ویژگی دیگر امام (ع) «اَصلُ کُلِّ خَیرٍ» است. در بخش قبل دیدیم که امامصادق "علیهالسلام" فرمودهاند:
نَحنُ اَصلُ کُلِّ خَیرٍ [1]
ما ریشۀ هر نیکی هستیم.
آیا به این کلام امام (ع) اعتقاد داریم یا نه؟ آیا در عمل، رفتار متناسب با این عقیده در ما وجود دارد؟ اگر ایشان را حقیقتاً اصل هر خیری میدانیم، باید در عمل برای کسب خیرات، بیش از هر چیز و پیش از هر کاری، به امام زمان (علیهالسلام) مراجعه کنیم، امّا آیا واقعاً این گونه است؟
اگر خیر دنیوی میخواهیم، مثلاً رفاه و آرامش و امکانات مادّی و ... طلب میکنیم، باید به دنبال ایشان برویم و در تقویت رابطۀ خود با آن حضرت از طریق عمل به احکام دین ـ بکوشیم اگر خیر معنوی ـ مانند تقوی، توحید و معرفت امام (علیهالسلام) میخواهیم، باز هم باید به سراغ خود حضرت برویم. امّا با کمال تأسّف میبینیم که به حضرت بقیّة الله (ارواحنا فداه)، ـ آن طور که شایسته است ـ نه در مسائل مادّی مراجعه میشود، نه در مسائل معنوی.
چند درصد مردم برای رسیدن به توحید واقعی، از باب امام عصر (علیهالسلام) وارد میشوند؟! و چقدر میکوشند که معرفت خود را نسبت به امام خویش بالا ببرند؟ آیا برای کسب توحید ـ به همان میزان که به سخنان اهل فلسفه و عرفان و دانشمندانِ غیر شیعه رجوع میشود ـ به معارفِ گهر بار اهل بیت (علیهمالسلام) بها داده میشود؟!
حقِّ نعمتِ «اَصلُ کُلّ خَیر»، وقتی ادا میشود که انسان به راستی امام عصر (علیهالسلام) را همۀ خیرات بداند، و از این سرچشمۀ پر فیض، بهره گیرد. اگر از این منبع خیرات استفادۀ مناسب و شایسته نشود، حقّ آن در عمل ادا نشده است. پس کاملاً روشن است که امامزمان"علیهالسلام" در این وصف نیز مهجور و متروک باقی مانده، و غریب و مکفور هستند.
[1] روضه کافی / ج 242 / ح 336

ریشۀ هرخیر
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1