montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

برای ادای شکر عملی این اعتقاد که امام (ع) «والد شفیق» (پدر دلسوز) هستند، باید در پاسخ رفتار پدرانه ایشان با امت خویش، شیعیان نیز مانند فرزند صالح عمل کنند، و همیشه در نظر داشته باشند که یک فرزند خوب، چگونه با پدر و مادر دلسوز خود برخورد می کند؟
فرزندی که پدر و مادر مهربانی دارد، همه حاجات خود را نزد آنها می برد، و همواره ایشان را دوست داشته از آنها محبت می خواهد. اگر محبت پدرانه امام زمان (ع) را هم چشیده باشیم. همه گونه توقعی از ایشان پیدا می کنیم، در کوچکترین امور خود به آن حضرت (ع) مراجعه می نمائیم. آن گاه، نه تنها در طلب حاجت های خویش احساس شرم نمی کنیم، بلکه همه سخنان و درد دلها را که از افراد غریبه پنهان می داریم نزد ایشان می بریم. چیزهایی را که حتی از پدر خود هم نمی خواهیم، از ایشان درخواست می کنیم. و اگر چنین نکنیم، معلوم است که اعتقاد قوی نداشته باشیم.
مقتضای «والد شفیق» بودن، توجه به «وَلَد» است. و گاهی فرزند، خطاکار و ناصالح است، ولی تا وقتی که فرزند اوست، [1] پدر، او را رها نمی سازد. حتی اگر مجبور شود که فرزند را تنبیه کند، ولی در قلب خود مایل است که او سریعاً عذرخواهی کرده و به نزد پدر برگردد. پدر مهربان و دلسوز، بیش از فرزند، مایل به برگشتن او به دامان خویش است و تحمل دوری او را زودتر از فرزند، از دست می دهد.

طبق فرمایش امام معصوم (ع)، حضرت مهدی (ع) به واقع پدر دلسوز هستند. و آنچه در بیان این وصف ایشان ذکر می شود براساس منطق قوی است، نه یک بحث احساسی و مبالغه آمیز. این ارتباط، واقعاً برقرار است. و ما باید آن قدر رابطه قوی با امام زمان (ع) داشته باشیم که محبت ایشان از تمام وجودمان بجوشد. همان طور که برای پدرمان دلتنگ می شویم، به دیدارشان می رویم، تلفن می زنیم، نامه می نویسیم، و دردِ دل می کنیم، با امام زمان (ع) نیز باید همین گونه رفتار نمائیم. و این راهی است که خود معصومین (ع) به ما آموخته اند:

کَتَبُ اِلی اَبِی الحَسَنِ عَلَیهِ السَّلامُ اَنَّ الرَّجُلَ یُحِبُّ اَن یُفضِیَ اِلی اِمامِهِ ما یُحِبُّ اَن یُفضِیَ اِلی رَبِّهِ: قالَ: فَکَتَبَ: اِن کانَ لَکَ حاجَهٌ، فَحَرِک شَفتَیکَ، فَاِنَّ الجَوابَ یَأتیکَ [2]

شخصی به امام هادی (ع) نامه نوشت که: کسی دوست دارد آن طور که با خدای خویش درد دل می کند، با امام خود درد دل کند، آیا اشکالی دارد؟ حضرت (ع) در پاسخ نوشتند: اگر حاجتی دارد، لبهایت را تکان بده، جواب به سوی تو خواهد آمد.

فرزند، نیازهای خود را تنها به پدر دلسوز خود می گوید. این توقعی است که پدر از او دارد. اگر پدر بفهمد که فرزندش به دیگری مراجعه کرده، په بسا بسیار ناراحت شود. امام (ع) هم به رعیت خویش اجازه فرموده اند که در هر حاجت کوچک و بزرگی به ایشان روی آوردند، و وعده فرموده اند که به محض حرکت دادنِ لبها، پاسخ خواهند شنید.

امام مهدی (ع) حتی اجازه فرموده اند که به ایشان نامه بنویسیم، و باب این عمل در زمان غیبت کبری همچنان باز است. یکی از راههای ارتباط مستقیم با امام عصر (ع) نوشتن عریضه است بدین گونه که: در یک صفحه کاغذ، حاجت خود را بنویسیم، با امام زمان (ع) درد دل کنیم، آن را داخل ضریح معصوم (ع) یا در آب جاری یا برکه با صدا زدن یکی از نواب اربعه امام عصر (ع) بیندازیم. در این صورت باید اطمینان داشته باشیم که امام (ع) از آن مطلع می شوند. و عملاً نیز با تمسک به این روش، شکرِ عملِی خود را اعلام کنیم. [3]
حال به نمونه ای از عرض حاجت به صورت کتبی خدمت حضرت ولی عصر (ع) و چگونه جواب حضرتش توجه می کنیم:

