روز در امان باشی.

.... یا کُمیَلُ اِذا وَسوَسَ الشَیطانُ فی صدرِکَ فقُل: أعوذُ باللهِ القَویَّ مِنَ الشیطانِ الغویّ و أعوُذُ بِمُحَمَّدٍ الرَضیِ مِن شَرَّ ما قُدرَّ و قُضی و أعوذُ بِإلهِ الناس مِن شَرَّ الجِنَّهِ و الناسِ اَجمعین ... تُکفی مَؤُونَهَ ابلیسَ و الشیاطینِ معه، و لَو اَّنهم کُلَّهُم أبالِسَهُ مِثلُه.

ای کمیل! هنگامی که شیطان در دل ترا وسوسه می کند، بگو: از (شتر) شیطان گمراه به خدای تو پناه می برم، و از شرّ قضا و قدر به حضرت محمد (ص) که مورد خشنودی (خدا) است پناه می برم، و از شرّ تمام جنّ و انس به معبود همه مردم (خدا) پناه می آورم... در این صورت از خطر کارهای ابلیس و شیاطینی که با او هستند حفظ می شوی، هر چند همۀ آنها شیطان هایی مانند خود شیطان (اصلی) باشند.

یا کُمَیلُ اِنَّ لَهم خُدَعاً و شَقاشِقَ و زَخارِفَ وَ وساوِسَ و خُیَلاءَ، عَلی کلَّ اَحَدٍ قَدرَ مَنزِلَتهِ فی الطاعهِ و المعصیَهِ، فَبِحَسَبِ ذلکَ یَستولُونَ عَلَیهِ بِالغَلَبِه

ای کمیل! همانا شیاطین نسبت به هر کس، متناسب بامنزلتش در انجام طاعت و ارتکاب معاصی، خدعه ها و فریب ها و ظاهر سازی ها و وسوسه ها و خودستایی دارند. و بر هر کس متناسب با همان منزلت غلبه می کنند.

یا کُمیلُ سَخَطُ اللهِ تَعالی مُحیطٌ بِمَن لَم یَحتَرِز مِنهُم بِاسمِهِ و بَنِبِیهِ و جمیعِ عَزائِمِه وَعَوذِهِ جَلَّ وَ عزَّ، وصَلَی اللهُ عَۀی نَبیهِ و آلهِ وسَلمَّ.
ای کمیل! هر کس از شیاطین، به نام خدا و پیامبرش و همه آنچه (خدا) برای پناه آوردن قرار داده، پرهیز نکند، مشمول ناخشنودی خدای متعال می باشد.

یا کُمَیلُ إِنَّهم یَخدَعوُنَکَ بِأنفُسِهِم، فَاِذا لَم تُجبِهُم مَکَرُوا بِکَ و بِنَفسِکَ بِتَحسینِهِم الیک شَهَواتِک و اعطائِکَ اَمانیُّک و اِرادَتَک، و یُسَوَّلُونَ لَکَ و یُنسُونَکَ و یَنهَونَکَ وَ یَأمُرُونَکَ و یُحسَّنوُنَ ظَّنَکَ بِاللهِ عزَّوَجَّل، حتَّی تَرجُوَه فَتَغتَرَّ بذلک فَتَعصیَهُ، و جَزاءُ العاصی لَظی

ای کمیل! شیاطین ابتدا خودشان تُرا فریب می دهند. و اگر پاسخ مساهد از تو نگیرند، از در مکر و حیله وارد می شوند، تا این که از این راهها ترا به وسیله خودت فریب دهند. به این صورت که امیال و خواسته های ترا برایت زیبا جلوه می دهند و آرزوها و خواسته ات را برآورده می سازند، و (کارهای زشت را) برای تو می آرایند، و (حقایق و خوبی ها را) از یاد تو می برند. و ترا امر (به ارتکاب بدیها) و نهی (از انجام خوبی ها) می کنند. و آن قدر ترا نسبت به خدای عزوجل خوش گمان می کنند، تا این که بیش از اندازه به او امیدوار شوی، و به خاطر امید زیاد، به خود مغرور شده و به گناه بیفتی، در حالی که کیفر گناهکار، آتش است.

یا کُمیلُ اِنّ اِبلیسَ لایَعِدُ عَن نَفسِهِ، و انّما یَعِدُ عَن رَبَّهِ، لِیَحمِلَهُم علی مَعصیَِتِهِ فَیُورَّ طَهُم

ای کمیل! همانا ابلیس از جانب خودش وعده نمی دهد، بلکه از طرف پروردگارش وعده می دهد (وعده خود را از جانب خدا وانمود می کند)، تا این که (انسان ها را) به گناه کشانده و آنها را به هلاکت برساند.

یا کُمیلُ إنه یَأتی لَکَ بِلُفِ کَیدِهِ، فَیَأمُرُکَ بِما یَعلَمُ اَنَّکَ قَد اَلِفتَهُ مِن طاعهٍ لا تَدَعُها، فَتَحسَبُ اَنَّ ذلکَ مَلَکُ کریمٌ، و إنّما هو شَیطانٌ رَجیمٌ. فاذا سَکَنتَ اِلَیه و اطمَأننتَ، حَمَلَکَ عَلیَ العَظائِمِ المُهلِکَهِ الّتی لا نَجاهَ مَعَها
ای کمیل! شیطان بسیار ظریف و ماهرانه ترا فریب می دهد: ترا به عمل خوبی فرمان می دهد که به انجام آن عادت کرده ای و از انجام آن فروگذار نمی کنی، به طوری که تو می پنداری فرشته بزرگواری به سراغ تو آمده، در حالی که او یک شیطان رانده شده است. آن گاه وقتی به او اطمینان کردی و نسبت به او خیالت آسوده شد (دیگر نگران فریب شیطان نبودی!) در آن زمان ترا به ورطه های خطرناک تباهی می اندازد که راه نجاتی از آنها پیدا نمی کنی.

