اصلیترین خصوصیت امامعصر (علیهالسلام) یعنی مسئله امامت، نخستین هدف حملۀ برخی افراد ناآگاه است. برخی از کسانی که خود را روشنفکر مینامند، امامت را صرفاً یک امر تاریخی میدانند، و برای آن ارزش اعتقادی قائل نیستند. نتیجهی این طرز فکر، بررسی ِمسئلۀ خلافت و جانشینی ِپیامبر، به عنوان یک امر تاریخی است. منطقیترین و مسالمت آمیزترین نتیجۀ این بررسی، آن است که هر چه بوده، گذشته است و بحث مجدّد در مورد حوادث تاریخی، جز نو کردن اختلافات و زنده کردن کینههای دیرینه، ما را از انجام مسئولیّت فعلی خود ـ یعنی پرداختن به وظیفۀ روزگار خود ـ باز میدارد و به انحراف میکشاند.
بدین ترتیب مسئلۀ امامت ـ که اصل و رکن دین است ـ در هالهای از جهل و ابهام و غرضورزی، مورد غفلت و انکار قرار میگیرد. و کار به جایی میرسد که مذاهب مختلف اسلامی را نوعی خط کشی حزبی و حقوقی مینامند و مدّعی میشوند که مکاتب اهلسنت هم در کنار مذاهب بر حقّ شیعه، اسلام حقیقی را تشکیل میدهند! پس هر کدام از این مذاهب مجاز هستند که به فقه خود عمل کنند. بنابراین نباید شیعه را مؤمن، و منکرین امامت و ولایت ائمه (علیهمالسلام) را کافر دانست!
برای اینان که خود را روشنفکر میپندارند، اهمّیّت مسأله امامت، به خوبی روشن نشده، و ائمۀ اطهار (علیهم السلام) را اصلاً (نشناخته اند). از این رو نمیتوانند به راحتی زیر بار این مسئله بروند که «منکر امامت کافر است» [1]
اینان که اصلاً معنی و اهمّیّت امامت را نفهمیدهاند، چگونه میتوانند قدر دان امام (ع) باشند؟ لذا برخی از آنها اظهار میکنند که در اسلام هیچ کس غیر از پیامبر (ص) وجود ندارد که انکار شخصیّت و مقام او موجب کفرشود اینها این قدر معرفت پیدا نکردهاند که بفهمند انکار امامت به منزلۀ انکار توحید و عین کفر است. کافی بود به جای این فرضّیه پردازیها و فرو رفتن در تارهایی که خود به دست و پای خویش میبندند، به این یک روایت پیامبراکرم (ص) توجه میکردهاند که:
مَن ماتَ وَلَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیَّهً [3]
هرکس بمیرد در حالی که امام زمان خودش را نشناخته باشد،
به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
آن گاه میفهمیدند که بدون معرفت امام زمان (علیهالسلام) از گمراهی جاهلیت (عدم شناخت خدا و پیامبر «صلی اللّه علیه وآله وسلم») نمیتوان خارج شد. یعنی بدون قبول مقامات امام (علیهالسلام) انسان از ورطۀ شرک و کفر نجات نمی یابد. [3]
[1] و من جحد کم کافر (زیارت جامعه کبیره، مروی از امام هادی (ع) – بحار الانوار 102 / 103 – این مضمون در احادیث فراوان با الفاظ مختلف آمده است
[2] ینابیع الموده، قندوزی / باب 29 / ص 137
[3] برای آشنایی با توضیح دقیق تر این مطلب به کتاب معرفت امام عصر (ع) از همین نویسنده رجوع شود.

امامت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1