مرحوم آقا میرزا ابراهیم شیرازی حائری نقل می کرد که در مدتی که در شهر شیراز بودم، چند حاجت داشتم که بسیار مهم بودند، و همه فکرم متوجه آنها شده بود و بسیار ناراحت بودم. یکی از آن حاجات، توفیق زیارت کربلای معلی و قبر مطهر حضرت سید الشهداء (ع) بود. و چاره ای نداشتم جز این که متوسل به دریای کرم حضرت مهدی (ع) شوم. روزی در نزدیکی غروب، از شهر شیراز، تنها و مخفیانه خارج شدم و نزدیک استخری که آب زیادی در آن بود، رفتم. از میان نواب اربعه، جناب حسین بن روح (نایب سوم) را خواندم. عرض کردم که در روایت وارد شده که نواب اربعه را بخوانید، به آنها سلام دهید، عریضه خویش را تسلیم کنید، و او را واسطه رساندن عریضه به امام (ع) قرار دهید. از این رو، عریضه خود را در آب استخر انداختم و هنگام غروب آفتاب، از دروازه دیگر وارد شهر شدم، بر این کار من غیر از خدای تعالی کسی آگاهی پیدا نکرد، و هیچ کس را از عمل خود مطلع نساختم.

وقتی صبح شد، در محضر استادی رفتم که نزد او درس می خواندم، در حالی که همه همدرس هایم حاضر بودند. ناگاه دیدم سیدی جلیل القدر در لباس خدام حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) در آن مجلس وارد شد، و نزدیک به شیخ استاد نشست. من و اهل مجلس، تا آن وقت او را ندیده و نشناخته بودیم، و بعد از آن مجلس هم او را در شیراز ندیدم. آن سید رو به سوی من نمود و مرا به اسم صدا کرد و فرمود: ای میرزا ابراهیم! بدان که عریضه تو خدمت حضرت صاحب الزمان [عجل الله تعالی فرجه] واصل، و به آن بزرگوار تسلیم شده است. من از این گفتار ایشان مبهوت شدم، در حالی که دیگران معنی کلام او را نفهمیدند و لذا سئوالی در مورد آن نکردند.

سید فرمود: من شب گذشته در خواب دیدم که جماعت بسیاری در اطراف جناب سلمان محمدی (رحمه الله علیه) جمع شده اند، و در نزد آن جناب عریضه های بسیاری است و آن جناب مشغول نظر نمودن به آنهاست. جناب سلمان تا مرا دید، به من فرمود: برو نزد میرزا ابراهیم، و علاوه بر اسم من، سایر مشخصات مرا بیان نموده و فرموده بود که به او بگو: این رقعۀ او در دستِ من است (آن گاه دست خود را بلند نموده) و به حضرت حجت الله واصل شده است. دیدم آن رقعه که در دست داشت، مُهر کرده است. من در عالم رؤیا دانستم که رقعۀ هر کس را که آن سَرور قبول می نمایند، آن را مُهر می کنند، و آن که حاجتش را قبول نمی نمایند، اصل عریضه اش را بر می گردانند. حاضرین، از صادق بودن خواب آن سید، از من پرسیدند. قضیه را برای آنها بیان کرده و قسم یاد نمودم که احدی بر این کار مطلع نبود. حاضرین مرا بشارت به قضاء حوائجم داده و چنان شد که به من بشارت به قضاء حوائجم داده و چنان شد که به من بشارت داده بودند. طولی نکشید که موفق به زیارت کربلا شدم، چنانچه الآن در اینجا هستم. و سایر حوائجم نیز بحمدالله برآورده شده است.[4]

[1] گاهی کوتاهی در اعمال، سبب از دست رفتن اعتقادات صحیح می شود. و از آنجا که امام (ع) تنها پدر «امت خویش» هستند، گاهی شخص با انحراف از اعتقادات صحیح، از تحت تکفل امام (ع) خارج می شود.

[2] بحارالانوار / ج 50 / ص 155 / ح 42

[3] برای اطلاع از کیفیت نوشتن عریضه به ساحت مقدس امام عصر (ع) به کتاب «التحفه الرضویه فی مجربات الامامیه» تألیف حجه الاسلام سید محمد رضی رضوی ص 160 مراجعه کنید.

[4] العبقری الحسان / ج 2 / بساط چهارم ص 198 با اندکی تغییر ادبی


شُکر عملیِ: الوالد الشّفیق


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1