یا کُمَیلُ اِنَّ لَه فِخاخاً یَنصِبُها، فَاحذَر اَن یُوقِعَکَ فیها

ای کمیل! همانا شیطان تله هایی دارد که آنها را (بر سر راه افراد) قرار می دهد. پس مواظب باش که تُرا در آنها نیندازد.

یا کُمَیلُ اِنَّ الارضَ مَملُوَّهٌ مِن فِخاخِهِم. فَلَن یَنجُوَ مِنها الاّ مَن تَشبَّثَ بِنا. وقد أعلَمَکَ اللهُ اَنَّه لَن یَنجوَ مِنها الاّ عِبادُهُ و عِبادُهُ اَولیاؤُنا [1]
ای کمیل! همانا زمین از تله های شیاطین پر است. تنها کسانی از آنها نجات پیدا می کنند که به ما متشبث شوند (بچسبند) و خداوند ترا آگاه فرموده که از آن تله ها فقط بندگانش نجات پیدا می کنند. که بندگان او اهل ولایت ما (اهل بیت علیه السلام) هستند.
امام امیرالمؤمنین (ع) کمیل را به خطراتی که از ناحیه شیاطین پیش روی اوست، تذکر داده اند. و پناهگاه را نیز معرفی فرموده اند. وقتی انسان بداند شیطان به چه صورت هایی ممکن است در صدد فریب او برآید، می کوشد تا مراقبت ها و محافظت های لازم را پیش بگیرد. کسی که خطر را عمیق تر و جدی تر احساس کند، برای مصون ماندن از آن به دنبال کهف حصین می گردد.
البته همان طور که امیرالمؤمنین (ع) فرموده اند، تنها راه محفوظ ماندن از خطرات شیطان، تشبث به اهل بیت (ع) است. تشبث یعنی چسبیدن. وقتی انسان در همه امور خود را به ایشان بچسباند و در هیچ موردی از ایشان فاصله نگیرد، آن وقت می تواند اطمینان یابد که در دام شیطان نمی افتد. ولی اگر چنین نکند هر چند که مقید به انجام طاعات الهی و اهل عبادت باشد مصون ماندنش از شر شیطان تضمین نشده است. بلکه همان طاعت ها و عبادت ها، ممکن است وسیله ای در دست شیطان شوند که نیرنگ خود را از طریق آنها اعمال کند.

کسی که در دام شیطان افتاده، گمان می کند که کار خوب انجام میدهد و به خدا تقرب می جوید. اما در واقع اسیر شیطان است، و پیوسته از خدا دور می شود پس انسان روی اعمال خوب و عبادت هایش هم نمی تواند حساب کند و به دلیلِ انجام آنها خود را مصون از شرّ شیاطین بداند، چون ممکن است این عبادات را هم به دستور شیطان انجام دهد در حالی که به خیال خودش گمان کند که از فرشته الهی فرمان می بَرد.

این است که استعاذه به اهل بیت (ع) که باب استعاذه به خداوند سبحان است تنها راه تأمین سلامت انسان از آفات و خطراتی است که در اثر اغوای شیطان، تهدیدش می کند. این که امام (ع)، چگونه متشبثین به خود را حفظ می نمایند، امری است وجدانی که هر کسی آن را بچشد، معرفتش به امام (ع) از جهت این وصف خاص عمیق تر و بیشتر می شود. البته دانستن و اعتقاد به این که امام (ع) چنین دستگیری هایی از خطر شیاطین می کنند، آن معرفت اولیه را در انسان ایجاد می کند، تا زمینه ساز مراتب بالاتر شود. بنابراین سفارشاتی نظیر آنچه امیرالمؤمنین (ارواحنا فداه) به کمیل فرمودند، می تواند تأثیر بسزایی در بالا بردن درجه انسان در معرفت امام (ع) داشته باشد.

معرفت امام (ع) در هر درجه و رتبه ای، زمینه سازِ تسلیم فرد در مقابل وصف امام است. و با پذیرش آن، شکرِ قلبی نسبت به همان وصف تحقق می یابد. تنها اعتقاد قطعی و جازم به این اوصاف، از شخص دستگیری می کند، یعنی انسان باید با همه وجودش بپذیرد که اگر امام او را حفظ کند، از شیطان هیچ کاری ساخته نیست. و در این اعتقاد خود هیچ گاه تردید نکند. و برای در امان ماندن از شر شیاطین تنها به ایشان پناه آورد.

این گونه اظهار قدرت در برابر شیطان، برخاسته از معرفت قلبی است. قائل شدن به این شأن امام (ع) اختیاری و کاملاً مبتنی بر معرفتی است که نصیب فرد گشته است. به هر اندازه که فرد، پناه دهندگی و نجات دادن امام (ع) از دام های شیطان را چشیده باشد، وظیفه دارد به همان اندازه اعتقاد قوی تری به ایشان داشته باشد، البته از آنجا که اعتقاد داشتن و تسلیم شدن جنبه اختیاری دارد، انسان می تواند از آن سرپیچی کند. یعنی با وجود این که این کمال امام (ع) را هم یافته است، اما با سوء اختیارش اعتقاد محکمی نداشته و یا در عمل کوتاهی کند، و به جای استعاذه و توسل جستن به امام (ع) به غیر ایشان توجه کند. چنین کسی یقیناً مرتکب کفران نعمت گشته است.

[1] بحارالانوار / ج 77 / ص 268 تا 274

استعاذه


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1